کاری که از ما سر میزنه در خور ما بوده؟ يا نه؟
ساعت ۱٠:٠٧ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۱ امرداد ،۱۳۸٥ 
●به اشتراک گذاشتن اين مطلب در سايتهاي توييتر،share in your twitter account،فيس بوک،share in your facebook wall،بالاترین،share in balatarinn،خوشمزه،share in delicious،ياهو،share in Yahoo Buzz،ديگ،share in Digg it،گوگل،share with Google Buzz،کلوب،share in Cloob،ویووو،share in viwio !!!

عمل تو اتفاقی بوده و یا تو به تمام معنا مسئولیت انجام اون رو به عهده گرفتی و لیاقت و اندازه تو بوده. البته توی دنیا هر چیزی یه ظاهری داره یه باطنی. همونطور که پیامبر اسلام (ص) همیشه می فرمودند الهی اظهر اشیا ما هی . یه مضمونی به همین معنایی که گفتم. اشون همیشه از خدا می خواستند که حقیقت و ماهیت و آن مفهومی رو از اتفاقات و اشیا و رویداد ها و رخداد ها رو متوجه بشوند که واقعیت اون ماجراست و نه فقط ظاهر و برداشت های سطحی. یه مثال بزنم که بزدشتم رو از حرف پیامبر بگم. به نظرم همون "داستان پیامبر موسی و خضر" که در محضر استاد و درجه ای از معرفت و صاحب نگاه و دیدگاهی از نوع جهان بینی و برداشت از رویداد ها و طریقه ای از تفسیر اتفاقات و آوردن استدلالاتی از منتهای ذهن مفسر برای درست نگاه کردن و منجر شدن نگاه به قضاوتی که به شما تجربه های از زندگی میده که ته قضیه تو خشنود باشی و ما رستگار ونه تکبر و خودخواهی چون توی این راه به کسی که ظرفیت نداشته باشه یقینا گمراه میشه و نمی تونه مسیر رو اونجوری که باید ادامه بده چرا؟ چون باک ماشینی که 40 لیتره 50 تا بنزین توش جا نمیشه و باید ضعف ها رو پله پله کم کرد و به ظرفیت افزود و اجازه بالا رفتن از این ارتفاع و رسیدن به مقصود نهایی که همون قربت خداست حاصل بشه. یکی از مواردی که ترک کردنش می تونه مفید باشه اینه که از دو تا جمله ببینی می شه نتیجه گرف این مقصودی که من دارم رو یا نه. و نتیجه ای رو نگیری که اون رو هم تذکر میدم؟ جمله 1: امام رضا (ع) : { و همه امامان و پیامبران و بزرکان دیگر} ارزش و قرب هر کس در نزد خدا به اندازه تقوای اوست. جمله 2: اکثر بزرگان و انبیا پسر دکتر فلانی و مهندس فلانی نبودند و توی این دنیا هم انقدر توی این مسائل دست بالای دست و بی قانونی و هرج و مرج در تصاحب مال ذنیا و ثروت و مقام و درجه های سیاسی هست که همه میدانیم که قدرت دنیا اکنون در دست کسانی است که جز مقام و ظلم و ستم و خون مردم دنیا رو تو شیشه کردن به چیز دیگه ای نمی تونن فکر کنن. مقصود اینه که اگر خدا ما رو توی خانواده ای قرار داد که حالا یا چیزی هست متکبر نشیم که بزرگترین گناهان و می دانیم که "از فضل پدر تو را چه حاصل؟" و اینکه اگر هم نداریم هیچ دلیلی نداره که امیدمون رو بخاطر نداشتن پیش زمینه ها و پیش نیاز ها و حداقل ها انقدر خودمون رو به حسرت خوردن مشغول کنیم تا عمر رفته خودش معادل به دست آوردن همه اون کمبود ها بشه. انقدر هم نباید سخت گرفت هاو باید خواسته ها و امیال نفسانی رو کنترل کرد و اجازه نداد که هم جوری و به هر طرفی که دوست داشت رشد کنه و سر بدوونه به جایی که هرز بره. مقصودی که منظور من نبوده اینه که نباید هم همینجوری با هر آدمی از هر گونه ادب و اندازه و معیار های اجتماعی رفت و آمد کرد اون یه بحثیه اون یه بحث دیگست.


●به اشتراک گذاشتن اين مطلب در سايتهاي توييتر،share in your twitter account،فيس بوک،share in your facebook wall،بالاترین،share in balatarinn،خوشمزه،share in delicious،ياهو،share in Yahoo Buzz،ديگ،share in Digg it،گوگل،share with Google Buzz،کلوب،share in Cloob،ویووو،share in viwio !!!
کلمات کلیدی:
برای تهیه ی سی دی آموزش شیرپوینت اینجا کلیک کنید