وقتي بهش فكر مي كنم مثل همين الان كه اين نامه رو مي نويسم تمام......
ساعت ٦:٤۸ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۳۱ امرداد ،۱۳۸٥ 
●به اشتراک گذاشتن اين مطلب در سايتهاي توييتر،share in your twitter account،فيس بوک،share in your facebook wall،بالاترین،share in balatarinn،خوشمزه،share in delicious،ياهو،share in Yahoo Buzz،ديگ،share in Digg it،گوگل،share with Google Buzz،کلوب،share in Cloob،ویووو،share in viwio !!!

........ صورتم پر اشك ميشه. يه چيزي هست كه خيلي بهش فكر كردم و اون اينه كه اون خيلي خوب بود اما...

به اما اش كه ميرسم اصلا دوس ندارم فكر كنم كه چي مي خوام فكر كنم. اشك هاش يواشكي كه ريختم تا حالا بهم يه چيزي رو ياد داده و اون اينه كه من هميشه مبهوت كسي بودم كه همش فرض مي كردم كه اگر اون علايقش و بايد و نبايد هاش اسلام بود از همه ما مسلمون تر مي شد و همين بود كه تمام شب و روز من رو پر كرده بود. اون با همه هم سنخ هاي خودش از اين لحاظ كه من تجربه ام و دايره فهم و شعورم ميرسيد فرق داشت نمي دونم از كجاش بگم. من با خيلي از احاديث هم مقايسش كرده بودم يادمه از حضرت علي ع شنيدم كه گفت: قناعت بهترين ثروت است و او واقعا قانع بود مثل خودم اهل اتوبوس بود و تا جايي كه مي تونست هم خدش توي خرج اضافه سهل انكاري نمي كرد و هم من رو سفارش مي كرد. نمي دونم يه چيزي درون خودم در حال كشف كردنم كه اونم اينه كه من همه چي رو در خودم هيچ نمي بينم ولي اگر ذره اي از اونها در يه شخص ديگه باشه مي پرستمش. و اصلا اين كار درستي نيست. من بايد قدر خودم هم بدونم اينجوري به هر اتفاق و چيزي توي دميا نگاه مي كنم ارزش توش جستجو مي كنم و بهترين و عاقلانه ترين استدلالات كه اكثرش به كمك دين و تعليمات ديني هستش رو جستجو مي كنم. دارم از دست خودم خسته ميشم شايد اين همون تعبير از آيه باشه كه (انا خلقنا الانسان في كبد) و گر نه يكي مثل من كه بخاطر چيز هاي خار تن به خاري نمي ده تا همين الان اصلا سختي بجز همون يه خاري كمه من رو كشيد تا ته قهقرا نديدم. هميشه حس كردم همه چي داشتم و خودم رو چون بخاطر چيز هاي پست به هر دري نكوفتم حس مي كنم كه خوشبختي و احساس خوشبختي كه مي كنم به همون دليل باشه. فقط 6 ماه توي زندگي ام حس كردم كمبود دارم اون هم موقعي بود كه فهميدم چقدر ناتوانم كه نمي تونم عروسي 12 ميليون تومني بگيرم و چقدر صادق كه همه چي رو فقط به اين خاطر كه بعدا نگه الافم كردي بهش گفتم و اينها و مجموعه حرف هاي صادقانه ديگه اي كه زدم و هنوز هم پاي هممه اونها وايسادم به كمك كرد تا اون رو از زندگيم بيرون بنددازم و برام فقط دلتنگي بمونه.

داره حامم از اين احتياط هاي زميني به هم مي خوره. اين رو نگو بخاطر اينكه اونجوري بشه اون رو طور ديگه اي بگو چون جنبه نداره اون رو بعدا بگو چون ناراحت ميشه. اگر مي خواد ادا در بياره و بي جنبه باشه و ناراحت شه بهتره همين الان بره. بايان كه رفتنش و فكر كردن به رفتنش خيلي سخته. اما حقيقت و كار درست همنيجاست. توي ذهن من اگر با اين چيزا مي خواد زندگي من به هم بخوره بهتره همين الان به هم بخوره چون اصلا حوصله فكر كردم به احتمال هاي تخيلي ندارم كه من ازشون ساخته نشدم. گه ب خوام اون راه رو ادامه بدم كه در هر صورت مي تونم بدون هيچ معياري با هر كسي زندگي كنم و اونوقت همين جوري ميرم توي خيابون و از هر كي خوشم اومد دستشو مي گيرم و بهش ميگم مي خوام تا آخر عم ررابهشا باشم.

اگه بخوام عروسي ده ميليوني بگيرم و خونه داشته باشم و ماشين داشته باشم بعد اونوقت برم واسه مالم و خونم و ماشينم زن بگيرم كه خب كاري نداره. واسه ماشينم يه ماشين عقد مي كنم. واسه خونم يه خونه و واسه مال و منالي كه بخام عروسي ده ميليوني بگيرم اين همه نوكر و مگس كه دورش بچرخم. اين ها همه با تموم اون معيار ها و خواسته هاي روحاني و زميني و عقلي و مذهبي من فرق دارن. پس همون بهتر كه همه چي خراب شه. اينها فكر هايي بود كه با تمام درستي شون وقتي به حقيقت پيوست و من جواب اش رو شنيدم باز هم خورد شدم. من فكر مي كردم اون بايد بين من و پدر و مادرش و لا مذهبي كه تا الان داشته و ديد سياسي كه داشته حتما من رو انتخاب كنه. ولي اون پدر و مادرش رو انتخاب كرد و باز هم به من نشون داد كه ايمان بيارم كه اگر اون يه مسلمون ميشد حتما مسلموني ميشد كه تعصب داره نه علم.

و هميشه هم خودم از ايم موضوع مي ترسم كه من روي دين خودم با ديد باز و علم كافي انتخاب كنم تا به جايي برسم كه حقيقت داشته باشه و نه اينكه همونطوري كه مي دونيم توي اسلام هيچ تعصبي و بدون شناخت كافي انتخاب طرد شده. و كاملا سفارش شده كه اگر كسي از روي تعصب دست به اين انتخاب بزنه و از بين دين هاي خدا پرستي يكي رو انتخاب كنه ازش پذيرفته نيست.

