خسرو مترجمی خليج فارس به ياد کسانی همچون تو زنده است
ساعت ۱٠:٠٧ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱٠ آذر ،۱۳۸۳ 
●به اشتراک گذاشتن اين مطلب در سايتهاي توييتر،share in your twitter account،فيس بوک،share in your facebook wall،بالاترین،share in balatarinn،خوشمزه،share in delicious،ياهو،share in Yahoo Buzz،ديگ،share in Digg it،گوگل،share with Google Buzz،کلوب،share in Cloob،ویووو،share in viwio !!!

Federal Law No. 19 of 1993 in respect of the delimitation of the maritime zones

of the United Arab Emirates, 17 October 1993

 r.  LINK     LINK for onspeed      LINK to "united nations"  "link to united nations"""

اين جوابيست که در پيرو پيگيری های خسرو مترجمی که در تماس تلفنی مسئله خليج عربی رو پيگيری می کرده و در جواب خسرو مترجمی به ايشان اين آدرس را دادند.

من از همين جا از آقای مهندس مترجمی کمال تشکر و قدردانی را بخاطر اين تلاش های چشمگير ايشان می کنم.

آقای مترجمی اميد وارم که همان طور که من از شما به عنوان يک اسطوره در ذهن خودم هميشه و همه جا ياد ميکنم اميد وارم که همين طور استوار و محکم در ذهن ايرانيان بمانی و بدانی که ما به عنوان اولين و آخرين اميد چشممان به ايرانيانی است که همانند شما بدون داشتن هيچ توقعی در داخل و خارج با اميد و ياد خدا در جهت پايداری ثبات و پيشرفت علمی فرهنگی گام بر می دارند.هست و خواهد بود.

 


●به اشتراک گذاشتن اين مطلب در سايتهاي توييتر،share in your twitter account،فيس بوک،share in your facebook wall،بالاترین،share in balatarinn،خوشمزه،share in delicious،ياهو،share in Yahoo Buzz،ديگ،share in Digg it،گوگل،share with Google Buzz،کلوب،share in Cloob،ویووو،share in viwio !!!
کلمات کلیدی:
برای تهیه ی سی دی آموزش شیرپوینت اینجا کلیک کنید
itc channel network bizzynation
ساعت ٧:۱٢ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۸ آذر ،۱۳۸۳ 
●به اشتراک گذاشتن اين مطلب در سايتهاي توييتر،share in your twitter account،فيس بوک،share in your facebook wall،بالاترین،share in balatarinn،خوشمزه،share in delicious،ياهو،share in Yahoo Buzz،ديگ،share in Digg it،گوگل،share with Google Buzz،کلوب،share in Cloob،ویووو،share in viwio !!!
●به اشتراک گذاشتن اين مطلب در سايتهاي توييتر،share in your twitter account،فيس بوک،share in your facebook wall،بالاترین،share in balatarinn،خوشمزه،share in delicious،ياهو،share in Yahoo Buzz،ديگ،share in Digg it،گوگل،share with Google Buzz،کلوب،share in Cloob،ویووو،share in viwio !!!
کلمات کلیدی:
برای تهیه ی سی دی آموزش شیرپوینت اینجا کلیک کنید
حالا تو گوش بده ۲
ساعت ٩:۳٠ ‎ب.ظ روز شنبه ٧ آذر ،۱۳۸۳ 
●به اشتراک گذاشتن اين مطلب در سايتهاي توييتر،share in your twitter account،فيس بوک،share in your facebook wall،بالاترین،share in balatarinn،خوشمزه،share in delicious،ياهو،share in Yahoo Buzz،ديگ،share in Digg it،گوگل،share with Google Buzz،کلوب،share in Cloob،ویووو،share in viwio !!!

