دريا
ساعت ٦:٤۳ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٩ آبان ،۱۳۸٢ 
●به اشتراک گذاشتن اين مطلب در سايتهاي توييتر،share in your twitter account،فيس بوک،share in your facebook wall،بالاترین،share in balatarinn،خوشمزه،share in delicious،ياهو،share in Yahoo Buzz،ديگ،share in Digg it،گوگل،share with Google Buzz،کلوب،share in Cloob،ویووو،share in viwio !!!

روبروی چشم من

تا چشم یاری می کند دریاست

چراع ساحل آسودگی ها

در افق پیداست

در این ساحل که من افتاده ام

خاموش

دلم تنها

… خروش موج

با من می کند نجوا که:

هر کس دل به دریا زد رهایی یافت

مرا آن دل که بر دریا زنم نیست

ز پا این بند خونین بر کنم نیست

امید آن که جان خسته را

به آن نادیده ساحل افکنم نیست!

 

                                            فریدون مشیری

 

مهناز

 


●به اشتراک گذاشتن اين مطلب در سايتهاي توييتر،share in your twitter account،فيس بوک،share in your facebook wall،بالاترین،share in balatarinn،خوشمزه،share in delicious،ياهو،share in Yahoo Buzz،ديگ،share in Digg it،گوگل،share with Google Buzz،کلوب،share in Cloob،ویووو،share in viwio !!!
کلمات کلیدی:
برای تهیه ی سی دی آموزش شیرپوینت اینجا کلیک کنید
تشکر از همتون که نظر می دين !
ساعت ۱۱:٢۸ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٧ آبان ،۱۳۸٢ 
●به اشتراک گذاشتن اين مطلب در سايتهاي توييتر،share in your twitter account،فيس بوک،share in your facebook wall،بالاترین،share in balatarinn،خوشمزه،share in delicious،ياهو،share in Yahoo Buzz،ديگ،share in Digg it،گوگل،share with Google Buzz،کلوب،share in Cloob،ویووو،share in viwio !!!

تشکر از همه بازديد کنندگان و سايت سرور پرشين بلاگ


●به اشتراک گذاشتن اين مطلب در سايتهاي توييتر،share in your twitter account،فيس بوک،share in your facebook wall،بالاترین،share in balatarinn،خوشمزه،share in delicious،ياهو،share in Yahoo Buzz،ديگ،share in Digg it،گوگل،share with Google Buzz،کلوب،share in Cloob،ویووو،share in viwio !!!
کلمات کلیدی:
برای تهیه ی سی دی آموزش شیرپوینت اینجا کلیک کنید
خد ا
ساعت ٥:٥٩ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٦ آبان ،۱۳۸٢ 
●به اشتراک گذاشتن اين مطلب در سايتهاي توييتر،share in your twitter account،فيس بوک،share in your facebook wall،بالاترین،share in balatarinn،خوشمزه،share in delicious،ياهو،share in Yahoo Buzz،ديگ،share in Digg it،گوگل،share with Google Buzz،کلوب،share in Cloob،ویووو،share in viwio !!!

خدایا

مادر

خاطرات امروز

خدایا خودت می دونی نه اون موقعی که حرفاتو گوش می دادم نه الان..که هیچ..خودت می دونی که فقط خودت مهمی و بس. -- برام مهم نیس مردم چی فک می کنن. برام مهم نیس که از حرفام چه برداشتی می کنن. ولی برام مهمه که تو منو قبول داری یا نه و دوس دارم جلوت سرافراز باشم. ولی شاید نمی تونم ولی بازم مهم نیس چون عشقم اینه که هست ونیتم رو می دونی. حداقلش بد نیست.و برای اینکه برام مهم نیس و ممکنه هر حرف چرتی از دهنم در بیاد خودم را مدعا نمی دانم. مدعا در دانستن و شناختن و معمربودن در برابر تو.

مادر ! آری این مادر بود که مرا ...نه...

