پاک کردن از صفحه زندگی
ساعت ٢:۱٤ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢۸ اسفند ،۱۳۸٤ 
●به اشتراک گذاشتن اين مطلب در سايتهاي توييتر،share in your twitter account،فيس بوک،share in your facebook wall،بالاترین،share in balatarinn،خوشمزه،share in delicious،ياهو،share in Yahoo Buzz،ديگ،share in Digg it،گوگل،share with Google Buzz،کلوب،share in Cloob،ویووو،share in viwio !!!

خيلی سخته پاک کردن خيلی مشکله. چی؟ مثلا فکر کنيد که يه دفتر خاطرات بهتون بدن مال گذشته شما به شما بگن پاک کن. شروع می کنی به خوندن. بعضی ها ظروع به خوندن هم نمی کنن و انقدر مطمئنن که همشو پاره می کنن. اما من می خودنم و ميبينم خيلی سخته حتی يه لغت از اين اتفاقايی که بهم گذشته رو نمی تونم پا کنم اونها هويت من هستند من توی اون ماجراها تربيت شدم و شدم اينی که الان می نويسم و زندگی می کنم.

پس پاکشون نمی کنم. اما سعی می کنم از اينجا به بعد رو درست طرح بريزم و از حالا به بعد بهتر باشم. چون می دونم که اينها همه جايی در لوح محفوظی که خدا ازش توی قرآن ياد کرده ثبت شده و اونه که قادره بنويسه و پاک کنه و اگه صلاح او از زندگی چيزيه که فرشته ها نمی دونن و فقط اونه که می دونه چرا آدم رو به زمين آورده و خليفه خودش بر روی زمين ياد کرده. پس منم هر چی اون بخواد می بينم و توی مسيری که من رو قرار داده حرکت می کنم و می دونم که استاد مربيان دنياست و اونه که به مربی ها ياد ميده که به من چجوری ياد بدن که آدم بشم. همونی که صلاح خدا بوده از آفرينشم بر من بگذره و اونی  بشم که صبور باشم و خوب نگاه کنم و خوب گوش بدم ببينم استاد زمين و آسمان چی صلاح من می دونه . نه من که رو عقل بچه گونم مديات و خودخواهی و هواهای نفسمه که به من می گن چيکار کنين. پس يه عهدی می بندم با پروردگارم. برو بريم همونجايی که تو ميگی اگه من ناراحتم صبرم کمه صبوری بهم بده و من رو توی اين راه هدايتم کن و بنده ای که تو دوست داری بشم نه بنده ای که خودم و عقل کوچيکم می خواد.

خدايا به اميد تو


●به اشتراک گذاشتن اين مطلب در سايتهاي توييتر،share in your twitter account،فيس بوک،share in your facebook wall،بالاترین،share in balatarinn،خوشمزه،share in delicious،ياهو،share in Yahoo Buzz،ديگ،share in Digg it،گوگل،share with Google Buzz،کلوب،share in Cloob،ویووو،share in viwio !!!
کلمات کلیدی:
برای تهیه ی سی دی آموزش شیرپوینت اینجا کلیک کنید
آن کو کشیدت این چنین، آن سو کشاند کش کشان
ساعت ٦:٤٥ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٥ اسفند ،۱۳۸٤ 
●به اشتراک گذاشتن اين مطلب در سايتهاي توييتر،share in your twitter account،فيس بوک،share in your facebook wall،بالاترین،share in balatarinn،خوشمزه،share in delicious،ياهو،share in Yahoo Buzz،ديگ،share in Digg it،گوگل،share with Google Buzz،کلوب،share in Cloob،ویووو،share in viwio !!!

ب...

نمی دونم از کجا شروع کنم؟ آخه امروز بعد از هفته ها رفتم وبلاگش رو خوندم. خیلی حرف ها زده بود که با فصاحت کلامی که از قبل هم توی لحن و نوشته هاش بود نوشته شده بود. امانمی دونم من باید جواب بدم؟ و برم سراغ پایمالی حقوق زن ها یا از حرف های خدا در قرآن یا از دولت و کشور دفاع کنم؟ یا اینکه یاد پیامبر ایلام بیافتم که هر چی به بت پرست ها می گفت حقیقت اینه و بیاین و به اسلام روی بیارین و مشرکان در برابر استدلال های قرآن هم (که دیگه بزرگترین قدرت یعنی خدا اونها رو با وحی به پیامبرش که عزیز ترین انسان در روی زمین بوده) سرتعظیم فرود نمی آوردن و باز هم در جای دیگری از قرآن که نگاه می کنی میبینی نوشته که دلایل محکم قرآن رو هم به نفع خودشون باز تفسیر می کنند و به نفع خودشون برداشت می کنند. سر آخر هم که خدا فرمان میده که بگو دین من برای من و دین شما برای خودتان.