 

 

,rjd fia t;v ld ;kl jlhl w,vjl leg hghk ;I hdk khli v, ld k,dsl `v ha; ldai


●به اشتراک گذاشتن اين مطلب در سايتهاي توييتر،share in your twitter account،فيس بوک،share in your facebook wall،بالاترین،share in balatarinn،خوشمزه،share in delicious،ياهو،share in Yahoo Buzz،ديگ،share in Digg it،گوگل،share with Google Buzz،کلوب،share in Cloob،ویووو،share in viwio !!!
کلمات کلیدی:
برای تهیه ی سی دی آموزش شیرپوینت اینجا کلیک کنید
عجب صبری خدا دارد
ساعت ٧:٠۳ ‎ب.ظ روز شنبه ٢۸ امرداد ،۱۳۸٥ 
●به اشتراک گذاشتن اين مطلب در سايتهاي توييتر،share in your twitter account،فيس بوک،share in your facebook wall،بالاترین،share in balatarinn،خوشمزه،share in delicious،ياهو،share in Yahoo Buzz،ديگ،share in Digg it،گوگل،share with Google Buzz،کلوب،share in Cloob،ویووو،share in viwio !!!
برگرفته از خواندن نوشته ای از وبلاگ من،شب،سکوت بنام عجب صبری خدا دارد...
 سلام، یه رازی توی سینه ام دارم، نمی دونم چقدر درسته، اما "هیچ انسانی از دسترس و قلمرو خدا نمی تونه فرار کنه" (آیه ای از قرآن) شاید یه معنی اش این باشه که همه گناه ها فقط به سبب تجاوز به حقوق دیگران و یا ظلم به خود نفس ماست که گناهه وگر نه شاید قتل و خیلی کار های دیگه به موقع خودش( مثل جنگ های حضرت علی بدلیل عصمت ایشان و اینکه می دانستند جنگ با کفر و کفار چه موقع و و به چه ترتیب است ) ثواب هم باشه و توضیح اینکه می دانیم که ما و دولت ما و فقه اسلامی ما آن را نتعلق به معصوم می داند و گرنه یقین داشته باشید که شورای امنیت حقا و عقلا باید دست مسلمون ها باشه و ما بیشتر از هر کجای دیگه دنیا می تونیم عدالت رو نشون بدیم به شرط اینکه انصاف داشته باشیم.
میگم که نمی دونم چقدر صحیحه ولی گناه گناهه و من اصلا نمی خوام کوچک بشمارمش (چه در ذهن خودم و چه در ذهن دیگری که این متن را میخواند) اما میخواهم بگویم که ما انسان ها حتی نمی توانیم نا فرمانی کنیم و بلکه فقط می توانیم به خودمان ظلم کنیم و گناه و مجازاتی هم که میشویم به همین دلیل است، همانطور که در جای جای قرآن (انی کنت من الظالمین) آمده حتی از زبان معصوم !!! نمی دونم چقدر گویا بود ...
اما کاملش می کنم و میذارم توی وبلاگم
●به اشتراک گذاشتن اين مطلب در سايتهاي توييتر،share in your twitter account،فيس بوک،share in your facebook wall،بالاترین،share in balatarinn،خوشمزه،share in delicious،ياهو،share in Yahoo Buzz،ديگ،share in Digg it،گوگل،share with Google Buzz،کلوب،share in Cloob،ویووو،share in viwio !!!
کلمات کلیدی:
برای تهیه ی سی دی آموزش شیرپوینت اینجا کلیک کنید
تجربه و مطالعه افکار گذشته ام
ساعت ٩:٠٤ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٦ امرداد ،۱۳۸٥ 
●به اشتراک گذاشتن اين مطلب در سايتهاي توييتر،share in your twitter account،فيس بوک،share in your facebook wall،بالاترین،share in balatarinn،خوشمزه،share in delicious،ياهو،share in Yahoo Buzz،ديگ،share in Digg it،گوگل،share with Google Buzz،کلوب،share in Cloob،ویووو،share in viwio !!!
Fi khl onh به نام خدا تجربیدم. تجربه و مطالعه افکار گذشته ام تا کنون، به من چنین می گوید که می نگارم. نماز، وقتی نمی خواندم همه فکر و ذکذم این بود که تا وقتی که نتوانم یه مسلمون نسبی که وجدانم نتونه از من ایرادی بگیره مبنی بر اینکه "تو بهتره تا وقتی توانایی کامل در کنترل و به افسار گیری هواهای نفست به حد اکمل نپرداختی، و به ظاهر و باطن رفتارت به گونه ای نیست که با هم بخواند نماز را کنار بگذاری. بیایید و ببینید که شیطان با آدم چه کار می کند؟ وسوسه از سر و رویم تا به اعماق دلم وول می خوره و همه منظوره فرشته سیاهه حال فرشته سفیده رو میگیره و نمی ذاره اوضاع به وفق مراد فرشته خوبه باشه. به این فکر می کنم الان کجاس. الانم باید یه نسخه قوی ترش در من هنوز فعال باشه. چون خیلی خوب احساسش می کنم که نتونستم از پا درش بیارم. پس هست. و تا وقتی هست من باید با دقت و توجه بالا روی رفتارم و فکرم مطالعه کنم. تا وقتی که یه فکر با یه جرقه می تونه حال من رو از آن خودش کنه این پله رو که بر روش وایسادم طی شده تلقی نمی کنم. انسان حتما قبل از اینکه توی امتحان واقعی قرار بگیره همه شرایط و بالا پایین ها رو حس نمی کنه. اما راهی هست که سرانجام داشته باشه. من همه سعی ام رو می کنم تا سر انجام خوبه رو برای خودم رقم بزنم. راه درسته کدومه و الگوریتم رسیدن بهش چجوریه؟ باید حواسم رو خوب جمع کنم و همه تمرکزم برای حل کردن این صورت مساله جمع کنم تا مبادا چیزی از قلم بیافته. اول و قبل از همه توکلم بر خدا. از همه بزرگان دین که بهشون ارادت دارم استمداد می جویم. دوم قرآن و نهج البلاغه و کلام معصوم عبادت در کنار دوری از گناه عملی و گناه فکری و ورود و رسوخ هر وسوسه. (سواد و علم و معرفت) سوم دوری از تکبر و خودبینی و غرور که ویران کننده همه چارچوب ها هستن. (پیش بینی) چهارم انسان بودنم هر آن در خطره و باید سعی کنم همه رفتار هام بدون استثنا انسانی و فکر شده و همه جانبه تکمیل باشه تا اول اونی که دارم رو از دست ندهم. (تثبیت) پنجم توسل و دعا و دست به دامن خدا و فقط خدا شدن و اونهایی که حق ولایت خدا رو به زمین دارند یعنی همون امام زمون لاولی و دوست داشتنی خودم. ششم نیکویی و مهربانی با خانواده و اطرافیان و دوست و دشمن که حقا و مراما که شاعر از قدیم راست گفته که با دوستان محبت با دشمنان مدارا. هفتم خواسته های خوب داشتن از خدا. آخه آدم که فقط دستش به سوی خدا دراز می کنه حس می کنه خب خدایی که روحیه و عطش خواستن و دست به دعا بلند کردن رو به بنده اش میده خواسته هم میده و جلوش یه ویترینی بزرگ تر از همه ویترین های دنیا چیز های دون و اعلی قرار می ده که خودش انتخاب کنه از اون خدای مهربونش چی بخواد. هشتم انتخاب دوست و همراه و همنشینان خوب. که همنشین تو از تو به باید. از علوم مختلفه هم چنان که بر می آید همیشه و همه جا عالمان گفته اند که ظرف مناسب و محیط رشد و نمو باید هر شرطی رو نداره این مجموعه شرایط رو داشته باشه که حاصلخیز باشه. محیط خوب فراهم کردن واسه بچه ای که داره تربیت میشه گرفته تا جوون تا آدمی که می خواد بشه یه دانشمند تا مردی که خانواده تشکیل داده تا خود خانواده ای که می خوان هم خودشون شرایط خانواده حاصلخیز رو داشته باشند و هم برای بقیه اطراف خانوادشون این شرایط رو فراهم کنن و تا اون پیر مرد و پیر زن کهنساله که با مهر و خون دل این خانواده رو ساختن. همه و همه می خوان و باید حواسشون جمع باشه که کسی رو راه ندن به اون جمع صمیمی که جمعشون رو ناصمیمی کنه. دوستی و مصاحبت با آدم های خوب و بی ضرر یه طرف و دوستی و همنشینی با آدم هایی که هم مسیرتن یه طرف دیگه. منظورم اینه که همیشه آدم هایی هستند که حتی توی تب و تاب درس خوندن های قبل از کنکور هم میشه دوستایی داشت که هم زرنگ باشن و چشم داشته باشن پیروز تو رو ببینن و توی شرایط سخت بهت چیز های خوب یاد بدن و دریغ نکنن و هم انقدر تنبل و باری به هر جهت نباشن که باعث پس رفت و عقب افتادگیت بشن. ... خیلی از موضوع نماز دارم دور میشم. فقط این رو بگم که همه این حرف ها زننده و شنوندشون خودمم و اگر می نویسم برای حک شدن بیشتر و فهم و ماندگاری بهتر در ذات و وجود خودم می نویسم.
●به اشتراک گذاشتن اين مطلب در سايتهاي توييتر،share in your twitter account،فيس بوک،share in your facebook wall،بالاترین،share in balatarinn،خوشمزه،share in delicious،ياهو،share in Yahoo Buzz،ديگ،share in Digg it،گوگل،share with Google Buzz،کلوب،share in Cloob،ویووو،share in viwio !!!
کلمات کلیدی:
برای تهیه ی سی دی آموزش شیرپوینت اینجا کلیک کنید
خدایا چرا به من سلامتی دادی؟ !!!
ساعت ٥:٠۸ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٤ امرداد ،۱۳۸٥ 
●به اشتراک گذاشتن اين مطلب در سايتهاي توييتر،share in your twitter account،فيس بوک،share in your facebook wall،بالاترین،share in balatarinn،خوشمزه،share in delicious،ياهو،share in Yahoo Buzz،ديگ،share in Digg it،گوگل،share with Google Buzz،کلوب،share in Cloob،ویووو،share in viwio !!!

