درد دل از جنس در دل شبي اش !!! تا عاشقونه عاشق معشوق حقیقی شدن.
ساعت ٦:۱۱ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٩ امرداد ،۱۳۸٥ 
●به اشتراک گذاشتن اين مطلب در سايتهاي توييتر،share in your twitter account،فيس بوک،share in your facebook wall،بالاترین،share in balatarinn،خوشمزه،share in delicious،ياهو،share in Yahoo Buzz،ديگ،share in Digg it،گوگل،share with Google Buzz،کلوب،share in Cloob،ویووو،share in viwio !!!

عجیبه

دوباره داره زندگی برام جهنم میشه

وقتی یادش فکرش وجودش رو دوباره حس می کنم همه چی میشه مث روز اول

یه حس  نگرانی عجیبی از صبح تو خواب همه جا دنبالمه

نگرانی همراه با زجر

زجر از برگشتن همه اون خاطره های بد

چرا بد شده؟

به نظرم چون انقدر صبوری های بی معنی و نا مفهوم ازش دیدم که اصلا نمی تونم دوباره حس کنم که اون پتانسیل های از دست رفته ام باز هم طاقت زجر و تحمل و صبوری داشته باشن.

نمی دونم از چهل و هشت ساعت گذشته تا حالا نصف نماز هام بی حواس و بی توجه بوده و همه فکر و ذکرم دیگه خدا نیست.

دیدی به همین آسونی می تونی خدا رو فراموش کنی و یادت بره که هدفت چی بوده و داری در مقابل خدای خودت و پروردگار خودت ایستادی و داری ستایش و پرستش می کنی.

....

اسمش که خیلی زیباست

عقل و فکر و تجربه هایی هم که کرده خیلی دقیق هستند و ...

ولی فقط اینکه می گه خدا رو قبول داره یه جوریه. نمی دونم رفت و آمدش و پسر هایی که باهاش گشتن و یا تاثیری که در کمی قبل از طرف پسر ها و معیار های اونها و میزان شناخت اونها از خدا و تاثیر اونها و تاثیر پذیری خود ... به عنوان جنس مخالف و میزان موافقت و یا مخالفت در برابر خواسته ها و توقعات اونها

و اتما خانواده که مهمترین مسئله است اما مادر و پدری که تو تربیت فرزندانشان اندقر بی تفاوت بودن که شاید در طول سال ها هیچ تذکری مبنی بر اینکه فلانی حواست رو جمع کن و پی هر چیزی سعی کن حق و خدا رو پیدا کنی و آیا غیرت و تعصب بده و یا خوبه؟

نون حلال و حروم چقدر موثر هستش توی شناخت و گرایش قلبی به یه مفهومی.

صلوات و سلام و دعای قبل از صرف وعده های غذایی چطور؟

... برای من شده یه سوال ذهنی بزرگ اون بدون اینکه من اصلا وقت کنم راجع بهش فکر کنم خیلی از حرف های من رو گوش می ده و چنان گوش میده که انگار هزار برابر من می دونه.

این دانش و دانایی از جنس دونستن و خوندن نیست از جنس یه جور علم هایی که خدا فقط می تونه به بندش اعطا کنه.

از اونهایی که من میمیرم و زنده میشم تا خدا یه ذره از اون دریاشو به من عطا کنه و می دونم که اون صلاح بنده اش رو بهتز من بنده می فهمه و می دونه و درک می کنه.

پس هر موقع تقوایم اطاعاتم و طاعاتم به حدی رسید که سزاوار بودم حتما خودش همه چی رو برای اونطور زندگی خاص فراهم می کنه و واقعا اون خدایی که همه چی رو فراهم کرده تا امتحانی رو از بنده هاش بگیره بقیه چیز هایی هم که ذهن بی خبر ما نمی دونه و احتمال می ده که کم باشه برای اون حادثه و همه این ها رو ذهن بی خبر ما فقط حدس می زنه، پروردگاه علمش ما فوق علوم ماست و زمین رو با تمام پیچیدگی هاش به میزانی از قوت و قدرت تدبیر خودش مجهز کرده که هیچی کم نیست.

همه چی توی دنیا برای امتحان پس گرفتن از فرزندان انسان کافی مهیاست.

... یادته هر شب برای هم می نوشتیم. ... یادته هر شب برای من یادداشت میذاشتی و صبح که میشد با یه صبح بخیر دفترچه یادداشت هامون رو به هم دیگه هدیه می دادیم و بعضی موقع ها ذهن هامون روی یه مسئله می چخید و خیلی حرف هامون اون موقع بود که رد و بدل میشد.

کی می دونه شاید من دوباره عاشق شدم و دوباره فارغ شدم و ... تا عاشقونه عاشق معشوق حقیقی شدن.


●به اشتراک گذاشتن اين مطلب در سايتهاي توييتر،share in your twitter account،فيس بوک،share in your facebook wall،بالاترین،share in balatarinn،خوشمزه،share in delicious،ياهو،share in Yahoo Buzz،ديگ،share in Digg it،گوگل،share with Google Buzz،کلوب،share in Cloob،ویووو،share in viwio !!!
کلمات کلیدی:
برای تهیه ی سی دی آموزش شیرپوینت اینجا کلیک کنید