نه، من جواب نمی دم و دفاع نمی کنم. همه چیز از اخبار و رادیو داره واضح گفته میشه و ساز مخالف هم شنیده میشه. آدم اگه بخواد ایمان بیاره میاره و اگه نخواد کشور های متمدن رو در ظاهر و زیبایی تجملاتی ببینه و اونها رو تایید می کنه و دنباله رو اونها خودشو میبینه. که به نظر من دنبال بت های اونها رفتن بت پرستی به شیوه قرن بیست و یکم می دونم. همون مشرکان زمان محمد و اسلام که هنوز هم نسل های همون ها دارن روی زمین راه میرن و کنار ما هستند. جالبه من فکر می کردم ایرانی ها همه مسلمونن اما هر چی بزرگ تر میشم می فهمم ایمان چند سال پیش خودم هم شرک قاطیش بوده و هنوز راه زیاده تا اعلی  وبه یا رفیع رسیدن!!! می دونیم که خدا و قرآن صریحا تجملات و طاغوت رو رد کردند و هدف اسلام رو مبارزه با همین ها می دونیم. اینها همون مردمی هستند که فکر می کنن اگه حضرت علی در دوره ما زندگی می کرد جور دیگری به غیر از احمدی نژاد ها رفتار می کرد. اینها همان جمعی هستند که جلوی حسین را در کربلا گرفتند و مصالح و آینده و خوشی و عیش و نوش خود را در مقابل امام دیدند و کمر به قتل او بستند.

آری اینها از همان طایفه ای هستند که اگر زمان علی بودند به شغل کارگری و کشاورزی هم توهین می کردند. آری اینها همان مردمانی هستند که با زندگی ساده مخالفند. گویی خدا می دانسته و اینها را در همان دام گرفتار کرده و اینها اگر می توانستند کاخ ها برپا می کردند.

آری من از تبار اولاد همان سیرتی هستم که امام علی را ضربت و زهرای اطهر را پهلو شکستند و امام حسن به مکر زنش زهر خوراندند و امام حسین را در کربلا سر از تن جدا کردند و ... حال قصد جان و آبروی اولاد وی که ولایت فقیه ماست جدا کنند.

نه من راهم را از بیراهه پیدا کردم. خدایا شکرت می گویم که با آنکه من در ظلمت قصد آمدن سمت تو را داشتم نیتم و قطب نمای خرابم را شکستی و نیت پاکی در دلم قرار دادی تا از نو متولد شوم و خوبی ها و بدی ها را به همان اندازه که هست ببینم و پلیدی ها و زشتی ها را گریزان باشم. نیک می دانم که :

آن کو کشیدت اینچنین آن سو برت تا کهکشان و به قول مولانا:

آن کو کشیدت این چنین، آن سو کشاند کش کشان

 


●به اشتراک گذاشتن اين مطلب در سايتهاي توييتر،share in your twitter account،فيس بوک،share in your facebook wall،بالاترین،share in balatarinn،خوشمزه،share in delicious،ياهو،share in Yahoo Buzz،ديگ،share in Digg it،گوگل،share with Google Buzz،کلوب،share in Cloob،ویووو،share in viwio !!!
کلمات کلیدی:
برای تهیه ی سی دی آموزش شیرپوینت اینجا کلیک کنید
گزارش قرار بزرگ وبلاگ نويسان ۱۹ اسفند پارک شفق به همراه عکس
ساعت ۱:۱٩ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢۱ اسفند ،۱۳۸٤ 
●به اشتراک گذاشتن اين مطلب در سايتهاي توييتر،share in your twitter account،فيس بوک،share in your facebook wall،بالاترین،share in balatarinn،خوشمزه،share in delicious،ياهو،share in Yahoo Buzz،ديگ،share in Digg it،گوگل،share with Google Buzz،کلوب،share in Cloob،ویووو،share in viwio !!!

وقت کردم

قرار بزرگ وبلاگ نويسان به همراه عکس

 

من نفر پیر هن مشکی هستم دارم با یه پیر مرد دانا صحبت می کنم

عکس های موبايلم رو هنوز نتونستم از خونه بيارم. اين کامپيوتر ما بدون اجازه همه عکس ها رو می دزده و می بره تو کامپيوتر. خودم اينطوری تنظيمش کردم اونم دست رد به سينه صاحبش نمی زنه.