تو دقيقا بعد ازينکه چندين سال اين چيزارو به دوش می کشيدی حس می کنی که باز می تونی امتحان کنی ولی نه تنهايی. بلکه با هم . شايد بشه بهش گفت يه دوستيه پاک در يه جای پاک و يه دوستسه سرشار از چيزايی که دقيقا اون طرف همش چندش آوره رو تجربه کنی. نمی دونی اين چند وقته منيا خيلی چيزايی افتادم که زجرم می دادن و تصور اينکه يه روزی بخواهم برات تعريف کنم برام خيلی سخت بود.ولی الان دارم ميگم و می دونم که من هم ميام و بيشتر وبلاگت رو می خونم. مطمينم که بيشتر راحت تر باهات حرف بزنم. بيشتر تو به من ميگی. بيشتر چيز های ديگه مث عمق دوئستی به ما اجازه می ده از هم ياد بگيريم به هم ياد بديم.واسه هم از گذشته بگيم واس هم از تجبه هايی که تو طول روز می کنيم بگيم.راحت تر يه چيز هايی و يه درس هايی رو سادگی و حقيقتش رو و بی دغدقه بودنش رو حس مس کنسم مث همين قضيه سيگار.

نمی دونم چقد می تونم ولی تمام وجودم اينه که خودم رو جای تو بذارم که داری می خونيو حسم رو انتقال بدن.

ادامه دارد....

----------------------------------------------------

مهرنوش نمی دونم الن توی وبلاگ تو توی خونه تو پشت سر من چقدر آدما دارن فحش می دن؟ ولی به خدا چيزی که من دارم برات تعريف می کنم می تونه دليل خيلی محکمی باشه که من نمی تونم ونمی تونستم درک کنم که اينجوری يوهو به هم خوردن يک دوستی بدست منو تو انقد تو رو ناراحت می کنه؟

تو آنرمال نيستی؟ تو ايکبیری نيستی؟ تو نا مهربون نيستی؟‌

----------------------------------------------------

اين من بودم که هر موقع تو می گفتی صابر پولداره منظور تو رو برعکس برداشت می کردم چون می دونستم که تو می دونی وضع منو. به خودم می گفتم که دوس داری ازين وضع بی پولی من يه کم بهتر ميشد؟

----------------------------------------------------

اين من بودم که وقتی يه پسر خوشگل ميديدی تندی با من مقايسه می کردی و به شوخی ميگفتی من زشتم و ايبيريم حس می کردم که تفاوت تو با آدم های ديگه ای که من قبلا ديده بودم و اونها هيچ وقت يه همچين حرفيو به من نمی زدن بخاطر همين فکر تويه؟؟ بخاطر اين افکار تويه که داره تو ذهنت می گرده و فکر می کنی که همه تو شرکت می گن اين دختره ايکبيری کيه گير صابر افتاده.

و اينکه تو می خوای با اين حرفا به من بگی که فاصله من و تو کمه؟

من می دونستم و مطمين بودم که من و تو به هم می خوريم .

---------------------------------------------------------------

خدا کنه بفهمی فقط خدا


●به اشتراک گذاشتن اين مطلب در سايتهاي توييتر،share in your twitter account،فيس بوک،share in your facebook wall،بالاترین،share in balatarinn،خوشمزه،share in delicious،ياهو،share in Yahoo Buzz،ديگ،share in Digg it،گوگل،share with Google Buzz،کلوب،share in Cloob،ویووو،share in viwio !!!
کلمات کلیدی:
برای تهیه ی سی دی آموزش شیرپوینت اینجا کلیک کنید
راستی
ساعت ٩:٢۳ ‎ب.ظ روز شنبه ٧ آذر ،۱۳۸۳ 
●به اشتراک گذاشتن اين مطلب در سايتهاي توييتر،share in your twitter account،فيس بوک،share in your facebook wall،بالاترین،share in balatarinn،خوشمزه،share in delicious،ياهو،share in Yahoo Buzz،ديگ،share in Digg it،گوگل،share with Google Buzz،کلوب،share in Cloob،ویووو،share in viwio !!!

