ساعت ۳:۱٥ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٥ تیر ،۱۳۸٥ 
●به اشتراک گذاشتن اين مطلب در سايتهاي توييتر،share in your twitter account،فيس بوک،share in your facebook wall،بالاترین،share in balatarinn،خوشمزه،share in delicious،ياهو،share in Yahoo Buzz،ديگ،share in Digg it،گوگل،share with Google Buzz،کلوب،share in Cloob،ویووو،share in viwio !!!

درباره جنگ نوشته بود. درباره فلسطين مظلوم و اسرائيل خبيث .

نوشتم:قرن قرن آتش نیست قرن یک هوای تازه است
فکر ها را شستشویی لازم است
گم شدیم گر در میان خویشتن جستجویی لازم است
نازنین ها از سیاهی تا سپیدی را سفر باید کنیم.
سیاوش قمیشی و ...

و ادامه دادم:
کاش زود تر از اینها بلد بودم بی ربط در مقابل بعضی صحبت ها عکس العمل نشون بدم. اما اگر دوباره تاریخ تکرار بشه خدا همین خداست و صابر همین صابر. و حق همین حق.

من کار اشتباهی نکردم که نظرم رو گفتم اما او کار اشتباهی می کرد که با داد و بيداد می خواست من رو عوض کنه. اگر هم نمی خواست عوض کنه همين بس که با نفرتی که در صورتش هويدا بود من رو جز گروهی از مردم می دونست که داريم ميگيم حماس و جنبش و هر اقليت مسلمون ديگری که هميشه مظلوم بودند مظلومند.

من فقط همين رو می گفتم. و هزاران حرف و دليل که ديگه خوشبختانه لازم نيست تکرار بشن. برنامه هايی در اين زمينه ساخته شده اند که همه حرف ها رو زدند نمونه اش برنامه ديشب نگاه يک که اختصاص به فلسطين و بيروت و لبنان و چند تا کلمه کليدی ديگه که بريد و لطفا ببينيد و به قول جناب نويسنده کتاب شبهای پيشاور : ؛داعی هيچ حقی از دولت ندارم . دارای هيچ حق رسمی و مقام و منصب خاصی نبوده ام و نيستم و اجدادم هم نبوده ايم.

من و اجدادم به هيچ وجه هيچ يک از مناصب حکومتی و سياسی را نداشته ايم و فقط زمانی که حق و نا حق در جامعه ای که در آن زندگی می کنيم و حق داريم جانمان را در راه احقاق و نشست قوانين اسلامی در متن و نه کل جامعه در طبق اخلاص بگذاريم.

آری من و اجدادم تا خاتم پيامبران شاهدان عينی از نسلی هستيم که می توان از شجره نامه مان و دنبال کردن زندگی نامه آنان مسيری را دنبال کرد. که ژدر شاهد ژسرش بر امنتداری دين و قرآن بوده و بهترين و امين ترين شاهدان برای ما هستند. من کاری ندارم که خانواده های غير سادات نيز چنين هستند يا نه. من حجتم برای خودم کامل است شما برای خودتان حق داريد دنبال حجت بگرديد و يا نبينيد و چشمانتان را ببنديد.

 

تو توی سی سی یو بودی و من به مونا اس ام اس زدم که بیا بازی رو نبینیم. و تا دقیقه 75 تحمل کردم. نه بخاطر تو چون دیگه ...
بخاطر خودم می خواستم ببینم درون من چقدر هنوز یه چیز هایی زنده است.
و من پیروز شدم.
منم بازی رو فرداش دیدم و فقط 15 دقیقه رو دیدم و خوابیدم.


●به اشتراک گذاشتن اين مطلب در سايتهاي توييتر،share in your twitter account،فيس بوک،share in your facebook wall،بالاترین،share in balatarinn،خوشمزه،share in delicious،ياهو،share in Yahoo Buzz،ديگ،share in Digg it،گوگل،share with Google Buzz،کلوب،share in Cloob،ویووو،share in viwio !!!
کلمات کلیدی:
برای تهیه ی سی دی آموزش شیرپوینت اینجا کلیک کنید