من از اون روز فقط اينو بگم که ۳ تا هديه داشت برام

يه دوست پير مرد دانا که باهاش حرف زدم. يه کتاب به نام خط سوم از احوالات شمس و ارتباط با وبلاک نويسايی که شايد خيلی وقت بود از اينکه يه همچين آدم هايی رو پيدا کنم منصرف شده بودم. تقصير خودشونه از بس انگشت شمارند.

بگذريم. از احوالات پير مرد فقط همين رو بگم که حرفاش معلوم بود که من بايد توی اون حول و حوالی دو ساعتی که اونجا بودم بايد با اون هم صحبت می شدم و گوش می دادم و به درون خودم سفری می کردم.

از کتاب هم همين بس که از زندگی شمس و مولانا با خبر شدم.

از از وبلاگ نويسا همين مونده باقی که می رم و به نوشته هاشون سر ميزنم و از ستاره های عاشق و استشهادی ها چيز ياد ميگيرم.

همينه ديگه قرآن می گه (سيروا فی الارض) يه دليلش شايد اين مشاهدات در روز ۱۹ اسفند باشه.

 


●به اشتراک گذاشتن اين مطلب در سايتهاي توييتر،share in your twitter account،فيس بوک،share in your facebook wall،بالاترین،share in balatarinn،خوشمزه،share in delicious،ياهو،share in Yahoo Buzz،ديگ،share in Digg it،گوگل،share with Google Buzz،کلوب،share in Cloob،ویووو،share in viwio !!!
کلمات کلیدی:
برای تهیه ی سی دی آموزش شیرپوینت اینجا کلیک کنید
وبلاگ های من
ساعت ٥:۳۱ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٤ اسفند ،۱۳۸٤ 
●به اشتراک گذاشتن اين مطلب در سايتهاي توييتر،share in your twitter account،فيس بوک،share in your facebook wall،بالاترین،share in balatarinn،خوشمزه،share in delicious،ياهو،share in Yahoo Buzz،ديگ،share in Digg it،گوگل،share with Google Buzz،کلوب،share in Cloob،ویووو،share in viwio !!!

http://quran19.persianblog.ir    قرآن در زائيه ديد يک اهل سنت

 

http://zandardin19.persianblog.ir    زن از ديدگاه دين اسلام و جواب به يک سری اعتراضات

 

http://madareman19.persianblog.ir  مادر نشانه ای از وجود خدا

 

http://namaz19.persianblog.ir    نماز و مسير تکامل

 

http://abuzar19.persianblog.ir   عرفان و چشمه عطش از زبان ابوذز

 

http://kanoon-e-javanan.persianblog.ir وبلاگ من ؛ صابر ؛ هر چی دوس دارم مينويسم

 

http://kanoon-e-abi.persianblog.ir   درباره ادبيات

 

http://kanoon-e-sabz.persianblog.ir درباره هنر و فرهنگ ايرانی

 

http://kanoon-e-soorati.persianblog.ir درباره دانش رايانه

 

http://kanoon-e-javanan.blogfa.com درباره گوگل سرچ

 

http://kanoon-e-javanan.blogspot.com اولين وبلاگ من کانون جوانان اوليه

 


●به اشتراک گذاشتن اين مطلب در سايتهاي توييتر،share in your twitter account،فيس بوک،share in your facebook wall،بالاترین،share in balatarinn،خوشمزه،share in delicious،ياهو،share in Yahoo Buzz،ديگ،share in Digg it،گوگل،share with Google Buzz،کلوب،share in Cloob،ویووو،share in viwio !!!
کلمات کلیدی:
برای تهیه ی سی دی آموزش شیرپوینت اینجا کلیک کنید
علی
ساعت ۳:۳٩ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٠ اسفند ،۱۳۸٤ 
●به اشتراک گذاشتن اين مطلب در سايتهاي توييتر،share in your twitter account،فيس بوک،share in your facebook wall،بالاترین،share in balatarinn،خوشمزه،share in delicious،ياهو،share in Yahoo Buzz،ديگ،share in Digg it،گوگل،share with Google Buzz،کلوب،share in Cloob،ویووو،share in viwio !!!

يه نوشته از علی (ع) که توی وبلاگی خونده بودم فرستادم پرينت.

يکی از بچه های شرکت خوندش و قبل از هر حرف ديگه ای گفت: ...... چرا ده تا زن می گيرن !!!

از قديم گفتن عقل سالم چيز خوب رو می شنوه می گيره چيز بد رو دور ميندازه.

امثال شما که اهل خوندين وقتی وضعتون اينه از بقيه چه توقعی داشته باشيم؟

شما به فرهنگ زمانه توجه کن. تعقل کن. يقينا به جواب سوالاتت خودت بايد برسی. من هر چی بگم فايده نداره.