آری...این تو بودی که مادر را وسیله ای برای ورودم به این دنیا به من عطا کردی...ولی او بود که مرا با تو آشنا کرد-و او را وسیله ام برای شناختت قرار دادی-...وحال او بود که تو را به من شناسانده است...چرا؟...من می گویم چرا؟ که خودم جواب خودم را بدهم.و می دانم که تو دلیلش را می دانی و نیازی به گفتن من ندارد-تو داناتریت دانایان هستی-.—حال او بود که تو را به من شناساند...او مرا بار ها بخشیده است حتی زمانی که من فکر می کردم تمام زحمتاشو آتیش زدم- آره – حتی موقعی که می دونست که نتونستم جواب زحمت ها و محبت هاش رو بدم – منو بخشید !- او هر چه قدر مرا دوست داشته باشد به اندازه تو مرا دوست ندارد...و ازین احساس او بود که من با تو بیشتر آشنا شدم...پس می دانم که ارحم الراحمینی و از مهر اوست که فهمیدم تو باید مهربان تر از او باشی...و تو را شناختم ... چون مادرم بزرگ است و تو خدای همه بزرگان هستی و اینگونه بود که به بزرگی تو پی بردم...و من بارها وقتی صدایم می کند و جلوی کامپیوتر نشسته ام او صدا می زند و من نمی شنوم...ولی باز صدایم می زند و باز...تا چه بگوید؟ تا به یاد من بیاندازد چیزی را...چیزی که به صلاح من است و من فراموش کرده ام-پس تو هم در لحظه های فراموشی ام مرا صدا می زنی و من بی اعتنا و ساکتم و خیالم راحت است قبل از این که دیر بشود مرا از خواب غفلت بیدار خواهی کرد...- و یادم نرود که فلان کار را بکنم...از اینجا بود که فهمیدم تو هم صبوری در صدا زدن بندگانت و هم هر گاه تو را فراموش کنیم تو ما را فراموش نمی کنی...و از بخشندگی او به بخشندگی تو رسیدم و انقدر با محبتی آنقدر بخشنده که ما را گستاخ کرده ای در نا فرمانی ات و تا آنجایی که بعضی اوقات حق را به خودمان می دهیم و حقیقت که همان حقیقت است را فراموش و دروغ را بجای آن حقیقت می دانیم. بگو همین الان چی دیدم ...=>و این او بود که هر چه از دستش بر می آمد از حق خودش می گذشت...پس تو....چون قدرتت نامحدود است چه خواهی کرد...

داریوش یه حرف حساب زده باشه اینه...اینو داشته باش رفتم بهش می گم مامان یه کاری بکن!..می گه یعنی چی؟ میگم به دلخواه خودت یه کاری بکب؟ می گه بفرما (یعنی تو بگو....چی کار کنم...وایییییییییییییییییییی)

تمام عمر هستیم و شکستیم به جز بار پشیمانی نبستیم جوانی را سفر کردیم تا مرگ نفهمیدیم بدنبال چه هستیم...عجب آشفته بازاریست دنیا عجب بیهوده تکراریست دنیا

 

آقای مهندس کوروش : امروز تو شرکت بحث این شد که خدا خودش رو می تونه بکشه؟ (خودکشی کنه؟)

خانم مهندس قربانی : خب اگر هم بخواهد یه همچین کاری بکنه » و تواناییش رو هم که داره » اگر از بین بره ... دوباره چون هستی محضه .. هست پس هست و از بین نمیره و هم می تونه  بکشه و هم  باشه.

آقای مهندس حسینی : بلالخره یا می تونه و می کشه؟ یا نمی تونه و نمی کشه و

آخرش من که ساکت بودم یه سوالی پرسیدم و مجبور شدم نظرم بدم و گفتم

من : مگه با خود کشی چه اتفاقی می افته؟ مگه جز اینه که ما به زندگیمون توی این دنیا پایان می دیم؟ و نمی تونیم جاودانه بودن خودمون رو از بین ببریم.پس این سوال اول باید از خودکشی یه تعریف درستی کرد بعد جواب داد...

بجز اینکه این سوال خودش خودش رو نقض می کنه....نه؟ نمونه این سوال ها اینه"می شه خدا یه سنگی بیافرینه که خودش نتونه بلند کنه؟" این جور سوال ها خیلی گنگه و فقط برای ساعتی تفکر و سرگرمی به درد می خوره

یکی از خانوما از مهندس کوروش پرسید شما به بچتون راجع به خدا صحبتی نکنین چون ..فلان..و بذارین خودش فکر کنه و به نتیجه برسه...

آقای مهندس کوروش گفت "نه من بهشون کاری ندارم" و تعریف کرد که یه بار دختر کوچیکش بهش گفته :"بابا اولین چیزی که خدا آفریده چی بوده؟" وباباش گفته تو چی فکر می کنی؟ و اون جواب داده:"خب اول باید ابزارش و وسیله ساختن چیزای دیگه رو تولید کرد و ساخت."

...

یه بحث دیگه ای هم شد راجع به اینکه ما می خواهیم یه بچه توی مهمونی بگیم این کارو نکن ... نمی تونیم بگیم چون فلان آدم بزرگه تو فامیل  میگه:"..." بعدش آبرومون می ره.بلکه میگیم بچه جون اگه بچه خوبی باشی واست بریم خونه شوکولات می خرم...یا اگه فلان کاری که بده رو بکنی خونه بریم فلفل میریزم تو دهنت.این حرف رو زد که ثابت کنه خدا هم مردمان رو داره اینطوری می ترسونه و بشارت می ده(بشیرا و نذیرا) کهتو این دنیا فلان کار بد رو نکنین فلان کار بد رو نکنین. چون ایشون نظرش این بود که واقعیت اینه که کار بد که به همون گناه تفسیر می شه اثر بد رو زندگی تموم ما آدما می ذاره و تاثیر بدی که میذاره منتج به نا امنی و نگرانی و نا -راحتی- و ناراحتی و دشمنی و بد- بختی- ما ها می شه.....این صحبت بهشت و جهنم هر روز بحث اصلی ماهاس و خب حتما مهمه براشون که بحث می کنن پس هر چی باشه جای باحالیه حالا می خواد رودخونه عسلو حوری داشته باشه؟ می خواد نداشته باشه؟ مهم اینه که ما بسپریم ساختنشو با خدا اون بهتر از ما می دونه چی بسازه که ما حال کنیم...یکی منو بگیره...اوهو...بیا....پیشته....ووو...wow

