یه صحرا کبوتر که آتیش گرفته پرو بالشون

شب غربت کبوتر بچه هاست<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

واسشون تا صبح باید شمع سوزوند

شب گریه کردنای بی صداست

واسشون تا صبح باید شمع سوزوند

 

یه صحرا کبوتر که آتیش گرفته پرو بالشون

دل هیچکسی هم جز آتیش نسوخته به احوالشون

تو این شعله ها کاشکی بارون بباره

رو داغ شقایق ها مرهم بذاره

یه دسته کبوتر های بی پناه

یکی یکی از لونشون در بیاره

 

یه باغ سپیدار یه روز خونشون بود

روی شونشون کفترا لونشون بود

حالا اون درخت ها تو طوفان شکسته

کبوتر ها ویلون شدن دسته دسته

 

 

/ 0 نظر / 35 بازدید