آخه اینم سوالیه که آدم خداشناس از خودش بپرسه؟ آری، توی کوه راه میرفته و میگفته اگر سلامتی کامل فکر و بدن رو نمی دادی منم مثل بقیه توی این صبح جمعه تا خود ظهر توی رخت خواب جمعه ام رو می کشتم.

حالا که اینجام دارم می پرسم:خدای من! چرا من رو اینجا قرار دادی و این پتانسیل در من قرار دادی که بیام این بالا. به اولین چیزی که دقت می کنی اینه که نخوری زمین و لیز نخوری و راه هایی رو پیدا می کنی و امتحان می کنی که حتی اگر شده یه کوچولو لیز بخوری ببینی در شرایط سخت تر روی یه سنگ صاف که شیب تند داره لیز خوردی خودت رو چطور نگه داری؟ یاد زندگی میافتی. از خودت می پرسی توی زندگی چقدر حواسمون جمع می کنیم که چی می گیم و چقدر داریم خودمون رو توی سختی میاندازیم که محکم شیم و یا راه مقابله و استحکام رو پیدا کنیم و وقتی توی زندگیمون لیز می خوریم چقدر جدی اش می گیریم که کاری کنیم که کاری نکنیم که ما رو به پشیمونی مجدد برسونه. خب بالاخره از فدیم شنیدیم که عاقل از یه سوراخ دوبار گزیده نمی شه.

پام رو می ذارم روی یه سنگ خیس صاف میبینم بیشتر از 5 سانتی متر لیز نمی خورم و طوری نیست که من رو زمین بندازه. توی برف و یخ قدم بعدی ات رو می خوای کجا بذاری؟ که نری تا زانو توی برف. آخه خود تا زانو توی برف رفتن بد نیست اتفاق بدی هم برامون نمی افته بلکه چیزی که توجه من رو به خودش جلب می کنه اینه که در راه رفتن عادی یه انسان روی زمین صاف قدم قبلی فاصله زیادی از زمین نمی گیره و انرژی زیادی ازمون نمی گیره اما هر بار که پای من تا زانو میره توی برف باید زانوت رو تا شکم بالا بیاری و توی مراتب خیلی زیاد توی روز برفی خسته ات می کنه. و همین خستگی به قدری موجب اشتباهات بعدی میشه که ممکنه هم لغزش در انسان به وجود بیاره و هم بیشتر باز خسته ات کنه که متوجه میشی باید راهی ابداع کنی.

به لغت هایی که با رنگ دیگر توی 2 پاراگراف قبلی هستند دوباره دقت کنید. ببینید چقدر با زندگی مشابهه و وقتی من به آموزه های اخلاقی و مذهبی توجه می کنم میبینم همه عرفان علوم می خوان از یه روش برای پیدا کردن راهی که فعلا آینده اش در تاریکی و همه دنبال راهی هستند که اون رو به روشی مثلا مهندسی خاص پیدا کنن. اما همه اونها رو که نگاه می کنی میبینیراه کاملی نیست و تو رو به عجز میرسونه و میفهمی که چقدر قادر توانای صاحب این روز و شب مدبره و در برابر این عظمت تعظیم می کنی و اون عالمی که به سجده و رکوع و سجودش عظمتی رو حس نکرده باشه بیهوده به دولا راست شدن می پردازه و براش سودی نداره و اون رو بعد از مدتی به سمت ترک نماز وادار می کنه.