 


●به اشتراک گذاشتن اين مطلب در سايتهاي توييتر،share in your twitter account،فيس بوک،share in your facebook wall،بالاترین،share in balatarinn،خوشمزه،share in delicious،ياهو،share in Yahoo Buzz،ديگ،share in Digg it،گوگل،share with Google Buzz،کلوب،share in Cloob،ویووو،share in viwio !!!
کلمات کلیدی:
برای تهیه ی سی دی آموزش شیرپوینت اینجا کلیک کنید
درد دل
ساعت ۱٠:٥٦ ‎ب.ظ روز جمعه ٢۳ آبان ،۱۳۸٢ 
●به اشتراک گذاشتن اين مطلب در سايتهاي توييتر،share in your twitter account،فيس بوک،share in your facebook wall،بالاترین،share in balatarinn،خوشمزه،share in delicious،ياهو،share in Yahoo Buzz،ديگ،share in Digg it،گوگل،share with Google Buzz،کلوب،share in Cloob،ویووو،share in viwio !!!

●به اشتراک گذاشتن اين مطلب در سايتهاي توييتر،share in your twitter account،فيس بوک،share in your facebook wall،بالاترین،share in balatarinn،خوشمزه،share in delicious،ياهو،share in Yahoo Buzz،ديگ،share in Digg it،گوگل،share with Google Buzz،کلوب،share in Cloob،ویووو،share in viwio !!!
کلمات کلیدی:
برای تهیه ی سی دی آموزش شیرپوینت اینجا کلیک کنید
بیاندیشیم و درست بیاندیشیم
ساعت ۱۱:۳٦ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٢ آبان ،۱۳۸٢ 
●به اشتراک گذاشتن اين مطلب در سايتهاي توييتر،share in your twitter account،فيس بوک،share in your facebook wall،بالاترین،share in balatarinn،خوشمزه،share in delicious،ياهو،share in Yahoo Buzz،ديگ،share in Digg it،گوگل،share with Google Buzz،کلوب،share in Cloob،ویووو،share in viwio !!!

 بیاندیشیم ، چرا که قدر و منزلت آن را در مقایسه با عبادت خدا در یابیم که می گوید ساعتی اندیشیدن به 70 سال عبادت می ماند.

بسم الله الرحمن الرحیم * انا انزلناه فی لیلة القدر*  و ما ادرئک ما لیلة القدر* لیلة القدر خیر من الف شهر* تنزل الملائکة والروح فیها باذن ربهم من کل امر* سلام هی حتی مطلع الفجر*

ما آن را در شب قدر نازل کردیم و آیا می دانی آن شب چه شبی است ؟ شبی که از هزار ماه بهتر است. در این شب فرشتگان و روح به اذن خدای تبارک بر زمین فرود می آیند ؟ و ت طلوع خورشید همه در سلامتند

چرا قرآن در شب قدر نازل می شود ؟ و این شب در نزد خدای ما چه تقدسی دارد؟ در کتاب "دیالکتیک تنهایی" می خواندم و به زیبایی جمله ای رو تفسیر کرده بود. این که چرا ما هر سال به احترام روزی دوباره مراسمی در سالگرد آن داریم با دلیل های مختلفی که من شنیدم زیاد برایم جذاب نبوده و فقط درک کلی و حرف های به قول خودمان ذهنی بوده و چیزی نبوده که من باهاش حال کنم ولی در این کتاب خیلی قشنگ این موضوع رو بیان کرده و تقریبا این گونه حالیمان می کند:

گویا درباره مراسم های مذهبی خود مسیحیان در مکزیک بحث می کرد و می گفت : "ما هر ساله مراسمی داریم و در این سالگرد ها می خواهیم چه بگوئئم؟ آیا می خواهیم بگوئیم امروز همان روز است؟ نه می خواهیم هر سال در تاریخ دوباره آن اتفاق را تکرار کنیم ویادش را ؟ یا می خواهیم به احترام آنروز غمناک یا خوشحال باشیم / ؟" به نظرم اصل جمله ها رو یادم رفته و بهتره بیشتر از این گند نزنم ولی این مسئله رو خیلی زیبا بیان کرده بود.

چرا یک شب در نزد خدا می تواند عزتی و قربی داشته باشد که هزار ماه ندارد؟ آیا منظور فقط همان یک شب بوده؟ یا تمام سالگرد های آن شب هم از هزار ماه بهتر است؟

و فرشتگان و روح برای چه باید بیایند و این شب تا صبح در سلامت و امنیت باشد؟

کسی جواب مرا بدهد من می خواهم بیشتر بدانم.