کاش در دهکده عشق فراوانی بود

 

 


●به اشتراک گذاشتن اين مطلب در سايتهاي توييتر،share in your twitter account،فيس بوک،share in your facebook wall،بالاترین،share in balatarinn،خوشمزه،share in delicious،ياهو،share in Yahoo Buzz،ديگ،share in Digg it،گوگل،share with Google Buzz،کلوب،share in Cloob،ویووو،share in viwio !!!
کلمات کلیدی:
برای تهیه ی سی دی آموزش شیرپوینت اینجا کلیک کنید
عوامل شكست در آزمون‏هاى الهى
ساعت ۱٠:٠٥ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٩ اسفند ،۱۳۸٤ 
●به اشتراک گذاشتن اين مطلب در سايتهاي توييتر،share in your twitter account،فيس بوک،share in your facebook wall،بالاترین،share in balatarinn،خوشمزه،share in delicious،ياهو،share in Yahoo Buzz،ديگ،share in Digg it،گوگل،share with Google Buzz،کلوب،share in Cloob،ویووو،share in viwio !!!

‏مهرنوش اينا رو بخونی ديگه دلت برام تنگ نمی شه!

خدافظ !!! کسی که بيشتر از خدام دوسش داشتم

واقعيت زندگيم اين رو نشون می ده من کفر نمی گم.

بايد واقع گرا بود. ولی من توبه کردم. چون برای اولين بار تو زندگيم استخاره کردم و بهم اين رو گفت. که توبه کن. اول سوره توبه باز شد و من ۲۰ دقيقه داشتم به پهنای صورتم اشک می ريختم. اما حيف که ( ان الانسان لفی خسر ) و واقعا که انسان در پشيمانی است و حيف که چه زود عهد هاش رو به فراموشی ميسپره اما من انقدر توی اين کنکور خدا شرکت می کنم تا قبول شم. آدم سيريشيم.

خدايا باز هم دوست خواهم داشت. تو تنها دوستی هستی که هيچ وقت توبه بندت رو می بينی ناز نمی کنی! انقدر بخشنده و مهربونی رو به حد اعلاش داری که باز من رو می پذيری.

مسأله امتحان، جايگاه آن در نظام الهى و اهميت بحث و گفتگو پيرامون آن همراه با نمونه‏هايى از امتحانات الهى كه در قرآن مجيد براى پيشينيان ذكر شده، ارايه كرديم و گفتيم كه سنت آزمايش يك سنت ثابت و لايتغير الهى است و چنين نيست كه خدا در طول تاريخ گاهى به صورت اتفاقى كسانى را آزمايش مى‏كند؛ اين سنت هميشگى كه براى همه انسان‏هاست، گاهى به صورت آزمايش‏هاى ساده و در قالب تكاليف روزمره همه ما است؛ گاهى نيز آزمايش‏هايى بزرگى است كه نتايج آن فراگير و سرنوشت‏ساز است و در جامعه اثر مهمى دارد.

 در اين جلسه به بحث در مورد علت مردود شدن در آزمايش‏هاى الهى مى‏پردازيم تا دريابيم چه عواملى موجب شكست در امتحانات و در نتيجه مبتلا شدن به عواقب وخيمى مى‏شود. اگر ما بتوانيم به علل سقوط و لغزش در امتحانات پى ببريم، مى‏توانيم با كمك اين شناخت مواظب باشيم كمتر مبتلا به لغزش شويم. دسترسى به چنين شناختى از دو طريق ممكن است: يكى با استقراى آزمايش‏هاى مختلفى كه براى افراد و جوامع پيش آمده و بررسى علل سقوط هر يك از آنها كه در گنجايش اين جلسه نيست. راه ديگر كمك گرفتن از بيانات اهل بيت(ع) و استفاده از روش تحليلى است كه در اين جلسه ما از اين روش استفاده خواهيم كرد و بر همين اساس لازم است ابتدا معناى شكست در آزمايش‏هاى الهى را دريابيم.