 

عارف می خوره، فکر می کنه، بال پیدا می کنه، (جوهر ذات انسان در اساطیر یه زنه که دنبال عاشق میگشته و آخر سر می فهمه توی زمین نیست.چیزی که داره دنبال اون می گرده)

September

Soptombor

OoOOoOOoO

 


●به اشتراک گذاشتن اين مطلب در سايتهاي توييتر،share in your twitter account،فيس بوک،share in your facebook wall،بالاترین،share in balatarinn،خوشمزه،share in delicious،ياهو،share in Yahoo Buzz،ديگ،share in Digg it،گوگل،share with Google Buzz،کلوب،share in Cloob،ویووو،share in viwio !!!
کلمات کلیدی:
برای تهیه ی سی دی آموزش شیرپوینت اینجا کلیک کنید
دیگه از این واضح تر ؟
ساعت ۱٠:۱۳ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۱ امرداد ،۱۳۸٥ 
●به اشتراک گذاشتن اين مطلب در سايتهاي توييتر،share in your twitter account،فيس بوک،share in your facebook wall،بالاترین،share in balatarinn،خوشمزه،share in delicious،ياهو،share in Yahoo Buzz،ديگ،share in Digg it،گوگل،share with Google Buzz،کلوب،share in Cloob،ویووو،share in viwio !!!

هر راهی رو که توش پا میذاری و هر کاری که می کنی میبینی رد پای شیطون قشنگ پیداس. خب چی می خواد بگه؟ یه کم که فکر می کنم میبینم دنیا ظرفی است که هر کی هم قراره خودش رو نشون بده.

عجیب تر از همه وقتی که پاتو میذاری توی هر کدوم از راه هایی که میذاری که شیطون بهت نشون میده یوهو هیچ وقت خودت رو ته قعر گودال نمیبینی. انگار قرار بوده یواش یواش خودت رو گم کنی و هر چی بیشتر موفق نشی خودت رو پیدا کنی یه پله سقوط و با یه پشیمونی و توبه معلوم نیس چند پله صعود.

الان یکی تعریف می کنه توی سینما بازیگرا همشون یه چیزایی که عجیب و غریب وقتی میشنوم نه باورم میشه و نه دوست دارم واضح همه این قصه رو بگم. پس خفه میشم و تایپش نمی کنم و به چیز دیگه ای فکر می کنم.

برای اینکه بیهوده نباشه پاراگراف قبلی می خوام بگم کاری به درست و غلط بودن و یا تهمت و یا واقعیت این حرف ها ندارم. اما می دونم اگه بخوای یه چیزی رو میرسی. اگه واقعا بخوای به عرش و معرفت و انسانیت فکر کنی و راه رو با تقوا خوندن قرآن و مستحکم کردن رفتارت و گفتارت و اعمالت و نیت هات و حتی لغزش هات رو مورد توجه خودت و با دقت بالا قرار بدی تا ببینی چی میشه که گول شیطون رو برای موارد کوچیک و پیش پا افتاده می خوری. و اگر بخوای به شهوت و مادیات و قمار و خودفروشی و دله دزیدی و کلاه سر این بذار و با دست و زبانت مردم رو آذار بدی و با ظلم آقای دنیا شدن و تصرف توی حقوق مردم چه از لحاظ مادی و چه از لحاظ همه حق الناس ها و ...

پس واقعیت اینه که شما یک بار وقتی آرزوی چیزی رو کردید و دیدید خودتون بودید که خواستید به بیراهه برید و اصلا چیز دور از دسترسی نبود که بخوای کاری رو بکنی و آخر همه ماجراها و به قول بعضی ها وقتی سیر شدی می فهمی عجب گول نفس خودت رو خوردی و چه مفت و کم ارزش خودم رو ( پاکی و معصومیت ) فروختم به نفسم ( کوتاه مدت – لذت ها و لهو و لعب ها و خواسته های دل) .


●به اشتراک گذاشتن اين مطلب در سايتهاي توييتر،share in your twitter account،فيس بوک،share in your facebook wall،بالاترین،share in balatarinn،خوشمزه،share in delicious،ياهو،share in Yahoo Buzz،ديگ،share in Digg it،گوگل،share with Google Buzz،کلوب،share in Cloob،ویووو،share in viwio !!!
کلمات کلیدی:
برای تهیه ی سی دی آموزش شیرپوینت اینجا کلیک کنید
اینجا ته خط نیست؟ مهاجرت !!!
ساعت ۱٠:۱٢ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۱ امرداد ،۱۳۸٥ 
●به اشتراک گذاشتن اين مطلب در سايتهاي توييتر،share in your twitter account،فيس بوک،share in your facebook wall،بالاترین،share in balatarinn،خوشمزه،share in delicious،ياهو،share in Yahoo Buzz،ديگ،share in Digg it،گوگل،share with Google Buzz،کلوب،share in Cloob،ویووو،share in viwio !!!

هر چی جوونه دنبال آرزوهای زمینی به جز اونهایی که از بچکی نداشتند و وقتی هم رسیدند به حز یاد و خیر خدایی چیزی نمی خواستند. هم دنبال زرق و برق ها دنیایی هستند و از عرب و استرالیا و راحتی و همه این حرف ها رو زدم که بگم تا اونجایی که من می دونم و هر مسلمونی که توی ایران توی این مغناطیس بوده می دونه که حب دنیا و اینکه بهشت در دنیاست و راحتی و شکم پروری و اینها اصلا هدف انسانی خوبی نیست.

ولی به قول استاد آیزا می گفت خوبه که جوونی که یه همچین ویاری افتادی تو ذهنش بره و برگرده و سرش بخوره به سنگ و بفهمه که اینجا ته خطه.

با من از سایه نگو خورشید فردا مال ماست.

اصلا قبول ندارم که دل ببندم به سایه ای اونور دنیا و غربت ذو تحمل کنم و خیلی چیز هایی که الان دارم رو از دست بدم. سر کلاس آیزا هم گفتم فقط همین تلویزیون که از اخبارش و برنامه هایی که ذهن رو به فکر کردن وادار می کنه و برنامه های قرآنی و برنامه های آموزنده خیلی زیادی که اگر من به هر کشور دیگری تعلق داشتم دوست داشتم تشنگی ام رو توی ایران فرو بنشانم .

 


●به اشتراک گذاشتن اين مطلب در سايتهاي توييتر،share in your twitter account،فيس بوک،share in your facebook wall،بالاترین،share in balatarinn،خوشمزه،share in delicious،ياهو،share in Yahoo Buzz،ديگ،share in Digg it،گوگل،share with Google Buzz،کلوب،share in Cloob،ویووو،share in viwio !!!
کلمات کلیدی:
برای تهیه ی سی دی آموزش شیرپوینت اینجا کلیک کنید
صبر ایوب
ساعت ۱٠:٠۸ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۱ امرداد ،۱۳۸٥ 
●به اشتراک گذاشتن اين مطلب در سايتهاي توييتر،share in your twitter account،فيس بوک،share in your facebook wall،بالاترین،share in balatarinn،خوشمزه،share in delicious،ياهو،share in Yahoo Buzz،ديگ،share in Digg it،گوگل،share with Google Buzz،کلوب،share in Cloob،ویووو،share in viwio !!!