●به اشتراک گذاشتن اين مطلب در سايتهاي توييتر،share in your twitter account،فيس بوک،share in your facebook wall،بالاترین،share in balatarinn،خوشمزه،share in delicious،ياهو،share in Yahoo Buzz،ديگ،share in Digg it،گوگل،share with Google Buzz،کلوب،share in Cloob،ویووو،share in viwio !!!
کلمات کلیدی:
برای تهیه ی سی دی آموزش شیرپوینت اینجا کلیک کنید
کی باورش می شه ؟ بازم تصادف !!!
ساعت ۱٠:٥٥ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۸ آبان ،۱۳۸٢ 
●به اشتراک گذاشتن اين مطلب در سايتهاي توييتر،share in your twitter account،فيس بوک،share in your facebook wall،بالاترین،share in balatarinn،خوشمزه،share in delicious،ياهو،share in Yahoo Buzz،ديگ،share in Digg it،گوگل،share with Google Buzz،کلوب،share in Cloob،ویووو،share in viwio !!!

سلام

امروز ساعت 3 از آمل راه افتادم و ساعت 8 رسیدم چهار راه تهرانپارس. 70 یا 80 کیلومتر از آمل دور نشده بودیم که دیدم سر یکی از پیچ هایی که هم خطرناک بود هم جاده تنگ بود و هم پیچ به راست بود و سبقت ممنوع بود ... خب ... رد شدیم ولی وقتی باید فرمان رو بر می گردوند من که شاهد ماجرا بودم فهمیدم مثل اینکه یه کم دیر شده و ماشین هر چقدر که فرمونش بیشتر چرخونده می شد احساس ما نسبت به اینکه ماشین داره بیشتر منحرف می شه بیشتر می شد.ماشین یه دور زد و همین طور که طول مسیر مخالف رو لیز می خورد اول پشت ماشین گیر کرد به حافظ کنار جاده در سمت مخالف و بعدش ماشین از طرف مخالف محکم خورد به همون حفاظ و ماشین چون تمام طرف چپش تماس داشت با همون حافظ وایساد... من چون دفعه دومم بود طی 3 هفته گذشته زیاد حول نشده بودم و دیدم که یه اتوبوس با سرعت و بوق زنان از کنار ما رد شد و فهمیدم که اگر اون اتوبوس در تمام طول مسیرش یه کم فقط به اندازه 30 متر جلوتر از الانش بود ما الان با اون بر خورد کرده بودیم... و ماشین فرفره وار به یه اتوبوس اگر برخورد می کرد معلوم نبود من امشب می تونستم اینا رو بنویسم یا نه....ولی به هر حال راننده ماشین رو روشن کرد و رفت سی متر جلوتر و تا موقعی که من به ماشین رسیدم متوجه شدم که داره می گه استغفرالله و مثینکه دسته گل دیگه ای به آب داده بود ... بعله... ایشون ماشینش قفل مرکزی داشت و اینو موقعی که به ماشینش وارد شدم فهمیدم چون صدای قفل مرکزی رو بعد از ده ثانیه شنیدم...و اون موقع هم فهمیدم که بد شانسی دوباره وقتی راننده سوئیچ رو رو ماشین جا می ذاره و پیاده میشه می شه که ماشین عزیزش رو یه نگاهی بندازه ... درهای ماشین قفل میشه و حالا بیا و توی اون سرما و نم نم بارون دنبال راه حل بگرد ... یه کم با شیشه ور رفت من داشتم دنبال راه حل می گشتم و اعصابم خورد بود چون داشتم فکر می کردم چرا با این فاصله کم من باید یه همچین تجربه ای کنم؟ ... یه پسر 15 ساله ای همراه ما بود که گفت از این 3 سانتی که شیشه جا داره دستشو رد کنه و برسونه به قفل که راننده به فکر اوردن چوب بلند افتاد و رفت دنبال اون اوما تا موقعی که بر گرده همین پسرک به فکرش رسید دکمه شیشه پایین بر جلوی چشممونه.. وبا یه چوب 50 سانتی و فشردن کلید، شیشه اونور رو اوردیم پایین؛... 4 کیلومتر جلوتر نگه داشتیم و در حالی اون چهار کیلومتر با سرعت 30 km رفتیم تا رسیدیم به یه آبادی ... و سوار اتوبوس رهگذری شدیم و اومدیم تهران...

گفتمش نقاش را نقشی کشد از زندگی ... او با قلم نقش حبابی بر لب دریا کشید...

 


●به اشتراک گذاشتن اين مطلب در سايتهاي توييتر،share in your twitter account،فيس بوک،share in your facebook wall،بالاترین،share in balatarinn،خوشمزه،share in delicious،ياهو،share in Yahoo Buzz،ديگ،share in Digg it،گوگل،share with Google Buzz،کلوب،share in Cloob،ویووو،share in viwio !!!
کلمات کلیدی:
برای تهیه ی سی دی آموزش شیرپوینت اینجا کلیک کنید
يکی منو بگيره که اومدم
ساعت ۱٠:٠٢ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٥ آبان ،۱۳۸٢ 
●به اشتراک گذاشتن اين مطلب در سايتهاي توييتر،share in your twitter account،فيس بوک،share in your facebook wall،بالاترین،share in balatarinn،خوشمزه،share in delicious،ياهو،share in Yahoo Buzz،ديگ،share in Digg it،گوگل،share with Google Buzz،کلوب،share in Cloob،ویووو،share in viwio !!!