 قبلاً به اين جريان اشاره كرديم كه امت اسلامى به جز چند نفر، همگى در روز وفات پيغمبر اكرم(ص) در يك امتحان فراگير رد شدند؛ حال، آيا معناى اينكه گفته شد «ارتدَّ الناس بعد رسول اللّه الا ثلاثة»1 چه بود؟ آيا غير از اين بود كه بر خلاف دستور خدا عمل كردند؟ يا بلعم باعورا كه مى‏توانست تالى‏تلو انبيا باشد، «لكِنَّهُ أَخْلَدَ إِلَى الْأَرْضِ وَ اتَّبَعَ هَواهُ فَمَثَلُهُ كَمَثَلِ الْكَلْبِ»2 شكست او در امتحان كه منجر به سقوط او از آن درجه به حدى كه شيبه سگ شد، به چه معنا است؟ آيا جز اين است كه راهى را بر خلاف مسيرى كه خدا پيش پاى او گذاشته بود انتخاب كرد و گمراه شد؟ از تحليل اين موارد در مى‏يابيم كه معناى شكست خوردن در امتحانات الهى مخالفت با امر خداست.

 با تحليل اين جريانات و موارد مشابه آن نيز مى‏توانيم دريابيم كه علت مخالفت با دستورات خدا و راه و روشى كه خدا پيش پاى انسان‏ها گذاشته دو دسته از عوامل است؛ هم‏چنان‏كه ما براى اطاعت امر خدا از دو نوع عوامل بايد استفاده كنيم. ابتدا بايد بدانيم خدا از ما چه مى‏خواهد؛ چون اطاعت كوركورانه ارزشى ندارد؛ علاوه بر اينكه غالباً بدون اطلاع از خواسته خدا، اوامر او اطاعت نمى‏شود. اگر كسى بخواهد خدا را اطاعت كند بايد بداند خدا از او چه خواسته است. اين از مقوله «شناخت» است. دسته ديگرى از عوامل براى اطاعت خدا و پيمودن راه صحيح آن است كه ما بايد دوست بداريم كارى را كه خدا از ما خواسته، انجام بدهيم و اراده‏مان به آن تعلق بگيرد. زيرا ممكن است انسان خيلى چيزها را بداند، اما اگر نخواهد آنها را انجام نمى‏دهد.

 بنابراين ما براى پيروزى در امتحانات الهى بايد از دو نوع عامل استفاده كنيم: يكى «شناخت» و ديگرى «اراده». شناخت نيز به دو شاخه كلى منشعب مى‏شود: اول اين‏كه بدانيم در هر زمينه قانون خدا چيست و ديگر اين‏كه متعلق و موضوع حكم خدا را بشناسيم. به عنوان يك مثال ساده خوب است به اين آيه اشاره كنيم: قرآن مى‏فرمايد «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ»3؛ ما از اين آيه متوجه مى‏شويم كه اطاعت «اولى‏الامر» در كنار اطاعت خدا و پيغمبر لازم است. اين يك شناخت است‏كه اگر اين آيه نازل نشده بود، يا ما از آن اطلاع پيدا نمى‏كرديم، يا معنايش را نمى‏فهميديم از قانون لزوم اطاعت از اولى‏الامر بى‏اطلاع مى‏مانديم و به اين واسطه نمى‏توانستيم در امتحاناتى كه به آن مربوط مى‏شود پيروز شويم.

 بعد از شناختن لزوم اطاعت از اولى‏الامر، بايد بدانيم اولى‏الامر چه كسانى هستند. اين معرفت كه شناختن موضوع است، معرفت ديگرى غير از شناختن حكم خداست. هم‏چنان‏كه -الحمدلله- همه ما اجمالاً اين شناخت را داريم كه در زمان غيبت اطاعت از ولايت فقيه براى ما امرى لازم، سرنوشت‏ساز و تكليفى يقينى و شرعى است. سؤالى كه بعد از اين شناخت مطرح مى‏شود اين است كه ولى‏فقيه چه كسى است.

 پس «شناخت» دو شاخه مى‏شود: شناخت حكم و شناخت موضوع. براى شناختن حكم اصالتاً بايد به سراغ منابع دينى رفت و كسانى كه خود، به تنهايى توانايى استنباط احكام را ندارند، بايد از دين‏شناسان و فقيهان اين شناخت را دريافت كنند. براى شناخت موضوع هم بايد از متخصصان و خبرگان مربوط استفاده شود.

 ناآگاهى نسبت به اين شناخت‏ها نيز به چند صورت قابل تصور است: اول اينكه شخص اصلاً توجهى به اين مسايل ندارد؛ مانند كسانى كه دور از فرهنگ اسلامى زندگى مى‏كنند و نسبت به مسايلى از قبيل اينكه چيزى به نام «مسكر» وجود دارد كه نجس است و بايد از آن اجتناب كرد، غافل است. دوم اينكه شخص توجه به مساله دارد و مى‏داند نجس و پاكى هست، اما از سر لاابالى‏گرى اهميتى براى اين مسايل قايل نيست و به همين دليل در صدد شناخت حكم و تشخيص موضوع آن هم برنمى‏آيد. فرض سوم اين است كه شخص هم به مساله توجه دارد و هم مى‏خواهد حكم و موضوع آن را بشناسد؛ اما در اثر ضعف فرهنگى محيط يا مراجعه به افراد غير متخصص، به شناخت لازم دسترسى پيدا نمى‏كند. اين، اقسام شناخت نادرست و «ناآگاهى» است و نتيجه همه آنها اين است كه شخص ناآگاه در مقام عمل شناخت و معرفت لازم را ندارد.