قصه از کجا شروع شد؟ داستان صبر ایوب رو شنیدیم. و اگه به من بگن یه جوری برای خودت تعریف کن، بهتون می گم:"داستان ایوب".

آره بعد از این ماجرا و یه نکته از اون که ایوب میگه: خدایا هفتاد سال هر نعمتی که خواستیم بود حالا هم اگر نباشه معنای شکر گذاری رو باید در مقام انسانیت معنا کرد. معناکردن با صبر و اینکه چقدر می توانی برای تربیتی که شده ای و درس ها و نکاتی که در جامعه قرآنی آموختی و همانند جسمی آهنی که در مدار مغناطیسی هست و چه بخواهد چه نه فقط از اینکه در این مدار قرار گرفته - کاری که از دستش بر نمیآد- فقط خدا رو شکر می کنه.

خدایا از اینکه مرا در کشوری که خمینی و شیعه در آن هستند و مردمی با طیف های مختلف در جلوی دیدم هستند از طرفداران خدا تا طرفداران شیاطین و طاغوتیان. من از آنها آموخته ام چه از بی ادبان و تربیت نشدگان این مکتب و چه از خواص و متقیانی که خدا در قرآن به آنها وعده قرب و جاودانگی همیشگی داده است – و بقیه را به بهشت منعم و همان جنگل ها و نهر ها و همان فردوسی که از آنها شنیده ایم و بعضی هاشون تازه بدون ایمان به معاد بهشت را به سخره هم میگیرند که در این مجال بحثی ندارم.

چی یاد گرفتم که باعث شده ازش بنویسم؟ من از ایوب یاد گرفتم که خیلی نعمت ها هست که تا وقتی داشتیشون و خدا رو بخاطر اونها شکر می کردی، می دونستی که همه چی توی این دنیا نزد تو امانته و اگه یه روزی رفت باید ازش خداحافظی کنی و اگه موند قدرش رو بدونی و عاشقونه دوسش داشته باشی و مه رو محبتی بهش بکنی که احساس کنی همه رمقت همین بوده.

نمی دونین چقدر زیباست که …

خدایا چنان کن سرانجام کار       که  تو خشنود باشی و ما رستگار

رستگاری یکی از نشانه هاش و عواقب و دستاورد های رسیدن به هدف مورد نظر اینه که خودت رو در شباهت به صفاتی که خدا اونها رو نیک دونسته و خشنودی اش را از انجام آن بر تو به همراه دارد. و دوری و اجتناب از صفات ناشایسته مانند تکبر.

اصلا چی میشه که هر روز خدا به مدت یکسال همه ما خودمون رو در تمام لحظه های عمر رفته چک کنیم ببینیم چقدر ؟ کدوم رفتارمون ؟ با چه اعمال مقدماتی منفی ؟ موجب اون شده اونوقته که به این زندگی مثل رمانی از بیرون به خودمون نگاه می کنیم و هر چیزی که باعث بشه که ما بتونیم از بیرون به خودمون چند لحظه ای بدون منیت و چشم تنگی و بی مناقشه قضاوت "من در میان و تو غایب از میانه" به خودمون بنگریم و خودمون رو اصلاح کنیم. من قسم می خورم که کسی یادش بره این حرف ها رو نابودی هدف و اون موجب نابودی باید ها و نباید ها و موجب شکست و نقص اساسی خواهد شد.

توجه کنید این یک هشدار اساسی است به صابر. چون اوست که وقتی می نویسد بهتر از هر کس دیگری بجز خدا می تواند درک کند نوشته اش و گفته اش را…


●به اشتراک گذاشتن اين مطلب در سايتهاي توييتر،share in your twitter account،فيس بوک،share in your facebook wall،بالاترین،share in balatarinn،خوشمزه،share in delicious،ياهو،share in Yahoo Buzz،ديگ،share in Digg it،گوگل،share with Google Buzz،کلوب،share in Cloob،ویووو،share in viwio !!!
کلمات کلیدی:
برای تهیه ی سی دی آموزش شیرپوینت اینجا کلیک کنید
کاری که از ما سر میزنه در خور ما بوده؟ يا نه؟
ساعت ۱٠:٠٧ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۱ امرداد ،۱۳۸٥ 
●به اشتراک گذاشتن اين مطلب در سايتهاي توييتر،share in your twitter account،فيس بوک،share in your facebook wall،بالاترین،share in balatarinn،خوشمزه،share in delicious،ياهو،share in Yahoo Buzz،ديگ،share in Digg it،گوگل،share with Google Buzz،کلوب،share in Cloob،ویووو،share in viwio !!!

عمل تو اتفاقی بوده و یا تو به تمام معنا مسئولیت انجام اون رو به عهده گرفتی و لیاقت و اندازه تو بوده. البته توی دنیا هر چیزی یه ظاهری داره یه باطنی. همونطور که پیامبر اسلام (ص) همیشه می فرمودند الهی اظهر اشیا ما هی . یه مضمونی به همین معنایی که گفتم. اشون همیشه از خدا می خواستند که حقیقت و ماهیت و آن مفهومی رو از اتفاقات و اشیا و رویداد ها و رخداد ها رو متوجه بشوند که واقعیت اون ماجراست و نه فقط ظاهر و برداشت های سطحی. یه مثال بزنم که بزدشتم رو از حرف پیامبر بگم. به نظرم همون "داستان پیامبر موسی و خضر" که در محضر استاد و درجه ای از معرفت و صاحب نگاه و دیدگاهی از نوع جهان بینی و برداشت از رویداد ها و طریقه ای از تفسیر اتفاقات و آوردن استدلالاتی از منتهای ذهن مفسر برای درست نگاه کردن و منجر شدن نگاه به قضاوتی که به شما تجربه های از زندگی میده که ته قضیه تو خشنود باشی و ما رستگار ونه تکبر و خودخواهی چون توی این راه به کسی که ظرفیت نداشته باشه یقینا گمراه میشه و نمی تونه مسیر رو اونجوری که باید ادامه بده چرا؟ چون باک ماشینی که 40 لیتره 50 تا بنزین توش جا نمیشه و باید ضعف ها رو پله پله کم کرد و به ظرفیت افزود و اجازه بالا رفتن از این ارتفاع و رسیدن به مقصود نهایی که همون قربت خداست حاصل بشه. یکی از مواردی که ترک کردنش می تونه مفید باشه اینه که از دو تا جمله ببینی می شه نتیجه گرف این مقصودی که من دارم رو یا نه. و نتیجه ای رو نگیری که اون رو هم تذکر میدم؟ جمله 1: امام رضا (ع) : { و همه امامان و پیامبران و بزرکان دیگر} ارزش و قرب هر کس در نزد خدا به اندازه تقوای اوست. جمله 2: اکثر بزرگان و انبیا پسر دکتر فلانی و مهندس فلانی نبودند و توی این دنیا هم انقدر توی این مسائل دست بالای دست و بی قانونی و هرج و مرج در تصاحب مال ذنیا و ثروت و مقام و درجه های سیاسی هست که همه میدانیم که قدرت دنیا اکنون در دست کسانی است که جز مقام و ظلم و ستم و خون مردم دنیا رو تو شیشه کردن به چیز دیگه ای نمی تونن فکر کنن. مقصود اینه که اگر خدا ما رو توی خانواده ای قرار داد که حالا یا چیزی هست متکبر نشیم که بزرگترین گناهان و می دانیم که "از فضل پدر تو را چه حاصل؟" و اینکه اگر هم نداریم هیچ دلیلی نداره که امیدمون رو بخاطر نداشتن پیش زمینه ها و پیش نیاز ها و حداقل ها انقدر خودمون رو به حسرت خوردن مشغول کنیم تا عمر رفته خودش معادل به دست آوردن همه اون کمبود ها بشه. انقدر هم نباید سخت گرفت هاو باید خواسته ها و امیال نفسانی رو کنترل کرد و اجازه نداد که هم جوری و به هر طرفی که دوست داشت رشد کنه و سر بدوونه به جایی که هرز بره. مقصودی که منظور من نبوده اینه که نباید هم همینجوری با هر آدمی از هر گونه ادب و اندازه و معیار های اجتماعی رفت و آمد کرد اون یه بحثیه اون یه بحث دیگست.