 

زمان : ده و بیست و پنج دقیقه

مکان : مهدیه تهران ( ببخشید اتاق کذایی خودم )

موقعیت : در حال نوشتن خزعبلات برای یک عدد وبلاگ بیضوی ( پشت کامپیوتر)

بابا پس چی شد این خانه لفاف ؟؟ ما دیگه داریم می ترکیم !! تا کی باید مدیون کارخونه داروگر باشیم ؟   یکی نیس به داد ما بدبختا برسه ؟  نمی تونیم راه بیفتیم تو خیابون و اولین همشیره ای که دیدیم، بگیم، آبجی نظر شما راجع به سنت پیغمبر چیه؟؟  بابا اینا هزار و یک مریضی دارن !! از بغلشون رد شی ایذِ خفیف می گیری. می گن دیگه هیشکی ازدواج نمی کنه !! خوب بعله ! اونی که مایه داره زده تو بازار آزاد، اونیم که مثل ما گدای استرسیه خوب بهش زن نمی دن. بعد می گن این مریضیا توطئه استکباره . نه جونم توطئه خودِ خرتونه. حالا از ما گفتن بود. من اگه زیاد بهم فشار بیاد یه کاری دستتون می دم. دیگه خود دانید.

زمان : ده سی و سه دقیقه


●به اشتراک گذاشتن اين مطلب در سايتهاي توييتر،share in your twitter account،فيس بوک،share in your facebook wall،بالاترین،share in balatarinn،خوشمزه،share in delicious،ياهو،share in Yahoo Buzz،ديگ،share in Digg it،گوگل،share with Google Buzz،کلوب،share in Cloob،ویووو،share in viwio !!!
کلمات کلیدی:
برای تهیه ی سی دی آموزش شیرپوینت اینجا کلیک کنید
پیشنهاد بی شرمانه Indecent Proposal
ساعت ٩:٢٩ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٥ آبان ،۱۳۸٢ 
●به اشتراک گذاشتن اين مطلب در سايتهاي توييتر،share in your twitter account،فيس بوک،share in your facebook wall،بالاترین،share in balatarinn،خوشمزه،share in delicious،ياهو،share in Yahoo Buzz،ديگ،share in Digg it،گوگل،share with Google Buzz،کلوب،share in Cloob،ویووو،share in viwio !!!

سلام با امشب یه اتفاقاتی افتاد و من می خواستم راجع به یه چیز دیگه بنویسم و نشد. موکول به آینده...

می خوام راجع به یک زن و مردی که همش به هم می گفتن که خیلی عاشق همن صحبت کنم. بعضی موقع ها ما تو فکرمون چیز هایی رو خیال می کنیم و بعدش به زبون می آریم شکل یه آرزو که اگر یه کم فقط یه کم عقلمون رو بذاریم وسط می بینیم که همش غیر منطقیه. یعنی هر جوری که بخوای به خودت بقبولونیم نمیشه. حتی آدمهایی رو هم که میبینی از تو بی غیرت ترن رو هم جای خودت می ذاری میبینی بابا جون اونم یه همچین کاری نمی کنه. آخه آقا جون تو این فیلمه یارو پدرسوخته یه کاره پاشده می گه من فلان فلان ... خوب کارشم بلده معلومه دفعه اولش نیس! (مگه من این کارم که نظر می دم؟) بگذریم. همه چی از دیدگاه سی دی اول این فیلم یه احتمالیه که حتما باید سکه و تاس و شانس اون رو تعیین کنه. البته شاید همیشه یه دلیل ببخشید پشمی ما آدما لازم داریم تا کاری رو که نمی خواهیم انجام بدیم براش دلیل پیدا کنیم و هر جور که شده اون کارو بکنیم ولی به نظرم خیلی اتفاق می افته که یه بار یه ملکه انجام دادن کاری تو ذهن ما بی دلیل و با همین بهانه های الکی شکل می گیره و دفعه بعدی خود به خود بدون اینکه دست خودمون باشه اون کار رو می کنیم و دلیلش رو هم نمی فهمیم از کجا اوردیم.

اگر فک می کنین دارم خضعدلات می گم نظر بدین حتما هم من می خونم هم من 10 سال دیگه هم من و برو بچه هایی که تا چند سال دیگه شاید بخواهیم دوباره بیایم بخونیم.! خدا رو چه دیدی یو هو دیدی من تا 120 سالگیم با زن و بچه و نوه و نتیجه نشستیم اینا رو خوندیم راستی یه سوال یهنی این نوشته تا چند ده سال قابل دسترسیه؟ ممکنه ازبین بره؟ ممکنه بمیره؟ ممکنه دیگه نباشه نه صابر نه وبلاگ نه خدا نکنه زبونتو گاز بگیر!!!!!!!!!!!!!!


