جمعه روز بدی بود، روز بی حوصلگی ، ...
ساعت ٩:٤٩ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٥ شهریور ،۱۳۸٢ 
●به اشتراک گذاشتن اين مطلب در سايتهاي توييتر،share in your twitter account،فيس بوک،share in your facebook wall،بالاترین،share in balatarinn،خوشمزه،share in delicious،ياهو،share in Yahoo Buzz،ديگ،share in Digg it،گوگل،share with Google Buzz،کلوب،share in Cloob،ویووو،share in viwio !!!

امروز جمعه بود، و یک روز بد ( به قول فرهاد)، دیروز خیلی بهترتر بود، ولی امروز ... :(( البته اولش بد نبود،

تقصیر دوستم بود که به توصیه اش گوش کردم و وبلاگ یکی از دوستانم رو خوندم ... وای کاملا [depress] دپرس شدم، نه به خاطر اینکه به قول صابر :"فکر نمی کردی انقدر حرف تو دلش باشه [ دل وبلاگ نویس عزیزمون که دپرسم کرد!]" نه ،...،بیشتر بخاطر دقدقه های ذهنی خودم، که اگه فرصت کردم و حال داشتم می نویسم.

البته این وبلاگ نویسی خودم هم نوعی آشتی با اینتر نته که چند سالیه باهاش قهرم و حالا به لطف صابر [بابا انقد خجالتمون ندین] دارم کمکم باهاش آشتی می کنم. ولی این قضیه دپرسم می کنه، چون با عقایدم منافات داره، که ازین موضوع هم می گذریم...فعلا...

[سیب عاشق@ياهو.کام thanx to ashigh_alma@yahoo.com for this mail ]

 نظر بدین. ورودت رو تبریک می گیم.

نوشته شده توسط مهناز ۲۶ ساله تهران روز جمعه ۱۵/۶/۸۲

داخل کروشه ها توسط صابر گذاشته شده.

مهناز شرمندتم فکر کردم شايد اينجوری مفهوم رو بهتر بگيرن.

اکه شاکی هستی بگو ورس ميدارم چيه؟ چرا می زنی حالا:)


●به اشتراک گذاشتن اين مطلب در سايتهاي توييتر،share in your twitter account،فيس بوک،share in your facebook wall،بالاترین،share in balatarinn،خوشمزه،share in delicious،ياهو،share in Yahoo Buzz،ديگ،share in Digg it،گوگل،share with Google Buzz،کلوب،share in Cloob،ویووو،share in viwio !!!
کلمات کلیدی:
برای تهیه ی سی دی آموزش شیرپوینت اینجا کلیک کنید