 بنابراين اولين عامل شكست در امتحان «ناآگاهى» است و با دقت در تمام جرياناتى كه از صدر اسلام تاكنون به شكست و انحراف ختم شده، مى‏توان دريافت يكى از عوامل مهم در انحراف‏ها و رفتارهاى نادرست كه منجر به شكست در امتحانات الهى شده عدم آگاهى كافى بوده است. ناآگاهى افراد و جوامع نيز عللى دارد كه مهم‏ترين آنها اين است كه شياطين انس و جن و گمراه كنندگان جامعه درصدد باشند با القاى شبهات و مغالطات، ديگران را گمراه كنند و نگذارند حقايق را بفهمند. بسيارى از افراد هم با وجوداين‏كه توجه به مسأله دارند، درصدد تحقيق هم‏برآمده‏اند، اما چون تخصص لازم را ندارند، تحت تأثير شيطنت شياطين قرار مى‏گيرند و مغالطات آنها را مى‏پذيرند. در نتيجه شناخت صحيحى به دست نمى‏آورند و در امتحان الهى مردود مى‏شوند.

 علاوه بر كسب آگاهى لازم از منابع صحيح و به كمك اشخاص معتبر و قابل اعتماد، دسته دوم از عواملى كه براى موفقيت در امتحان لازم است، بيشتر جنبه درونى دارد؛ هر چند عوامل اجتماعى هم در اين زمينه تاثير زيادى دارند. به عنوان مثال همه ما مى‏دانيم نافله شب خيلى خوب است؛ اما آيا همه ما موفق مى‏شويم نماز شب بخوانيم؟ ما، همگى معتقديم نماز اول وقت ثواب زيادى دارد، اما آيا چنين همتى داريم كه كه هميشه نماز را اول وقت بخوانيم؟ انجام ندادن اين كارها در اثر ناآگاهى نيست؛ بلكه دلمان نمى‏خواهد آنها را انجام دهيم. تصميم عمل به دانسته‏ها هم به شخص و اراده او بستگى دارد؛ هر چند تا حد زيادى به عوامل اجتماعى نيز مربوط مى‏شود. عواملى مثل تربيت خانوادگى، تربيت مدرسه، محيط زندگى اجتماعى، رسانه‏هاى گروهى و عوامل ديگرى از اين قبيل كه در فكر انسان اثر مى‏گذارند، انگيزه‏هايى در انسان ايجاد مى‏كنند و تمايلاتى را در انسان تقويت مى‏كنند و به تدريج به گونه‏اى مى‏شود كه با اين‏كه انسان مى‏داند انجام كارى بد است، اما نمى‏تواند آن را ترك كند. اگر انسان بخواهد در امتحانات رد نشود بايد چاره‏اى بيانديشد كه بر ميل و اراده‏اش حاكم شود و اين كار، شدنى است.


●به اشتراک گذاشتن اين مطلب در سايتهاي توييتر،share in your twitter account،فيس بوک،share in your facebook wall،بالاترین،share in balatarinn،خوشمزه،share in delicious،ياهو،share in Yahoo Buzz،ديگ،share in Digg it،گوگل،share with Google Buzz،کلوب،share in Cloob،ویووو،share in viwio !!!
کلمات کلیدی:
برای تهیه ی سی دی آموزش شیرپوینت اینجا کلیک کنید
گذشته من
ساعت ۱۱:٤٥ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٧ اسفند ،۱۳۸٤ 
●به اشتراک گذاشتن اين مطلب در سايتهاي توييتر،share in your twitter account،فيس بوک،share in your facebook wall،بالاترین،share in balatarinn،خوشمزه،share in delicious،ياهو،share in Yahoo Buzz،ديگ،share in Digg it،گوگل،share with Google Buzz،کلوب،share in Cloob،ویووو،share in viwio !!!