آخه چه فايده ای داشت که من خودم رو هی نشون بدم و بدی های من يواش يواش به تو فشار بياره من دوس داشتم تو با خيال راحت يه چيزيو قبول کنی. منظور من اينه که الان تو می تونی خيلی راحت ديگه من واست يه داستانيو تعريف کنم و تو فقط گوش بدی. قشنگ فکر کنی. البته من يه چيزيو بگمدر حال حاضر من به تو حق می دم که بعد از شنيدن تموم حرف های من خودت تصميم بگيری و ببينی که به من می تونی حق بدی يا نه؟

 


●به اشتراک گذاشتن اين مطلب در سايتهاي توييتر،share in your twitter account،فيس بوک،share in your facebook wall،بالاترین،share in balatarinn،خوشمزه،share in delicious،ياهو،share in Yahoo Buzz،ديگ،share in Digg it،گوگل،share with Google Buzz،کلوب،share in Cloob،ویووو،share in viwio !!!
کلمات کلیدی:
برای تهیه ی سی دی آموزش شیرپوینت اینجا کلیک کنید
حالا گوش بده
ساعت ٧:٤۸ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٥ آذر ،۱۳۸۳ 
●به اشتراک گذاشتن اين مطلب در سايتهاي توييتر،share in your twitter account،فيس بوک،share in your facebook wall،بالاترین،share in balatarinn،خوشمزه،share in delicious،ياهو،share in Yahoo Buzz،ديگ،share in Digg it،گوگل،share with Google Buzz،کلوب،share in Cloob،ویووو،share in viwio !!!

وقتی می خوای یه چیزی بنویسی این کرسر که هی چشمک می زنه دوس داری انقد تند تایپکنی که اصلا دیده نشه ولی وقتی می بینی که هیچ کس منظورتو نمی فهمه سعی می کنی که اجازه بدی چشمک بزنه شاید با تمئنینه بیشتری بنویسی و خودتو جای شنونده بذاری و بهش حقبدی که همه چیز هایی که توفکر توئه تو فکر اوننیس و نمی تونه تمام ذهنیت های تو رو

حس می کنم که می تونم این رگ نرم رو جوری خراشش بدم که دیگه نبینمش چون امروز فهمیدم که چمه

من از بچکی یه دختریو دوست داشتم و وقتی دیدم غیر قابل دسترسم شده خودمو الکی عاشق دیگران می کردم.

بعد از 4 سال که فکر ؟ اومد به سراغم حس کردم که این فقط یه حسه ولی ازون طرف فکرد کردم که شاید بشه با همون عشق اول دوباره ارتباط بر قرار کنم ولی آیا این افکار اجازه می دن که من درست تصمیم بگیرم چون من فک می کنم که تیا دختری که از بچگی تمام خاطرات من و تشکیل م یده نکنه که عوض شده و اصلا همه چیز هایی که بهم می ده یه روزی بفهمم که خیلی اشتباه می کردم و به جز رویا چیزی تو ذهنم رو بیخودی پرورش ندادم.دادم

 


●به اشتراک گذاشتن اين مطلب در سايتهاي توييتر،share in your twitter account،فيس بوک،share in your facebook wall،بالاترین،share in balatarinn،خوشمزه،share in delicious،ياهو،share in Yahoo Buzz،ديگ،share in Digg it،گوگل،share with Google Buzz،کلوب،share in Cloob،ویووو،share in viwio !!!
کلمات کلیدی:
برای تهیه ی سی دی آموزش شیرپوینت اینجا کلیک کنید
آخرين حرف
ساعت ۱:٥۱ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٥ آذر ،۱۳۸۳ 
●به اشتراک گذاشتن اين مطلب در سايتهاي توييتر،share in your twitter account،فيس بوک،share in your facebook wall،بالاترین،share in balatarinn،خوشمزه،share in delicious،ياهو،share in Yahoo Buzz،ديگ،share in Digg it،گوگل،share with Google Buzz،کلوب،share in Cloob،ویووو،share in viwio !!!

آره من هيچ وقت در حد و اندازه ای نبودم که تو می خواستی حرف آخرت اين بود .در جواب حرف من که بهت گفتم ما روز اول توقع داشتيم که چی بشه و دوستی خوبی داشتيم. آره اين اشک ها گريه ها رو من خودمم قبلا تجربه کردم و هيچ وقت تحمل ديدنشو روی چشای تو نداشتم ولی اينو خودتم می دونی که من حتی حدس هم نمی زدم که تو انقد که واقعا بغض ميگيرتت و انقد که با هم بوديم و انقد که الان از لذت بيرون رفتن گذشته صحبت می کنی با خبر نبودم. تو همه چی رو تا دو روز ژيش جوری تعريف می کردی که من حس کردم تو با حرفای روز اولت فرق کردی.

