خواب ديدم ... تو يه شب دو تا خواب ؟؟؟ !!!
ساعت ٦:٠٧ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٩ امرداد ،۱۳۸٥ 
●به اشتراک گذاشتن اين مطلب در سايتهاي توييتر،share in your twitter account،فيس بوک،share in your facebook wall،بالاترین،share in balatarinn،خوشمزه،share in delicious،ياهو،share in Yahoo Buzz،ديگ،share in Digg it،گوگل،share with Google Buzz،کلوب،share in Cloob،ویووو،share in viwio !!!

خواب دیدم. اون داشت کنار یه مسیری قدم میزد و میرف. من داشتم اون راه رو بر می گشتم و دیدم که داره با موبالش حرف می زنه و من انقدر سریع پرواز می کردم که رفتم و بار ها برگشتم و بهش سر زدم و فهمیدم که یه شخص واحدی هم به اون دختر می گفت که چیزی کم نداری ( مجید و پیانو ...) خوشحالت نگه داشته؟ و همش این سوال رو ازش می کرد و اون خیلی راضی بود و می گفت نه همین ها خوب هستن و من بهش گفتم بیا با من. داشت با موبایل با همون حرف میزد. بهش حرفی زد که حرف بی تربیتی بود و اون دختر هم تکرارش کرد. و با بی ادبی گفت نه بابا اونها به یه ورم.

من همین طور که دنبالش می کردم با اینکه می دونستم که من و امین می تونیم پرواز کنیم. امام وایسادم و از امین عقب افتادم و فهمیدم که دختری هم که به هدایت همسز آینده امین بوده هم به دستور همون شخص ازش جدا شده و امین راحت مسیرش رو عوض کرده و داشت میرفت

همین جوری که من تو فکر نجات و برگشت و هم مسیری اون دختر و خریدن یه جفت بال براش بودم تا اونم بیاد با ما و اون سر شو انداخته بود و همین جوری کز می کرد و پایین میرفت، وقت منم تلف می شد.

فهمیدم که دو طرف راه حالا جنگل بزرگیه خدوم رو برای اینکه هم اون دختر من رو نبینه و هم بتونم دنیباشلش کنم به جنگل کشیدم که فهمیدم سر کوچه هایی که مسیر اصلی به اونها انشعاب می ده یه عروس خانمی با لباس سفید کشیک می ده. راستی یدم رفت که بگم خط جا کننده مسیر و جنگل سیم خار دار بود.

بعد از اینکه سر یکی از این کوچه ها گیر افتادم آخه بر می گشتم و سر به امین هم می زدم و دوباره میامدم پیش اون دختر . حالا من تو جنگل پشت سیم خارد دار گیر افتده بودم و سر کوچه هم بود انگار جاره ای نداشتم که خودم رو از پایین ترین سیم خادار رد کنم و به نقطه ای برم که اون خانم سفید پو ش من رو نبینه.

اما انگار بعدش فهمیدم که خیلی غم و اون هم داره کنترل میشه و تونستم نجاتش بدم و بگم فرار کن. و عده ای که اونجا داشتن رد می شدن ندیدنش یا دیدنشو من توی همین تردرد بودم که از خواب پریدم.

 


●به اشتراک گذاشتن اين مطلب در سايتهاي توييتر،share in your twitter account،فيس بوک،share in your facebook wall،بالاترین،share in balatarinn،خوشمزه،share in delicious،ياهو،share in Yahoo Buzz،ديگ،share in Digg it،گوگل،share with Google Buzz،کلوب،share in Cloob،ویووو،share in viwio !!!
کلمات کلیدی:
برای تهیه ی سی دی آموزش شیرپوینت اینجا کلیک کنید