●به اشتراک گذاشتن اين مطلب در سايتهاي توييتر،share in your twitter account،فيس بوک،share in your facebook wall،بالاترین،share in balatarinn،خوشمزه،share in delicious،ياهو،share in Yahoo Buzz،ديگ،share in Digg it،گوگل،share with Google Buzz،کلوب،share in Cloob،ویووو،share in viwio !!!
کلمات کلیدی:
برای تهیه ی سی دی آموزش شیرپوینت اینجا کلیک کنید
پرل سی جی آی
ساعت ٩:۱٤ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٤ آبان ،۱۳۸٢ 
●به اشتراک گذاشتن اين مطلب در سايتهاي توييتر،share in your twitter account،فيس بوک،share in your facebook wall،بالاترین،share in balatarinn،خوشمزه،share in delicious،ياهو،share in Yahoo Buzz،ديگ،share in Digg it،گوگل،share with Google Buzz،کلوب،share in Cloob،ویووو،share in viwio !!!

سیاوش قمیشی

Microsoft Download patch
 

http://www.mashhadteam.com/modules.php?name=News&new_topic=23

من عضو شدم.

CGI پرکاربردترين محيط توليد برنامه هاي وب

يکي از نخستين سرويس دهنده هاي وب به نام NCSA HTTPD در مرکز ملي NCSA جايي که اغلب موسسين Netscape کار مي کردند ( و مرورگر Mosaic را نيز طراحي و توليد کرده اند ) طراحي شد. از ويژگيهاي مهم اين سرويس دهنده CGI بود که در ويرايش 1.0 به آن اضافه شد.
از آنجاييکه NCSA HTTPD يکي از نخستين سرويس دهنده هاي وب بود بنابراين CGI نيز به استاندارد بالفعل پياده سازي برنامه هاي وب تبديل شد. پشتيباني CGI در آوريل سال 98 به ويرايش 2/15 سرويس دهنده CERN اضافه شد.
زماني که NCSA، HTTPD را ارائه کرد . CGI تنها راه پياده سازي برنامه هاي وب بود . به دليل سادگي CGI و رايگان بودن کد منبع آن براي عموم تقريبا تمامي سرويس دهنده هاي وب توليد شده پس از HTTPD از CGI پشتيباني مي کنند. در صورت تمايل مي توانيد مستندات CGI را از اينجا مشاهده کنيد.
امروزه تمامي سرويس دهنده هاي وب معروف يونيکس و ويندوز NT از CGI پشتيباني مي کنند ، حتي سرويس دهنده هاي وب مکينتاش نيز نوعي روش مشابه با CGI را براي ارتباط با برنامه هاي خارجي بکار مي برند.
در سالهاي پس از ارائه و پياده سازي CGI روشهاي متعددي ديگري براي توليد برنامه هاي وب معرفي شدند. تعدادي از محيطهاي برنامه وب که ممکن است با آنها آشنا باشيد عبارتند از صفحات سرويس دهنده فعال مايکروسافت PHP ، cold fusion ، ASP و سرولت هاي جاوا.
يک برنامه CGI چيست ؟
يک برنامه CGI بوسيله سرويس دهنده وب و در پاسخ به درخواست ايجاد شده توسط مرورگر وب اجرا مي شود . سرويس دهنده وب به عنوان واسط ميان مرورگر و برنامه CGI درخواست مرورگر را به برنامه و خروجي برنامه CGI را براي پردازش به مرورگر وب ارسال مي کند. براي مثال ممکن است برنامه اي نقطه نظرات يک کاربر را دريافت کرده و آن را به شکل يک پيام الکترونيکي برا مسئول وب سايت ارسال کند.
 تقريبا هر نوع زبان برنامه نويسي را مي توان براي نوشتن يک برنامه CGI بکار برد. CGI واسط تعريف شده ما بين سرويس دهنده وب و برنامه خارجي است که مايليد آن را بنويسيد.
حالا ببينيم يک برنامه CGI چه کاري انجام نمي دهد.
 اين برنامه نمي تواند بطور مستقيم با کاربر ارتباط برقرار کند. همچنين نمي تواند اطلاعات را از خط اعلان منوها يا ساير بخشها تعاملي دريافت يا نمايش دهد. اين برنامه تصاوير گرافيکي را نيز نمايش نمي دهد. اگر چه مي توانند داده هاي باينري که در حقيقت تصوير هستند را توليد کنند. اما پنجره يا چيزهاي مشابه آن را براي برقراري ارتباط از طريق يک واسط گرافيکي در اختيار قرار نمي دهند.
يک برنامه CGI براي عملکرد صحيح و مناسب نيازمند شرايط زير  است :

  • برنامه با وارد کردن نام آن در خط فرمان (Command line) قابل اجرا باشد.( براي مثال برنامه هاي جاوا از طريق ماشين مجازي جاوا (vertual Machine) و به شکل Java Programname اجرا مي شوند اما اين وضعيت مناسب برنامه هاي CGI نيست)

  • برنامه بايد يک سرآيند (Header) معتبر از نوع محتويات (Content) توليد کند. محتويات خروجي يک برنامه CGI مي تواند کد HTML تصاوير CGI ، فايلهاي متني ، مستندات مايکروسافت وردو يا فايلهاي صوتي باشد. سرآيند نوع محتويات که توسط برنامه CGI توليد مي شود نوع محتويات بازگشتي را مشخص مي کند و مرورگر مي تواند عمليات مناسب را بر اساس آن انجام دهد.