●به اشتراک گذاشتن اين مطلب در سايتهاي توييتر،share in your twitter account،فيس بوک،share in your facebook wall،بالاترین،share in balatarinn،خوشمزه،share in delicious،ياهو،share in Yahoo Buzz،ديگ،share in Digg it،گوگل،share with Google Buzz،کلوب،share in Cloob،ویووو،share in viwio !!!
کلمات کلیدی:
برای تهیه ی سی دی آموزش شیرپوینت اینجا کلیک کنید
دقايقی از شب . سوال و گوش دادن به آدم ها
ساعت ٦:۱٧ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٩ امرداد ،۱۳۸٥ 
●به اشتراک گذاشتن اين مطلب در سايتهاي توييتر،share in your twitter account،فيس بوک،share in your facebook wall،بالاترین،share in balatarinn،خوشمزه،share in delicious،ياهو،share in Yahoo Buzz،ديگ،share in Digg it،گوگل،share with Google Buzz،کلوب،share in Cloob،ویووو،share in viwio !!!

هزار بار خواستم بنویسم اما وقتی دستم به قلم رفت و تا خواستم بنویسم هزاران دقدغه و درد دل به سراغم میومد و من حس می کردم که  بی جواب موندن اونها. و شاید بهترین موقع برای پرداختن به اونها همین الان باشه

ص من و تو اگر زندگی شروع می کردیم برای تربیت بچه ها به مشکل بر می خوردیم چون بچه ها توی چنین خانواده هایی دچار سردرگمی هستند.

ص: مگه من و امین و پدر و مادرم چجوری بودیم؟  من و پدر و مادرم در ارکان ریز زندگیمون با هم هیچ وجه مشترکی نداریم.

م : نه شما توی اصول مسائلی که باید توش تصمیم بگیرین و نماز و قرآن و اماما و مذهب و خیلی چیز ها روی یه خط تربیت شدین و گفت:

یقین:

هر چیزی که هست روی یک شاخص باشه. اگر من بگم دینی بخون تو بگی نه این چیز ها چرت و پرته، اونوقت بچه در کمال یقین پرورش نمی کنه.

حالا سوال من از تو اینه

م جان تو فکر می کنی که مگر انسان نیست که هر کاری رو که اراده بکنه می تونه انجام بده برای اینکه یه خانواده دچار اون تضاد ها و اشکال ها نشه باید چه کنه؟

خودت باید چه معیار هایی داشته باشی تا بتونی خودت رو برای زندگی با کمترین درجه ریسک آماده کنی.

یک انسان مثلا فرزندت رو اگر بخوای تربیت کنی او رو مجهز به چه ارکانی می کنی

من این سوال رو از ا.ا می پرسم و میگم به نظرت اگر بخوای به کسی اعتماد کنی و معیار هایی رو در مقایسه های سریع ذهنی ات نام ببری چه چیز هایی رو میگی.

و من یادداشت می کنم.

 

اجازه بده به من با تو هم بال شوم

گر عاشقم هستی و ادعای عاشق شدن می کنی حتما به این فکر کردی که برای خودت این سوال را جواب دهی

که با من چه کنی

برای من چه نقشه ای کشیده ای تا با هم هم بال شویم

هم پرواز شدن برای اوج گرفتن همزمان من و توست و این لازمه همسفر شدن من و توست.

پس برای اینکه من به پای تو و تو به بال من برسی باید به هم زمان بدهیم

من از تو تقاضای زمان می کنم.

اگر بدوی و جلوتر از من گام بر داری و من با تو همگام نشوم و تو را در راه همچون نقطه ای در تصور ذهنم مرور کنم تو دیگر برای من نیستی.

بلکه متعلق به زمان می شوی.

و دیگر متعلق من نیستی و من هم.

گر عاشقی چند لحظه ای بایست و در کنارم تامل کن تا من دوباره آبی بنوشم و جان و خستگی در کنم.

به زمانه هم اجازه بده تا فکر کند و خود را با من و تو همگام کند.

آخر زمانه ظرف من و توست و اگر او با ما همگام نباشد من و تو عنصر مهمی که در آن هستیم را نادیده فرض کرده ایم و این برای ما احتمال شکست را بالا می برد و

بیا و بنشین و اندیشه کنیم تا دیگر هیچ چیز از توقعی که پروردگار از من و تو دارد برآورده کرده باشیم تا باقی اش را او کامل کند.

پس اگر من و تو درونی خودمان را که توقع است از جانب آفریننده مان تا آن را ادب کنیم و آنگونه که خدا برای قرب به او خواسته و چنان آن را آفریده که بجز تقوا و دوری از گناه و غیبت و بدزبانی و تهمت و رنج دادن مردم با زبان…

آنکس که مردم از دست و زبانش در امان باشند مسلمان است.