وقتی رفتم دم در و ديدم که تو نميايی و منو اونطوری که ناراحتم کردی باورت نميشه که من رفتم کوچه پايينی و با خودم چقدر جر کردم که اين کار ورو بکنم يا نه و سيگار کشون رفتم خونه و به فکرم رسيد که پياده برم تا آروم بشم که بی خيال شدم و رفتم خونه و سر خودم رو گرم کردم با کامپيوتر و تا موقعی که يوهو ديدم يه خانومی زنگ زده خومون و داره منو خطاب می کنه. فهميدم که تويی و بهم گفتی چرا؟

منم گفتم که نمی تونم صحبت کنم و طبق معمول قديم خدافظ رو مث يه تلفظ کننده کامژيوتری همونطور سرد و مثل تلقين هايی که خودت می کنی و به همون نحوی که خودت از خودت بدی  ميگی  و می گی سردی و اصلا خودت رو عوض نمی کنی و به من می گی که چيزايی که من خواستم صابر برآورده نکرده و اون چيزا انقد کم بودن که ميشه شمردشون.

مهرنوش منم دوست داشتم اگه بهم می فهموندی

منم درکت می کردم اگه به من ياد ميدادی که چقدر برام احترام قايلی

اگه برای چيز هايی که برآورده می کردی يه کاری می کردی که من قدرشونو بدونم

اگه خودتو يه کم محکم تر نشون ميدادی

راستشو بگم اين طولانی ترين دوتی دورتن زندگيم بوده

و و تو پر حوصله ترين دختر تاريخ عمر من هستی

هيچ وقت فراموشت نمی کنم

و هيچ وقت دوس نداشتم يه جايی مث وبلاگ بيم اينارو بنويسم ولی می خوام يادم بمونه که چه چيزهايی گفتی و گفتم .

ولی آخرين بار من ازت انقد بدم اومده بود که فک می کردم شايد لازم باشه برای اينکه مجموعه رفتار ها و قهر کردن هامون و بحث و جدل هامون و بيرون رفتن ها و خاطرات جلوی ذهنم بياد يه کم هم اون حس اينکه منو آدم

خيلی چرت و پرت گفتم برم فعلا

دوس دارم يه روانشناس بياد و بخونه و اذعان کنه که من ديوونم تا من خيالم راحت بشه که تو عاشق يه آدم ديوونه شدی و خود اون ديوونه فهميده که يه آدم با اين همه فداکاری به درد اون نمی خوره و اون دختر حيفه که حروم بشه

چون من در حدش نبودم که بخوام به يه دختری که فقط سه سال از من کوچيکتره چيزی ياد بدم

حرفی که زدی خيلی منو راحت کرد چون من خودم هم حس مس کردم هم يقين داشتم که نمی تونم به کسی چيزی ياد بدم مخصوصا اينکه بعد از اون همه چت کردن و اون همه حرف زدن و اشک ريختن جفتمون باشه

 خب بالاخره بايد همه چی يه روزی تموم می شد و من که اصلا منتظر يه همچين اتفاقی به اين زودی نبودم بايد بگم که خيلی وقته دارم فک می کنم که تنها بشم دوباره ديوونه بشم بشينم واسه خودم فک کنم

مث حامد کاظمی تنها بشم و ديگه دور همه چيز و مخصوصا دختر رو خط بکشم و ديگه کسی بهم ايراد نگيره از ديوونه بازی هام چون فقط مامانمه که می تونه به من دستور بده و من باهاش مخالفت کنم و بجز چند دفعه بيشتر به حرفای اون تفلک گوش ندادم

ولی اگه تو جای اون بودی تا حالا صد دفعه مرده بودی تا حالا صد دفعه کم آورده بودی

که دو تا بچه ديوونه صبح تا شب داره سر و کله ميزنه

 قبل از اينکه بهم بگی در اون حدی نبودم که تو رو ادب کنم و بهت چيز ياد بدم به ذهنم رسيد من خودم اين حرف رو بزنم

