http://namaz19.persianblog.ir

اگر راه دیگه ای بجز نماز و بندگی و طاعت و اطاعت از دستوراتی که به ما رسیده وجود داره به ما هم لطفا بگین!
اگر راه دیگه ای جز نماز خوندن برای اتصال به خدا هست به ما هم لطفا بگین!
آخه یه دوستی می گفت من آخر شب دلم رو صاف رو می کنم و توی رخت خواب با خدا راز و نیاز می کنم. خب ای ول . اون سر جاش اون هم بکن این هم بخون. بد میگم؟
اگر ذکری بجز صلوات برای اتصال به خدا و پیغمبرش خدا قرار داده به ما هم لطفا بگین!
اگر ببجز و خضوع و خشوع در سجده و رکوع فضیلتی خدا به ما برای انجامش دستور داده به ما هم لطفا بگین!
اگر عقلمون بیشتر از خدا و پیامبرش و امامانش میرسه و نماز دیگر گون و یا عبادتی قشنگ تر برای انسان اختراع کردیم به ما هم لطفا بگین!
اگر قراره عقل ما توی مسائل ماورائی اصلا توی مسائل تعقلی تونسته گوشه ای از این دریا رو تصرف کنه به ما هم لطفا بگین!
اگر به قول امام خمینی ... ادامه از وبلاگ دیگرم
http://namaz19.persianblog.ir

/ 4 نظر / 14 بازدید
سما

سلام. بنظرمن ارتباط با خدابستگی به ایمان انسان داره.هر کسی یه جور عبادت رو برای اتصال به خدا ونزدیکی با خالق خودش انتخاب کرده.ولی این انتخاب انتخاب کاملی نخواهد بود.وقتی تو دینی که برگزیدیم خواندن نماز بهمون واجب شده ٬مطمئنا یه سودی تو این واجب شدن که به نفع ماهم خواهد بود٬هست.جای دور نمی رم٬مثال خودمو بیان می کنم٬من هم به این اعتقاد داشتم که انسان اگه فقط دلشو با خدا صاف کنه کافیه!!اما خودم به این نتیجه رسیدم که زلالیه دل فقط امری لازم اما کافی نیست.وقتی بمن واجب شده که نماز بخوانم پس حتما خیری برای من دارد٬چون خداوند هر چیزی را که امر میکند٬به نفع آدمیست.و مطمئنا او به عبادت ما نیازی ندارد.اما خالصانه اعتراف میکنم که خواندن نمازآرامش عجیب وشوروحالی لذت بخش را در وجودم ایجاد میکند٬که این حداقل خیر این عبادت است.

سما

مطمئني كسي رو نمي خواي؟ در اینکه مهر مادری مهری نامحدود شکی نیست ومطمئنا هیچ مهرومحبتی هم جاشو نخواهد گرفت.اما اینکه شما هر روز صبح این سوال رو از خودت می ‍پرسی و بعد میگی ول کن بابا!!!یه ذره جای بحث داره. <اوست خدایی که همه شمارااز یک تن آفریدواز اوجفتش را مقدر ساخت که با اوانس وآرام بگیرد> <خداوند از جنس شمابرای شما همسرآفرید> فکرکنم این دوآیه کافی باشه تا شما هرروز صبح این سوال از خودت نکنی٬فقط به راهی که خداوند برات تعیین کرده اعتماد کنی.

صابر در وبلاگ سما

سلام مرسی و ممنونم از نظراتت. راستش در مورد حرفی که زدين خواستم بگم آخه من که هر روز صبح از خواب پا ميشم و از خودم می پرسم که ... . بخاطر اينه که من ديگه نمی خوام از غير از راهی که خدا برام در نظر گرفته مسير ديگه ای رو برم. چون ايمان دارم که دفعه قبل که فقط زخمش روی قلبم مونده بخاطر لجبازی خودم با خودم بوده و گوشزد رو اگر جدی نگيرم و دوباره اشتباه قبل رو بکنم ممکنه که ديگه راهی رو که توش پافشاری کنم برای ادامه دادن رو تا قهقرا و نه تا قله صعود نه و بلکه سقوط کنم. واسه همين هر روز صبح به خودم می گم يوسف گمگشته باز آيد به کنعان غم مخور و صبور باش تا مردونگی و استمرات بر غلبه بر نفست مسجل بشه و به مقصودت برسی.

زهرا

سلام دوست خوب هروقت بتوانی به آرامش کامل برسی مطمئن باش که بخدا نزديکتری و با زبان خيلی ساده می توانی با خدا ارتباط برقرار کنی و تمامی حرفهای دلت را بهش بگی