آری سخت ترین و خوشگل ترین کار دنیا که شیرین ترین اهداف برای من است یه طرف


●به اشتراک گذاشتن اين مطلب در سايتهاي توييتر،share in your twitter account،فيس بوک،share in your facebook wall،بالاترین،share in balatarinn،خوشمزه،share in delicious،ياهو،share in Yahoo Buzz،ديگ،share in Digg it،گوگل،share with Google Buzz،کلوب،share in Cloob،ویووو،share in viwio !!!
کلمات کلیدی:
برای تهیه ی سی دی آموزش شیرپوینت اینجا کلیک کنید
درد دل از جنس در دل شبي اش !!! تا عاشقونه عاشق معشوق حقیقی شدن.
ساعت ٦:۱۱ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٩ امرداد ،۱۳۸٥ 
●به اشتراک گذاشتن اين مطلب در سايتهاي توييتر،share in your twitter account،فيس بوک،share in your facebook wall،بالاترین،share in balatarinn،خوشمزه،share in delicious،ياهو،share in Yahoo Buzz،ديگ،share in Digg it،گوگل،share with Google Buzz،کلوب،share in Cloob،ویووو،share in viwio !!!

عجیبه

دوباره داره زندگی برام جهنم میشه

وقتی یادش فکرش وجودش رو دوباره حس می کنم همه چی میشه مث روز اول

یه حس  نگرانی عجیبی از صبح تو خواب همه جا دنبالمه

نگرانی همراه با زجر

زجر از برگشتن همه اون خاطره های بد

چرا بد شده؟

به نظرم چون انقدر صبوری های بی معنی و نا مفهوم ازش دیدم که اصلا نمی تونم دوباره حس کنم که اون پتانسیل های از دست رفته ام باز هم طاقت زجر و تحمل و صبوری داشته باشن.

نمی دونم از چهل و هشت ساعت گذشته تا حالا نصف نماز هام بی حواس و بی توجه بوده و همه فکر و ذکرم دیگه خدا نیست.

دیدی به همین آسونی می تونی خدا رو فراموش کنی و یادت بره که هدفت چی بوده و داری در مقابل خدای خودت و پروردگار خودت ایستادی و داری ستایش و پرستش می کنی.

....

اسمش که خیلی زیباست

عقل و فکر و تجربه هایی هم که کرده خیلی دقیق هستند و ...

ولی فقط اینکه می گه خدا رو قبول داره یه جوریه. نمی دونم رفت و آمدش و پسر هایی که باهاش گشتن و یا تاثیری که در کمی قبل از طرف پسر ها و معیار های اونها و میزان شناخت اونها از خدا و تاثیر اونها و تاثیر پذیری خود ... به عنوان جنس مخالف و میزان موافقت و یا مخالفت در برابر خواسته ها و توقعات اونها

و اتما خانواده که مهمترین مسئله است اما مادر و پدری که تو تربیت فرزندانشان اندقر بی تفاوت بودن که شاید در طول سال ها هیچ تذکری مبنی بر اینکه فلانی حواست رو جمع کن و پی هر چیزی سعی کن حق و خدا رو پیدا کنی و آیا غیرت و تعصب بده و یا خوبه؟

نون حلال و حروم چقدر موثر هستش توی شناخت و گرایش قلبی به یه مفهومی.

صلوات و سلام و دعای قبل از صرف وعده های غذایی چطور؟

... برای من شده یه سوال ذهنی بزرگ اون بدون اینکه من اصلا وقت کنم راجع بهش فکر کنم خیلی از حرف های من رو گوش می ده و چنان گوش میده که انگار هزار برابر من می دونه.

این دانش و دانایی از جنس دونستن و خوندن نیست از جنس یه جور علم هایی که خدا فقط می تونه به بندش اعطا کنه.

از اونهایی که من میمیرم و زنده میشم تا خدا یه ذره از اون دریاشو به من عطا کنه و می دونم که اون صلاح بنده اش رو بهتز من بنده می فهمه و می دونه و درک می کنه.

پس هر موقع تقوایم اطاعاتم و طاعاتم به حدی رسید که سزاوار بودم حتما خودش همه چی رو برای اونطور زندگی خاص فراهم می کنه و واقعا اون خدایی که همه چی رو فراهم کرده تا امتحانی رو از بنده هاش بگیره بقیه چیز هایی هم که ذهن بی خبر ما نمی دونه و احتمال می ده که کم باشه برای اون حادثه و همه این ها رو ذهن بی خبر ما فقط حدس می زنه، پروردگاه علمش ما فوق علوم ماست و زمین رو با تمام پیچیدگی هاش به میزانی از قوت و قدرت تدبیر خودش مجهز کرده که هیچی کم نیست.

همه چی توی دنیا برای امتحان پس گرفتن از فرزندان انسان کافی مهیاست.

... یادته هر شب برای هم می نوشتیم. ... یادته هر شب برای من یادداشت میذاشتی و صبح که میشد با یه صبح بخیر دفترچه یادداشت هامون رو به هم دیگه هدیه می دادیم و بعضی موقع ها ذهن هامون روی یه مسئله می چخید و خیلی حرف هامون اون موقع بود که رد و بدل میشد.

کی می دونه شاید من دوباره عاشق شدم و دوباره فارغ شدم و ... تا عاشقونه عاشق معشوق حقیقی شدن.


●به اشتراک گذاشتن اين مطلب در سايتهاي توييتر،share in your twitter account،فيس بوک،share in your facebook wall،بالاترین،share in balatarinn،خوشمزه،share in delicious،ياهو،share in Yahoo Buzz،ديگ،share in Digg it،گوگل،share with Google Buzz،کلوب،share in Cloob،ویووو،share in viwio !!!
کلمات کلیدی:
برای تهیه ی سی دی آموزش شیرپوینت اینجا کلیک کنید
خواب ديدم ... تو يه شب دو تا خواب ؟؟؟ !!!
ساعت ٦:٠٧ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٩ امرداد ،۱۳۸٥ 
●به اشتراک گذاشتن اين مطلب در سايتهاي توييتر،share in your twitter account،فيس بوک،share in your facebook wall،بالاترین،share in balatarinn،خوشمزه،share in delicious،ياهو،share in Yahoo Buzz،ديگ،share in Digg it،گوگل،share with Google Buzz،کلوب،share in Cloob،ویووو،share in viwio !!!

خواب دیدم. اون داشت کنار یه مسیری قدم میزد و میرف. من داشتم اون راه رو بر می گشتم و دیدم که داره با موبالش حرف می زنه و من انقدر سریع پرواز می کردم که رفتم و بار ها برگشتم و بهش سر زدم و فهمیدم که یه شخص واحدی هم به اون دختر می گفت که چیزی کم نداری ( مجید و پیانو ...) خوشحالت نگه داشته؟ و همش این سوال رو ازش می کرد و اون خیلی راضی بود و می گفت نه همین ها خوب هستن و من بهش گفتم بیا با من. داشت با موبایل با همون حرف میزد. بهش حرفی زد که حرف بی تربیتی بود و اون دختر هم تکرارش کرد. و با بی ادبی گفت نه بابا اونها به یه ورم.