می خواستم بگم من در حد تو نبودم که به دردت بخورم

می خواستم بهت بگم که اگه يه کم نرمال تر بودی شايد خيلی چيزا عوض می شد و شيرينی رو جفتمون تجربه می کرديم

می خواستم بهت نشون بدم که يه مرد می تونه خيلی حرفارو بزنه همون طور که من خودم قبلا تجربه کردم ولی نمی زنه دليل بر نتونستنش نيس

می خواستم بگم که من فکر کرده بودم که اگه يه روزی تصميم بگيرم به هم بزنم بايد دوباره چقدر منتظر بشينم چون خودم رو می شناسم و می دونم که ديگه کسی شايد کسی تو زندگيم نياد که من خودم هم انتخابش کنم هم خودم همه چی رو ازش بخوام و خودم همه کاره دوستی باشم که حس کنم مال منه

نه اينکه از تو توقع داشته باشم و بخوام که تو برآورده کنی بلکه فاعل دوستی من باشم

نمی دونم کسی پيدا بشه که منظور منو درک کنه ولی جز خود من کسی نمی تونه راجع بعه اينجمله ها نظر بده يعنی من اجازه نمی دم.

چون می دونم بد برداشت می کنه

 من اگه می دونستم تو اينجوری راحت تری از اولش برات توضيح می دادم ولی حدس می زدم که تو خودت عمق ماجرا رو فهميدی که نميای مث قديم با هم حرف بزنيم

و شايد منتظر بودی باز هم من و تو مث قديم راحت با هم حرف بزنيم

ولی رفتارت اينجوری نشون می ده که به همون اندازه ای که من فک می کردم تو هم رو تصميمت زياد مطمين نبودی

ولی يه چيز ديگم تو حرفات بود و اين بود که تو فهميدی که من می خوام برونمت

و اين ريختی جواب منو دادی که من راحت بشم شايد من انقدری که کم راجع به تو فک می کنم که فداکار هستی خيلی بيشتر باشی و شايد هم فقط می خواستی توی اين دوستی منو در مقابل اين رفتارايی که از خودت نشون می دادی امتحان کنی مثلا

يادمه جلوی رستوران آنديو برگشتی به من گف تی اگه صابر خودتو کمتر و بی لياقت به همين اندازه ای می دونی که من ازش ياد کردم ديگه باهات راه نرم

خب باشه

باشه

تو می گی هر چی که بگی باز هم من از تو همون برداشت قبلی رو دارم

 

اصل خود عشقه نه معشوق..
اينو راس ميگه ولی چيز مهمی که صرف يه چيز مهم نشه به چه دردی می خوره؟
ما فقط می خواستيم به عنوان دو تا دوست تجربه ای بشيم که عشقمون رو صرف معشوقی بکنيم که هم حد شو داشته باشه هم لياقتشو. نه اينکه واجبا همديگرو انتخاب کنيم.؟

 

من که توی اين دوستی حرفی برای گفتن داشتم
ولی اون برای اينکه من راحت شم بهم گفت که من در حدی نبودم که بخوام چيزی بهش ياد بدم
منم از خودم دفاع می کنم
همه چيزيش برام شيرين بود حتی دعواهاش حتی خدافظی آخر
اما اشکشو خيلی سخت بود و خودمم گريه کردم.ولی چه فايده اون فهميد که من می خوام همه چی تموم بشه . ولی من نمی دونستم که اگه بهش بگم می تونه قبول بکنه


●به اشتراک گذاشتن اين مطلب در سايتهاي توييتر،share in your twitter account،فيس بوک،share in your facebook wall،بالاترین،share in balatarinn،خوشمزه،share in delicious،ياهو،share in Yahoo Buzz،ديگ،share in Digg it،گوگل،share with Google Buzz،کلوب،share in Cloob،ویووو،share in viwio !!!
کلمات کلیدی:
برای تهیه ی سی دی آموزش شیرپوینت اینجا کلیک کنید