يکی منو بگيره که اومدم
ساعت ۱٠:٠٢ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٥ آبان ،۱۳۸٢ 
●به اشتراک گذاشتن اين مطلب در سايتهاي توييتر،share in your twitter account،فيس بوک،share in your facebook wall،بالاترین،share in balatarinn،خوشمزه،share in delicious،ياهو،share in Yahoo Buzz،ديگ،share in Digg it،گوگل،share with Google Buzz،کلوب،share in Cloob،ویووو،share in viwio !!!

 

زمان : ده و بیست و پنج دقیقه

مکان : مهدیه تهران ( ببخشید اتاق کذایی خودم )

موقعیت : در حال نوشتن خزعبلات برای یک عدد وبلاگ بیضوی ( پشت کامپیوتر)

بابا پس چی شد این خانه لفاف ؟؟ ما دیگه داریم می ترکیم !! تا کی باید مدیون کارخونه داروگر باشیم ؟   یکی نیس به داد ما بدبختا برسه ؟  نمی تونیم راه بیفتیم تو خیابون و اولین همشیره ای که دیدیم، بگیم، آبجی نظر شما راجع به سنت پیغمبر چیه؟؟  بابا اینا هزار و یک مریضی دارن !! از بغلشون رد شی ایذِ خفیف می گیری. می گن دیگه هیشکی ازدواج نمی کنه !! خوب بعله ! اونی که مایه داره زده تو بازار آزاد، اونیم که مثل ما گدای استرسیه خوب بهش زن نمی دن. بعد می گن این مریضیا توطئه استکباره . نه جونم توطئه خودِ خرتونه. حالا از ما گفتن بود. من اگه زیاد بهم فشار بیاد یه کاری دستتون می دم. دیگه خود دانید.

زمان : ده سی و سه دقیقه


●به اشتراک گذاشتن اين مطلب در سايتهاي توييتر،share in your twitter account،فيس بوک،share in your facebook wall،بالاترین،share in balatarinn،خوشمزه،share in delicious،ياهو،share in Yahoo Buzz،ديگ،share in Digg it،گوگل،share with Google Buzz،کلوب،share in Cloob،ویووو،share in viwio !!!
کلمات کلیدی:
برای تهیه ی سی دی آموزش شیرپوینت اینجا کلیک کنید