دقايقی از شب . سوال و گوش دادن به آدم ها
ساعت ٦:۱٧ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٩ امرداد ،۱۳۸٥ 
●به اشتراک گذاشتن اين مطلب در سايتهاي توييتر،share in your twitter account،فيس بوک،share in your facebook wall،بالاترین،share in balatarinn،خوشمزه،share in delicious،ياهو،share in Yahoo Buzz،ديگ،share in Digg it،گوگل،share with Google Buzz،کلوب،share in Cloob،ویووو،share in viwio !!!

هزار بار خواستم بنویسم اما وقتی دستم به قلم رفت و تا خواستم بنویسم هزاران دقدغه و درد دل به سراغم میومد و من حس می کردم که  بی جواب موندن اونها. و شاید بهترین موقع برای پرداختن به اونها همین الان باشه

ص من و تو اگر زندگی شروع می کردیم برای تربیت بچه ها به مشکل بر می خوردیم چون بچه ها توی چنین خانواده هایی دچار سردرگمی هستند.

ص: مگه من و امین و پدر و مادرم چجوری بودیم؟  من و پدر و مادرم در ارکان ریز زندگیمون با هم هیچ وجه مشترکی نداریم.

م : نه شما توی اصول مسائلی که باید توش تصمیم بگیرین و نماز و قرآن و اماما و مذهب و خیلی چیز ها روی یه خط تربیت شدین و گفت:

یقین:

هر چیزی که هست روی یک شاخص باشه. اگر من بگم دینی بخون تو بگی نه این چیز ها چرت و پرته، اونوقت بچه در کمال یقین پرورش نمی کنه.

حالا سوال من از تو اینه

م جان تو فکر می کنی که مگر انسان نیست که هر کاری رو که اراده بکنه می تونه انجام بده برای اینکه یه خانواده دچار اون تضاد ها و اشکال ها نشه باید چه کنه؟

خودت باید چه معیار هایی داشته باشی تا بتونی خودت رو برای زندگی با کمترین درجه ریسک آماده کنی.

یک انسان مثلا فرزندت رو اگر بخوای تربیت کنی او رو مجهز به چه ارکانی می کنی

من این سوال رو از ا.ا می پرسم و میگم به نظرت اگر بخوای به کسی اعتماد کنی و معیار هایی رو در مقایسه های سریع ذهنی ات نام ببری چه چیز هایی رو میگی.

و من یادداشت می کنم.

 

اجازه بده به من با تو هم بال شوم

گر عاشقم هستی و ادعای عاشق شدن می کنی حتما به این فکر کردی که برای خودت این سوال را جواب دهی

که با من چه کنی

برای من چه نقشه ای کشیده ای تا با هم هم بال شویم

هم پرواز شدن برای اوج گرفتن همزمان من و توست و این لازمه همسفر شدن من و توست.

پس برای اینکه من به پای تو و تو به بال من برسی باید به هم زمان بدهیم

من از تو تقاضای زمان می کنم.

اگر بدوی و جلوتر از من گام بر داری و من با تو همگام نشوم و تو را در راه همچون نقطه ای در تصور ذهنم مرور کنم تو دیگر برای من نیستی.

بلکه متعلق به زمان می شوی.

و دیگر متعلق من نیستی و من هم.

گر عاشقی چند لحظه ای بایست و در کنارم تامل کن تا من دوباره آبی بنوشم و جان و خستگی در کنم.

به زمانه هم اجازه بده تا فکر کند و خود را با من و تو همگام کند.

آخر زمانه ظرف من و توست و اگر او با ما همگام نباشد من و تو عنصر مهمی که در آن هستیم را نادیده فرض کرده ایم و این برای ما احتمال شکست را بالا می برد و

بیا و بنشین و اندیشه کنیم تا دیگر هیچ چیز از توقعی که پروردگار از من و تو دارد برآورده کرده باشیم تا باقی اش را او کامل کند.

پس اگر من و تو درونی خودمان را که توقع است از جانب آفریننده مان تا آن را ادب کنیم و آنگونه که خدا برای قرب به او خواسته و چنان آن را آفریده که بجز تقوا و دوری از گناه و غیبت و بدزبانی و تهمت و رنج دادن مردم با زبان…

آنکس که مردم از دست و زبانش در امان باشند مسلمان است.

آری سخت ترین و خوشگل ترین کار دنیا که شیرین ترین اهداف برای من است یه طرف


●به اشتراک گذاشتن اين مطلب در سايتهاي توييتر،share in your twitter account،فيس بوک،share in your facebook wall،بالاترین،share in balatarinn،خوشمزه،share in delicious،ياهو،share in Yahoo Buzz،ديگ،share in Digg it،گوگل،share with Google Buzz،کلوب،share in Cloob،ویووو،share in viwio !!!
کلمات کلیدی:
برای تهیه ی سی دی آموزش شیرپوینت اینجا کلیک کنید