وبلاگ مهرنوش

چقدر دلم ميخواد می تونستم يه چيزائی رو توی صفحات اول و وسط داستانم عوض کنم که آخرش اين نشه ... من نمی دونم اگه بتونم بردارم هم بايد کجا شو بردارم... خوش بحال اون کسی که می دونه اگه برگرده و چيزی رو روی عقل ناقص انسانيش عوض کنه همه چی بدتر ميشه ... خدا بهترين چيزا رو واسه ما می خواد ماييم که بايد چشمامونو باز کنيم... حتی توی اين شرايطم ياد خدا آرومم می کنه ... بعضی از آدما می ترسن اسم خدا رو بيارن ... انگار دارهن از جلو چشممون تنها راه نجاتمون رو کور می کنن ... اين يه فاجعس

 

/ 0 نظر / 25 بازدید