زی سايبر
ساعت ۱٠:۳۱ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱۸ اردیبهشت ،۱۳۸٤ 
●به اشتراک گذاشتن اين مطلب در سايتهاي توييتر،share in your twitter account،فيس بوک،share in your facebook wall،بالاترین،share in balatarinn،خوشمزه،share in delicious،ياهو،share in Yahoo Buzz،ديگ،share in Digg it،گوگل،share with Google Buzz،کلوب،share in Cloob،ویووو،share in viwio !!!

http://www.z-cyber.net/Products/ZlingSlot.htm

زيلينگ z-ling خريدم بعد يه هفته غاط زد اما بچه های نمايندگی سر مطهری تخت طاووس خيلی محبت دارند و وظيفشونو درست انجام می دن. محبت كردن عوضش كردن منم در جواب محبت اين همه همشهری خوب صبح تا شب خودم رو تقسيم كردم به چند قسمت كه توی اون قسمت خودش ... كوفت

خفه شو بسه از حاشيه بيا كنار. ببين اينارو

ديگه راهی نمونده تا خدا

چرا همه حس مي كنن كه كمبود دارن از اينكه يكی دركشون كرده يا نه؟ ولی هيچكی نمی گه شايد همه چی بيشتر از اونی باشه كه من می خوام. چرا هيچكی نميگه خواسته من شايد كمه؟ شايد شرايطم فرق می كنه كه يه اتفاقی دير يا زود افتاده؟ جرا نمی گه شايد من طوری هستم كه تا حالا اين حرف رو نشنيده بودم. چرا اعتماد به نفس تو ماها مرده؟ الان ترجيح می دم بر خلاف خواسته ام برم يه جای دور و اونجا بمونم. بابا به خدا از ما يه پيرهنم بيشتر پاره كرده باشن بريم پای حرفشون بشينيم تلمذ كنيم.

كاش همه برن خودشونو درست كنن.اول از خودشون شروع كنن. انقد از همديگه ايراد نگيرن. خرده نگيرن.

 

خدايا شكرت

 

كه اين آدم ها هستند كه با رفتارای بدشون به من تذكر می دن كه اينطوری انقدر بد و بی منطق نباشم. توی همه لحظات زندگيم همين بوده برای همين آدم ها اشكال پيدا ميكنن كه هم خودشون رو درست كنن هم بقيه عبرت بگيرن هممون لغزش داريم. اما خدا كنه كه شيوعش نديم.

ما وقتی عيب رو ميبينيم توی ذهنمون ميگيم وای چه كار بدي... خب كه چی بايد انجامش نديم حواسمون باشه يكی ديگه تو ذهنش درباره ما اينطوری برخورد نكنه.

گه به اين زندگی لعنتی كه بايد با همه چيش بجنگم

ديروز كه خونه می رفتم از لوس بازی هايی كه جفتمون توسط يه كارگردان ديگه داشتيم ادا اصول در می آورديم خسته شده بودم و می خواستم برخورد كنم. نتونستم نه نخواستم چون طرفمو ميشناسم

نكردم چون برام واضح بود بعدش شايد همين فردا اين كوه آتشفشان فوران كنه.

يادم باشه مث مهسا تو زندگيم هيچكی رو خرده نگيرم كه به والله همينم بوده و هميشه با ديدن يه همچين آدم هايی كه با خوندن دو تا كتاب و خر خونی فك می كنن كه خدای عالمن بدم می اومده چون با هاشون زندگی كردم توی اين طيف حداقل ۲۰۰ تا همكلاسی داشتم كه همشون از هوش من می گفتن و الان همشون ازون دانشگاه لعنتی كه همه آدم های توش يه بعدی هستند فارغ التحصيل كه شدن هيچ لج آدم رو اينطوری در ميارن كه همشون بی كارن و فكر رفتن از مملكت و غرور نسبت به آدم هايی كه دارن باهاشون زندگی می كنن مث همون حبابی كه داره مياد به سطح اقيانوس داره تو كلشون بزرگ و بزرگ تر ميشه. و نمی دونن كه حباب كه ميرسه به سطح آب می تركه.

ای خدا چرا همه فك می كنن عاشقن؟ من خودم خيلی خرم آخرش هميشه به اين نتيجه ميرسم كه واقعا عشق و عاشقی يه چيز ديگس عشقو عاشقی به اين نيست آخرش به خاطر هر چی بريو طرفت رو جوری ازش بدی بگی كه خودت و گذشتت رو زير سوال ببري.

بايد خيلی فك كرد

من برم فك كنم كاش همه اين ها رو می تونستم پاره كنم

بريم فكر كنيم كه چطور ميشه بهتر شيم نه اينكه فك كنيم ديگه راهی نمونده تا خدا


●به اشتراک گذاشتن اين مطلب در سايتهاي توييتر،share in your twitter account،فيس بوک،share in your facebook wall،بالاترین،share in balatarinn،خوشمزه،share in delicious،ياهو،share in Yahoo Buzz،ديگ،share in Digg it،گوگل،share with Google Buzz،کلوب،share in Cloob،ویووو،share in viwio !!!
کلمات کلیدی:
برای تهیه ی سی دی آموزش شیرپوینت اینجا کلیک کنید