فيلتر شدن پرشين تاک
ساعت ۱٠:۱٦ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۸ تیر ،۱۳۸٤ 
●به اشتراک گذاشتن اين مطلب در سايتهاي توييتر،share in your twitter account،فيس بوک،share in your facebook wall،بالاترین،share in balatarinn،خوشمزه،share in delicious،ياهو،share in Yahoo Buzz،ديگ،share in Digg it،گوگل،share with Google Buzz،کلوب،share in Cloob،ویووو،share in viwio !!!

خبری خوندم توی صفحه اول پرشين بلاگ که از فيلتر شدن پرشين تاک خبر می داد. فک کنم شيرينی و لذت آزادی رو در آينده‌ ماهايی که ازش محروم بوديم بيشتر بدونيم. حس می کنم اگر مقايسه بکنيم بيشتر داريم تشويق می کنيم. يعنی می ذاريم تو خماری که طرف بره نقشه بکشه که بعدا حرفه ای به نظر بياد يه جور ديگه نشون داده بشه.من فک کنم که اين جوونای ايرونی که ازشون شنيديم رفتن تايلند با لبخند از فرودگاه پياده ميشن خيلی بيشتر برای خودشون ايده و تئوری و الگوريتم ارضای جنسی داشته باشند.

   يه جور بازيه غريزه ای ميان آزادی صرف بدون عقل و بازی جدی همراه با مشغوليت داريم واسه خودمون ترتيب می ديم. توی تمام کتاب های مذهبی خوندم که غريزه نبايد با خودش ارضا بشه چون تخيل بهش بد جوری ضربه ميزنه من تازه به مسائل جسمی و تاثيرات بدش نمی پردازم. تاثيری که ممکنه روی رفتار روی شخصيت روع عادات و حتی در زمان واقعی ابراز اون حس از خودش نمايان کنه.

   ما آدم ها درسته که داريم همش خطاهامون رو تعديل می کنيم اما هر بلايی سر خودمون روش هامون بياريم بالاخره يه باگ (اشتباه منطقی)يه موضوع کاملا عادی بايد محسوب بشه.

   منظورم روش هايی که هر آدم متفکری برای خودش و يا هر آدم تئوريسين برای جامعش در نظر می گيره تو رو خدا يکی بياد پيدا بشه تحليل کنه.ايراد بگيره و به کسايی بگه که دلسوزن و می خوان برن به سمت تعديل و نه يک ساختمان بتونی که به هيچ وجه نميشه توش رسوخ کرد به نظر بياد . من اگر دلم برای بچم می سوزه دليلش اينه که نگرانشم و اين نگرانی نبايد از اون يه موجود کامل که نياز به انتقاد نداره پيش من بسازه من بايد خودم رو جای اون بذارم و وقتی حوصله داشت براش تجربه هام رو از نگاه آدم ها بزرگ بگم که هم فکر نکنه داره نصيحت ميشه هم براش سازنده باشه و تو اعماق وجودش ثبت بشه و ميشه کتاب هايی رو داد بخونه و يا رسانه ها بايد به جوون ها تزريق کنند به هر حال من اين موضوع رو که هميشه ناتموم می مونه با يه جمله که ديشب از ياسز شنيدم تمومش می کنم.

   تولستوی اصلا واسه چی زن می گيره اون مبهوت چشمان منتظر دختری که منشی اش بوده می شده  دختره گويا تند نويس حرف ها و افکار ساعقه مانند او بوده و چشمان منتظر او را دليل تمام پيوستگی افکارش می دونسته و چهره اون دختر رو به عنوان خواهان در مقابل فکر سازنده خودش می دونسته و هی می گفته تا بتونه نياز های جذابيت داستانی رو که تو صورت اون دختر ايجاد می کرده با ادامه ی داستانش ارضا کنه و گفته و گفته و اون نوشته و نوشته


●به اشتراک گذاشتن اين مطلب در سايتهاي توييتر،share in your twitter account،فيس بوک،share in your facebook wall،بالاترین،share in balatarinn،خوشمزه،share in delicious،ياهو،share in Yahoo Buzz،ديگ،share in Digg it،گوگل،share with Google Buzz،کلوب،share in Cloob،ویووو،share in viwio !!!
کلمات کلیدی:
برای تهیه ی سی دی آموزش شیرپوینت اینجا کلیک کنید