ماداميکه سرويس دهنده وب بتواند برنامه اي را اجرا کند و اين برنامه نيز خروجي معتبري توليد نمايد کاربرد آن به عنوان برنامه CGI قابل قبول است.

نقاط قوت و ضعف CGI
نوشتن برنامه هاي وب با استفاده از CGI داراي مزايا و معايبي است.
ابتدا مزاياي برنامه نويسي CGI را بررسي مي کنيم.
 مهمترين مزيت CGI پشتيباني آن از محيطهاي متفاوت است به عبارت ديگر بر روي انواع سرويس دهنده هاي وب با سيستم عامل يونيکس ، ويندوز NT و تقريبا هر نوع سرويس دهنده وب ديگر کار مي کند.بنابراين با نوشتن يک برنامه CGI مي توانيد مطمئن باشيد اين برنامه به محيطهاي ديگر نيز قابل انتقال و اجراست .
مزيت ديگر آن استقلال از زبانه برنامه نويسي است. در بيشتر موارد مي توانيد برنامه هاي CGI را با هر زباني که مايليد بنويسيد. بنابراين نيازي به يادگيري يک زبان جديد براي نوشتن آنها وجود ندارد. اگر يک زبان چند محيطي ( Cross- Platform ) مانند پرل( Perl ) را انتخاب کنيد، براحتي مي توانيد برنامه هاي موجود را از سيستم عامل يونيکس و ويندوز NT يا بلعکس منتقل کنيد.
مزيت ديگر CGI سادگي آنست. براي ايجاد يک برنامه CGI نيازي به کتابخانه هاي خاص يا نوشتن برنامه هايي براي بکارگيري API مشخص وجود ندارد. برنامه هاي CGI متکي به مفاهيم استاندارد يونيکس در مورد ورودي استاندارد، خروجي استاندارد و متغييرهاي محيطي براي برقراري ارتباط با سرويس دهنده وب مي باشد.
حال به معايب CGI مي پردازييم .
 بزرگترين عيب برنامه هاي CGI زماني بروز مي کند که توسط زبانهاي اسکريپت نويسي نوشته شوند.با هر بار درخواست يک برنامه CGI مفسر ( Interpreter ) زبان اسکريپت نويسي اجرا مي شود و اسکريپت پس از ارزيابي اجرا مي شود. اين واقعيت که با هر درخواست اسکريپت CGI پرل لازم است تا مفسر پرل اجرا شود بسيار ناکار آمد است. البته اين مسئله به توانمندي سرويس دهنده وب ، تعداد درخواستهاي اسکريپت CGI و زمان لازم براي بارگذاري برنامه CGI بستگي دارد.
افرادي که با زبانهاي کامپايلري ( ترجمه اي ) نظير C برنامه مي نويسيد با اين مشکل روبرو نيستند. در حقيقت بسياري از سرويس دهنده ها برنامه هاي CGI کوچک و سريع الاجرا را به عنوان پل ارتباطي ( geteway ) ما بين سرويس دهنده وب و فرآيند سرويس دهنده برنامه ( Application Server )  بکار مي برند.
يکي ديگر از ايراداتي که به برنامه هاي CGI گرفته مي شود آنست که کار برنامه نويسان وب در آن بسادگي ساير محيطهاي توليد برنامه وب نيست.
هنگام نوشتن يک برنامه CGI لازم است علاوه بر منوي برنامه که عملکرد موردنظر شما را ايجاد مي کند که توليد HTML صفحه را نيز بنويسيد.بسياري از سرويس دهنده هاي برنامه معروف امکان ادغام منطبق برنامه در صفحه استاندارد HTML را مي دهند. اين سرويس دهنده هاي برنامه براي افرادي که با HTML آشنا هستند اما برنامه نويسي نمي دانند راحتتر است. اما نوشتن برنامه هاي سازمان يافته و ساختيافته با اين تکنولوژي مشکل تر است. بنابراين بطور مطلق روشي که از همه بهتر باشد وجود ندارد و بيشتر سليقه شخصي بستگي دارد.
 

