از نوشته های روان دائم يک دوست داشتن

يادت رفته که گفتی تو به خدای زنده ابدی که هرگز نمی ميرد توکل کن

وتسبيح وتنزيه بگوی که هم او به گناه بندگانش آگاه است کفايت است.

يادت رفته که گفتی دست قدرتت از جايی که من فکرش رو هم نمیکنم

 می رسه

چی شد پس!!!!!!!

چی شد که هر چی ميچينم با اين تکه های باقی مونده ازم همش

يه تيکه کم مياد

يه تيکه لعنتی که اسمش دل

تو بگو پيش تو نيست ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

پيش هيچ کدوم از اين زمينيا که نيست

يکی به من بگه سهم من کجاست؟

کجا دنبال گم شده ای بگردم که زندگيم رو ...

بگذريم

 

وبلاگش

اُرکاتش

/ 0 نظر / 45 بازدید