کاش چون پاييز بودم
ساعت ۱٠:۳٠ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٢ مهر ،۱۳۸٢ 
●به اشتراک گذاشتن اين مطلب در سايتهاي توييتر،share in your twitter account،فيس بوک،share in your facebook wall،بالاترین،share in balatarinn،خوشمزه،share in delicious،ياهو،share in Yahoo Buzz،ديگ،share in Digg it،گوگل،share with Google Buzz،کلوب،share in Cloob،ویووو،share in viwio !!!

امروز شنبه، اولین باران پاییزی در تهران بارید، مثل همیشه، مثل هر سال!! ولی نمی دونم چرا این قضیه هیچ وقت تکراری نمی شه، منظورم لذت بردن از بارونه. داشتم دنبال شعری درباره پاییز می گشتم می خواستم شعر زیبای اخوان ثالث رو تایپ کنم اما به شعر فروغ رسیدم:

 

کاش چون پاییز بودم، کاش چون پاییز بودم

کاش چون پاییز، خاموش و ملال انگیز بودم

برگ های آرزوهایم یکایک زرد می شد

آفتاب دیدگانم سرد می شد

آسمان سینه ام پر درد می شد

ناگهان طوفان اندوهی به جانم چنگ می زد

اشک هایم، همچو باران

دامنم را رنگ می زد

وه چه زیبا بود اگر پاییز بودم

وحشی و پر شور و رنگ آمیز بودم

شاعری در چشم من می خواند شعری آسمانی

در کنارم قلب عاشق شعله می زد

در شرار آتش دردی نهانی

نغمه من

همچو آوای نسیم پر شکسته

عطر غم می ریخت بر دل های خسته

پیش رویم

چهره تلخ زمستان جوانی

پشت سر آشوب تابستان عشقی ناگهانی

سینه ام

منزلگه اندوه و درد و بدگمانی

کاش چون پاییز بودم، کاش چون پاییز بودم

 

مهناز، شنبه ۱۲ مهر ۸۲

 


●به اشتراک گذاشتن اين مطلب در سايتهاي توييتر،share in your twitter account،فيس بوک،share in your facebook wall،بالاترین،share in balatarinn،خوشمزه،share in delicious،ياهو،share in Yahoo Buzz،ديگ،share in Digg it،گوگل،share with Google Buzz،کلوب،share in Cloob،ویووو،share in viwio !!!
کلمات کلیدی:
برای تهیه ی سی دی آموزش شیرپوینت اینجا کلیک کنید