گذشته من پر از حرف هایی است که آموختم و با آنها انتخاب کردم که خود چگونه باشم و چگونه همسرم را تنخاب کنم. روز های زیادی بود با حامد حرف میزدیم از دوستی های دختر و پسر که میدیدیم می گفتیم و حرفهای هم رو خیلی خوب و با توجه گوش می دادیم. حامد و من راجع به اطرافمون و آدم ها بدون اینکه غیبت باشه نظر هامون و دید گاهمون رو می گفتیم و در یک کلام بگم: چون تقابل و تعامل نظرات رو من خیلی دوست دارم و هر چی نظرات یه آدم رو بیشتر بر پایه عقل و انصاف باشه بیشتر می پسندم، همیشه آدم های اطرافم از لحاظ نگاه به اطراف رو خیلی خوب زیر نظر می گرفتم تا ببینم نقاط ضعف و قوتی که یه نفر داره چه چیزهاییه؟ چی میشه که یک نفر قضاوت درست می کنه؟ چه توانایی و تجارب و آموخته هایی در مجموع بهش کمک می کنه تا می تونه توی لحظات مختلف اعم از شادی و خوشحالی و مخصوصا عصبانیت، درست روی خودش تسلط داشته باشه و تصمیم های به موقع بگیره و حرف هایی بزنه که بعدا پشیمون نمی شه! (یعنی بعدا که در تنهاییش روی اونها فکر می کنه) البته خیلی کار سختیه که آدم نسبت به خودش هم قاضی منصفی باشه اما محال نیست. چون یه چیزایی درون انسان هست که من دوس ندارم اسم روشون بذارم اما چون باید بالاخره در قالب الفاظ بیانش کردمیگم که: یه جور غرور و خود خواهیه که شاید ما آدم ها داریم  (در درونمون دفن شده-مستتره ) که به ما اجازه نمی دن ما درست راجع به خودمون بتونیم مثل آدمی که از بیرون داره به ما نگاه می کنه و نظراتش کاملا درسته خودمون رو حلاجی کنیم.

یادمه قبلا خیلی راجع به این فکر می کردم و سعی می کردم که تلاش کنم و اون چیزایی که مد نظرمه و احساس می کنم که می تونه منطقی باشه برای اینکه با تمرین کردن اونها و توجه شایان و حساسیت خاصی که بعد از کلنجار رفتن با خودم بهشون میر سیدم و به عنوان مثال تصمیم می گرفتم به خودم به اطرافیانم و به اونهایی که مخصوصا توی ذهنم به عنوان آدم های کاملا سطح یک یا آدم های دیگه و اونهای که به نظرم ضعیف می اومدن این ظرایف و میزان هایی رو که پیدا می کردم یا بپرسم یا عملشون رو مانیتور کنم و با حساسیت ویژه ای و با تمرکز روی اونها درست و غلط رو از هم تمیز بدم.

بعد از یافتن اونها فکر می کردم که چطور میشه که اون ها رو فراموش نکنم و تمرین کنم و بتونم از نتیجه کار هایی که کردم (فکر ها) سود ببرم و راه هایی رو پیدا می کردم.

آدم ها روطبقه بندی کرده بودم به سطوح مختلف:

"سطح یک" انسانهای خدایی و روحانی

سطح وسط : انسانهای عادی

سطح سه : بی ادبان. ادب از که آموختی از بی ادبان

سطح یک من سعی می کردم همه انسانهای بزرگ تاریخ از پیامبران و امامان و معصومین و کلام  و داستان ها و روایاتی باشه که از اونها شنیدم و همیشه به خودم می گفتم که از اندکی که می دانم باید کمک بگیرم و با گسترش دادن اونها به چیز هایی که نمی دونم هم کمی احاطه پیدا کنم.

بعد از بزرگان دین در همین سطح یک من انسان هایی مثل حافظ و سعدی و مولانا و هر کس دیگه ای که به نظر بزرگان ما انسان قابلی است رو هم اضافه کردم و همیشه از همه این بزرگان یه تصویر واحد توی ذهنم درست می کردم که تجمع اونها برام ملاکی شده بود که شعاری در دل ساخته بودم که تو هر چند نرسی و هر چند که نباید مغرور شوم ( چون به راحتی می دیدم که شیطان کنار من همراه من داره راه میره و در هر تنازعی انگار هست) حضور صدایی که در میان گفتار ذهن من با همان صدا و لحن حرف های خودش را در میان می آورد. پتانسیل فراوانی برای تمیز حرف های اون از حقیقت از من می گیره. عین ماشینی که در صدی از توانش خواه یا نا خواه صرف گرما میشه و به هدر میره. اما در بعضی از تصمیمات نمی تونست و در بعضی از جاها همه اراده من رو تسخیر می کرد.

