يه مقاله ای در اين آدرس خوندم که موضوعش تاثير ازدواج بر مردان نوشته شده. و نظر من اين بود.

عجيبه كه شما خودتون مي گيد اين يه تحقيق در غربه در صورتي احساس من به عنوان يه نمونه از يه مرد ايراني اينه كه : اولا ذينفع؟ چه نفعي؟ احساس رضايت؟ و ... بسته به فرهنگ داره! فرهنگ اونها شايد اين حرف هايي كه شما گفتي رو در خور باشه. ولي مرد ايراني كي و كجا بوده كه كيفيت براش اهميت نداشته. كيفيت يه زندگي به نظر من به آرامش در درجه اول و سپس تفاهم و رضايت براي انجام كار هايي كه در مسير هدف هستند. يعني ما براي انجام دادن يه كار خاص كه در مسير هدفمون هست از كار هم رضايت داشته باشيد. بحث خفنيه و تو يه كامنت نمي گنجد.

بقيه حرف ها قابل تفكره و خوب اونطرف رو نقد كرده ... يه موضوع مهم ديگه كه اينجا ذكر شده اينه كه نوشته شده:"اينگونه زوجها توسط تمايلات جنسي به يکديگر وابسته هستند و روابط اخلاقي ديگر در آن ها بسيار کم است."   اين برداشت راجع به همون شكل از زندگيه ولي باز هم به نظر من قبل از رابطه مستقيم كه دونفر مستقيم ميرن سراغ رابطه جنسي باز هم بايد انتظار اين رو داشته باشه كه انتظارش برآورده شه. منظورم اينه كه قبل از اينكه هر اتقاقي بيافته مگه ميشه كه محبت و علاقه اي نباشه. مثل يه هسته لوبيا مي تونه بارور شه و خيلي چيزا آفت و خيلي چيزا بارورش مي كنه. و واقعا جوونا بايد متوجه آفت ها باشن و سر سري نگيرن.

/ 1 نظر / 26 بازدید
نيما

سلام... کيفيت و لذت به نظر من چيزی هست که در هياهوی کسب دآمد داره از رمق ميفته... موفق باشی و شاد