گزارش قرار بزرگ وبلاگ نويسان ۱۹ اسفند پارک شفق به همراه عکس

وقت کردم

قرار بزرگ وبلاگ نويسان به همراه عکس

 

من نفر پیر هن مشکی هستم دارم با یه پیر مرد دانا صحبت می کنم

عکس های موبايلم رو هنوز نتونستم از خونه بيارم. اين کامپيوتر ما بدون اجازه همه عکس ها رو می دزده و می بره تو کامپيوتر. خودم اينطوری تنظيمش کردم اونم دست رد به سينه صاحبش نمی زنه.

من از اون روز فقط اينو بگم که ۳ تا هديه داشت برام

يه دوست پير مرد دانا که باهاش حرف زدم. يه کتاب به نام خط سوم از احوالات شمس و ارتباط با وبلاک نويسايی که شايد خيلی وقت بود از اينکه يه همچين آدم هايی رو پيدا کنم منصرف شده بودم. تقصير خودشونه از بس انگشت شمارند.

بگذريم. از احوالات پير مرد فقط همين رو بگم که حرفاش معلوم بود که من بايد توی اون حول و حوالی دو ساعتی که اونجا بودم بايد با اون هم صحبت می شدم و گوش می دادم و به درون خودم سفری می کردم.

از کتاب هم همين بس که از زندگی شمس و مولانا با خبر شدم.

از از وبلاگ نويسا همين مونده باقی که می رم و به نوشته هاشون سر ميزنم و از ستاره های عاشق و استشهادی ها چيز ياد ميگيرم.

همينه ديگه قرآن می گه (سيروا فی الارض) يه دليلش شايد اين مشاهدات در روز ۱۹ اسفند باشه.

 

/ 3 نظر / 33 بازدید
آدينه بوک

سلام. به فروشگاه اينترنتي کتاب و CD آدينه با تحويل رايگان هم سر بزنيد.

محمد جواد

سلام اينهمه گفتی و تبليغ کردی که گزارش قرار به همراه عکس و ... همش همين بود ... زرشک