هملت و افيليا
ساعت ٧:۳٢ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٧ دی ،۱۳۸٢ 
●به اشتراک گذاشتن اين مطلب در سايتهاي توييتر،share in your twitter account،فيس بوک،share in your facebook wall،بالاترین،share in balatarinn،خوشمزه،share in delicious،ياهو،share in Yahoo Buzz،ديگ،share in Digg it،گوگل،share with Google Buzz،کلوب،share in Cloob،ویووو،share in viwio !!!

در تمام طول عمر بلند تحصیل و عمر کوتاه سر کار رفتن امکان نداشته به خاطر خوابیدن، روزنامه خواندن و کتاب خواندن از ایستگاه مورد نظرم جا بمانم. تنها مورد موقعی بود که نسخه قدیمی کتاب هملت، اثر ویلیام شکسپیر، ترجمه مسعود فرزاد را از کتاب کهنه فروشی های انقلاب خریدم. آخه یک زمانی جز مشغولیات ذهینیم این بود که کتاب های مورد علاقه ام را نسخه قبل از انقلابشان را بخرم. واقعا برایم دلچسب بود. وقتی سوار اتوبوس دپوی شرق شدم، شروع به خواندن کتاب کردم. وقتی سرم را بلند کردم دیدم ایستگاه آخر رسیده ام و مجبور شدم راه اضافه را با تاکسی برگردم. جالبه این داستان علی رقم تکرار شدنش هیچوقت کلیشه نمی شه، حتی پارگراف معروف «بودن یا نبودن» . می خواستم امشب تایپش کنم و رو وبلاگ بگذارم ولی خسته ام و بماند برای شبی دیگر، فعلا که وبلاگ شده محل تاخت و تاز من!

 

مهناز

 


●به اشتراک گذاشتن اين مطلب در سايتهاي توييتر،share in your twitter account،فيس بوک،share in your facebook wall،بالاترین،share in balatarinn،خوشمزه،share in delicious،ياهو،share in Yahoo Buzz،ديگ،share in Digg it،گوگل،share with Google Buzz،کلوب،share in Cloob،ویووو،share in viwio !!!
کلمات کلیدی:
برای تهیه ی سی دی آموزش شیرپوینت اینجا کلیک کنید