من همین طور که دنبالش می کردم با اینکه می دونستم که من و امین می تونیم پرواز کنیم. امام وایسادم و از امین عقب افتادم و فهمیدم که دختری هم که به هدایت همسز آینده امین بوده هم به دستور همون شخص ازش جدا شده و امین راحت مسیرش رو عوض کرده و داشت میرفت

همین جوری که من تو فکر نجات و برگشت و هم مسیری اون دختر و خریدن یه جفت بال براش بودم تا اونم بیاد با ما و اون سر شو انداخته بود و همین جوری کز می کرد و پایین میرفت، وقت منم تلف می شد.

فهمیدم که دو طرف راه حالا جنگل بزرگیه خدوم رو برای اینکه هم اون دختر من رو نبینه و هم بتونم دنیباشلش کنم به جنگل کشیدم که فهمیدم سر کوچه هایی که مسیر اصلی به اونها انشعاب می ده یه عروس خانمی با لباس سفید کشیک می ده. راستی یدم رفت که بگم خط جا کننده مسیر و جنگل سیم خار دار بود.

بعد از اینکه سر یکی از این کوچه ها گیر افتادم آخه بر می گشتم و سر به امین هم می زدم و دوباره میامدم پیش اون دختر . حالا من تو جنگل پشت سیم خارد دار گیر افتده بودم و سر کوچه هم بود انگار جاره ای نداشتم که خودم رو از پایین ترین سیم خادار رد کنم و به نقطه ای برم که اون خانم سفید پو ش من رو نبینه.

اما انگار بعدش فهمیدم که خیلی غم و اون هم داره کنترل میشه و تونستم نجاتش بدم و بگم فرار کن. و عده ای که اونجا داشتن رد می شدن ندیدنش یا دیدنشو من توی همین تردرد بودم که از خواب پریدم.

 


●به اشتراک گذاشتن اين مطلب در سايتهاي توييتر،share in your twitter account،فيس بوک،share in your facebook wall،بالاترین،share in balatarinn،خوشمزه،share in delicious،ياهو،share in Yahoo Buzz،ديگ،share in Digg it،گوگل،share with Google Buzz،کلوب،share in Cloob،ویووو،share in viwio !!!
کلمات کلیدی:
برای تهیه ی سی دی آموزش شیرپوینت اینجا کلیک کنید
بت خود را بشکن
ساعت ٦:٠۱ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٩ امرداد ،۱۳۸٥ 
●به اشتراک گذاشتن اين مطلب در سايتهاي توييتر،share in your twitter account،فيس بوک،share in your facebook wall،بالاترین،share in balatarinn،خوشمزه،share in delicious،ياهو،share in Yahoo Buzz،ديگ،share in Digg it،گوگل،share with Google Buzz،کلوب،share in Cloob،ویووو،share in viwio !!!

بت خود را بشکن

تا برهی ...

هیچی آقا ... این حرف ها مال ما نیست ... واقعا مال کسانیه که راحت با رو بندیل شون رو جمع می کنن و میرن به جنگ این اسرائیل و ما فقط یاد
آیه هایی از قرآن میافتیم که الذین ... و ... و ... نماز و روزه و وقف مال و فدا کردن جان در راه حق

یاد کسایی میافتم که در مقابل شنیدن خیلی از دستورات اسلام میگن کجای قرآن به صراحت گفته و قافلند که همه جای قرآن انقدر حرف ها زده که وقتی همه اونها رو خوانیم (و بی پرده با خدا راز و نیاز کردیم و در دل شب تونستیم از خوابمون بزنیم و در کنار همه اینها از فرقان و عقلمون هم برای انسان بودن و کسب همه عوامل و معیار های خوب و انسانی رو یخودمون کار کردیم و اونها رو به دست آوردیم.)خدا بی پرده در دلمون نوری قرار می ده که بقیه رو استنباط می کنیم و مثل علوم لدنی که هزارون نفر با تقوا و فقط تقوا به دست آوردن عالم دهر میشیم و می تونیم علم خالص و بی پایان خدا (بی پایان چه از لحاظ وسعت و چه از لحاظ ابدی) برای خودمون تاجی بسازیم که به قول پدر هم در دنیا و هم در آخرت سعادت بخیر شیم.

توی این راه که اگه یه قدم توش بذاری باید عاشق باشی و عاشق مجنون وار طرد شده! اونوقت می تونی بفهمی که دنیا بی معنی و فقط تنها عشق ناب و معنی دار واست میشه خدا.


●به اشتراک گذاشتن اين مطلب در سايتهاي توييتر،share in your twitter account،فيس بوک،share in your facebook wall،بالاترین،share in balatarinn،خوشمزه،share in delicious،ياهو،share in Yahoo Buzz،ديگ،share in Digg it،گوگل،share with Google Buzz،کلوب،share in Cloob،ویووو،share in viwio !!!
کلمات کلیدی:
برای تهیه ی سی دی آموزش شیرپوینت اینجا کلیک کنید
من می روم؟
ساعت ۱٠:٥۳ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱ امرداد ،۱۳۸٥ 
●به اشتراک گذاشتن اين مطلب در سايتهاي توييتر،share in your twitter account،فيس بوک،share in your facebook wall،بالاترین،share in balatarinn،خوشمزه،share in delicious،ياهو،share in Yahoo Buzz،ديگ،share in Digg it،گوگل،share with Google Buzz،کلوب،share in Cloob،ویووو،share in viwio !!!

http://fromisraeltolebanon.info/
+18 سال
لطفا به اين جمله بيانديشيد
اگر محمد (ص)  را به پيامبري قبول داريم
او گفت:
اگر مسلمان طلب كمك كند و مسلمانان به مدد آنان نشتابند از من نيستند.
آيا ما دين ديگري را بر گزيديم
و يا شياطين ما هستند كه ما را انكار از ؛حق و نور؛ مي كنند؟

ماه پشت ابر نخواهد ماند و اگر مهدی اذن ظهور ندارد وظیفه با ماست.

من میروم.


●به اشتراک گذاشتن اين مطلب در سايتهاي توييتر،share in your twitter account،فيس بوک،share in your facebook wall،بالاترین،share in balatarinn،خوشمزه،share in delicious،ياهو،share in Yahoo Buzz،ديگ،share in Digg it،گوگل،share with Google Buzz،کلوب،share in Cloob،ویووو،share in viwio !!!
کلمات کلیدی:
برای تهیه ی سی دی آموزش شیرپوینت اینجا کلیک کنید