/ 4 نظر / 17 بازدید
الهه

سلام صابر جان.عاشق اين پشت کارت هستم.آفرين.موفق باشی.

fariba

salam,,kojai shoma dige maro ghabel nemidonin,, sar bezanin khosh hal misham,,byee

صابر

ما با هم ازدواج کرديم! الان با هم تو يه خونه زندگی ميکنيم....با هم پا ميشيم...با هم ميخوابيم...از تو آغوش هم جم نميخوريم! من به جز اون کسی رو ندارم. ولی جرات نميکنم تو صورتش نگاه کنم. اون صورت کريه...تنهاييه منه! الان من و تنهاييم به هم چسبيديم..من اومدم تو اين خونه که با تنهاييم تنها باشم... تنهاييم بوی مرگ ميده! وقتی نگاش ميکنم که تو بسترم خوابيده...کرما که تو کاسهء چشماش ميلولن بهم نيشخند ميزنن. صورت تنهاييم مثه صورت مرگ ترسناکه.... اون شبا بغلم ميکنه...منو ميبوسه و موهامو نوازش ميکنه ولی من ميترسم تو چشاش نگا کنم. اونهمه بدبختی کشيدم...اومدم اينجا...تو اين خونه... که با اون تنها باشم؟ با مرگ خودم؟!

فائزه

اين قسمت خيلی عالی بود باز هم ازينا تو وبلاگت بذار. انقدر هم نگو تنهايی پسر، اين يک امر طبيعيه ما آدم ها ذاتا موجودات تنهايی هستم حتی اونی که از صبح تا شب با ۲۰۰۰۰ نفر بر خورد داره هم در واقع موجودی تنهاست، ok ؟، پس خودتو اذيت نکن يک بار من به يکی گفتم تنهام انقدر بهم خنديد که نگو اون موقع ناراحت شدم ولی الان ميفهمم دليل اون رفتارش چی بود!!