بعضی مواقع با یه نگاه دوباره به آدم های سطح یک ذهنم و سعی در منصف بودن در قضاوت مجدد و در نظر گرفتن معیار های قبلی که از اونها در ذهنم داشتم و دوباره سنجی اونها خوب و بد رو از هم جدا کنم و اگر سر آخر می فهمیدم که چیزی به دردم می خوره استفاده کنم تا شاید یه روزی بتونم آدم موفقی باشم. آدمی که بیشتر و بهتر بتونم برای خودم خانوادم و جامعه ام مفید باشم و اگر تونستم نمونه ای از یه آدم مسلمون باشم. یه آدمی که با توجه به این مصرع که میگه "کم داد اگر نگیرد افزون" به اندازه ای که خدا بهم داده پس به همون اندازه از من انتظار داره و در نتیجه اگر من فقط بخوام در امتداد راهی که به من نشون داده با سعی و کوششی که اون هم به همون اندازه ای که توانم هست و در چنته دارم و  ارائه اش می کنم، می تونم به هدفم برسم و تلاش برام مهم بود و چندین بار اگر شکست می خوردم به خودم می گفتم که در هر راهی مشکلات هست و باید از آنها برای هدف گذشت و می گفتم هر چقدر مشکلات سر راهم بیشتر باشم هم دارم سنجیده میشم که لیاقت رشد کردن و ترقی رو دارم یا نه؟ و هم با تجربه تر و گداخته تر می شدم اونم توی کوره ای با حرارت بالاتر ! فقط یه چند تا نقطه دیگه هم هست که اون موقع از روی وصل کردن همین نقاط به هم بود که هدف رو دست یافتنی می دیدم. این نقاط از لحظه ای در ذهنم شکل می گرفتن که با توجه به تجربه و اتفاقاتی که برام می افتاد به این نتیجه رسیده بودم که "چرا؟ جویی" می تونه یواش یواش من رو به هدفم برسونه. آخه وقتی در اثر "چرا گویی" و کنکاش در تشخیص خوب و بد بودم به این نتیجه رسیدم که فقط همین تلاش نیست که مفید و کارآمده، بلکه باید ذهنی که چراجویی میکنه معیار هاش هم درست شکل گرفته باشه. و اونوقت بود که به این فکر افتادم که چطور خود اونها شکل می گیرن و اونها در خود من چه موقع و بر اثر چه رویداد هایی شکل گرفتند. میشه گفت که معیار ها مهم ترین ابزار منطق هستند برای تشخیص خوب از بد و در نتیجه استدلال خوب و ثبت همین افکار توی ذهن ما آدم هاست که ما رو جوری می سازه که نقاط رو وقتی درست به هم وصل کردیم بتونیم نتیجه های درست بگیریم وگرنه که همه آدم های دنیا با فقط داشتن ضریب هوشی بالا میشدن ابوعلی سینا که ... و حافظ که ... و مولوی ... که من کمتر از اونی هستم که بخوام راجع به این انسان ها در قالب الفاظ حرفی بزنم. اما پس ابو علی سیاناها چه چیز هایی بیشتر داشتند؟ ایمان تنها؟ درک درست؟ تربیت درست؟ پدر و مادر اونها به جایی وصل بوده

اما کاملا برام مشهود بود که بین داشته های من

بنده ای هستم از بندگان خدا

که هر چه دارم از اوست

و هر چه داده شکر گزارش هستم

و می دانم که اگر بخواهم و تلاش کنم

و قیمت خوبی را بپردازم او مرا سیراب می کند.

و نداشته های من فاصله ای است به اندازه یک سجود. سجده ای که دانشمندی آن را در یافتن مساله ای جدید و یا ورزشکاری در فتح قله ای و یا مومنی در گوشه اعتکاف خویش می گزارد و حقا این سجده در ازای پی بردن و دیدن قدرت و آیتی از پرورگار اوست که در خود می یابد و به ازای نعمتی که برایش اخذ شده شکرش را به جا می آورد و در دلش جوانه های امیدی از صعود پله های بعدی جوانه می زند که با تلاش، به آنها خواهد رسید و دست خداوند را آشکارا دوباره خواهد دید.

 

 


●به اشتراک گذاشتن اين مطلب در سايتهاي توييتر،share in your twitter account،فيس بوک،share in your facebook wall،بالاترین،share in balatarinn،خوشمزه،share in delicious،ياهو،share in Yahoo Buzz،ديگ،share in Digg it،گوگل،share with Google Buzz،کلوب،share in Cloob،ویووو،share in viwio !!!
کلمات کلیدی:
برای تهیه ی سی دی آموزش شیرپوینت اینجا کلیک کنید