برگرفته از: http://www.mojrian.com

کپی شده از اين لينکه پايين

 

http://216.239.39.104/search?q=cache:qDUNDMSI2f8J:www.persianwebmaster.com/fn/+%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%AA%D8%B1%D9%86%D8%AA+cgi&hl=fa&ie=UTF-8


●به اشتراک گذاشتن اين مطلب در سايتهاي توييتر،share in your twitter account،فيس بوک،share in your facebook wall،بالاترین،share in balatarinn،خوشمزه،share in delicious،ياهو،share in Yahoo Buzz،ديگ،share in Digg it،گوگل،share with Google Buzz،کلوب،share in Cloob،ویووو،share in viwio !!!
کلمات کلیدی:
برای تهیه ی سی دی آموزش شیرپوینت اینجا کلیک کنید
منصور، کامران، آیدا، من تو او
ساعت ٩:٥٠ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۳ آبان ،۱۳۸٢ 
●به اشتراک گذاشتن اين مطلب در سايتهاي توييتر،share in your twitter account،فيس بوک،share in your facebook wall،بالاترین،share in balatarinn،خوشمزه،share in delicious،ياهو،share in Yahoo Buzz،ديگ،share in Digg it،گوگل،share with Google Buzz،کلوب،share in Cloob،ویووو،share in viwio !!!

1-    نفس عمیق فیلمی نیست که ادعا داشته باشد، گاهی با تماشاگرش شوخی می کند اما تفرعن ندارد. نمی خواهد بگوید فهمیدم چه خبر است یا نمی خواهد بگوید تمامی دلایل را می دانم بیا تا به تو هم بگویم. نفس عمیق بیشتر یک گزارش است با اینکه خط داستانی دارد ولی به شدت واقعی است.

گزارش از وضع موجود در جامعه. گزارشی از آندسته از جوانانی که گم کرده دارند و پیدا نمی کنند. نمی دانند چه می خواهند. نمی دانند کجا هستند. فقط می دانند چیزی وجود دارد که مانع است، می خواهند انتقام بگیرند اما نمی دانند از کی، از چی. این است که به بی تفاوتی می رسند. همه چیز برایشان یکسان است. دیگر اجتماع یا ارزشهای اجتماعی برای آنها مفهومی ندارد. فقط زندگی می کنند یا به قولی می گذرند.

2-    نفس عمیق فیلم خوبی است یا بهتر است بگویم هوشمندانه است. به اینکه از لحاظ زمانی، شخصیتها فرصت کمی برای معارفه دارند( در حدود 4 یا 5 روز) ولی بخوبی پرورش داده شده اند و باورپذیرند. اطلاعات اضافی به زور به خورد تماشاگر داده نمی شود. احتیاجی نیست ما همه چیز را در مورد آنها بدانیم. و این نکته مثبت فیلم است. هر کسی می تواند با توجه به شرایطی که تجربه کرده و یا درک کرده برای آنها پبشینه بسازد.

درواقع می توان گفت منصور و کامران و آیدا 3 قشر از جامعه هستند. اقشاری که آنقدر زیاد هستند که ارزش صحبت کردن در باره اش وجود داشته باشد. در این بین از همه مظلوم تر آیداست، با اینکه هر 3 قربانی هستند ولی آیدا نقش کمتری در سرنوشت خود دارد. برای او خیلیها از پیش تصمیم گرفته اند.

3-    فیلم شهبازی را باید در چهارچوب خود فیلم در نظر گرفت. یعنی به بیراهه رفته ایم اگر بخواهیم با این فیلم بصورت سمبولیک برخورد کنیم و بخواهیم هر چیزی از فیلم را به اجتماع تعمیم دهیم، نمی گویم نمی شود اینکار را کرد ولی بهتر است آنرا در حد همان گزارش بدانیم، گزارشی که فریادیست از اجتماعی بیمار.

4-    شهبازی این فیلم را با زیرکی خاصی ساخته است. به تماشاگرش اجازه نمی دهد از او جلو بیفتد یعنی اجازه میدهد ولی بعد او را غافلگیر می کند و بطور دوستانه ای به تماشاگرش می گوید عجله نکن، از من جلو نیفت بگذار که من خودم ماجرا را برایت تعریف کنم. این از همان ابتدای فیلم که قسمت استخر و سد کرج بصورت بسیار ماهرانه ای با هم مونتاژ شده اند، پیداست. شهبازی با تماشاگرش بازی می کند ولی این بازی آزاردهنده نیست بلکه هوشمندانه است.

5-    نکته قابل ذکر دیگر در مورد این فیلم پایان بسیار درخشان آن است. پایانی که کاملا در خور فیلم است. به نظر من یکی از مهمترین قسمتهای فیلم پایان بندی آن است.

در مورد فیلمهای داستانی یا درام خوب قضیه کمی فرق دارد، ما در آنجا با یک قصه طرف هستیم که باید به انجام برسد، و پایان فیلم قاعدتا همان انجام فیلم است. اما به فیمهایی از دسته نفس عمیق ما با داستان یا درام خاصی سر و کار نداریم. خوب در اینجور فیلمها اینکه ما کجا نقطه پایان بگذاریم که هم به اضافه گویی نیفتیم و هم حق مطلب ادا شود و هم لطمه ای به اثر از لحاظ هنری نخورد بسیار مهم است. و تمام این آیتمها در نفس عمیق رعایت می شود.

 

علی رضا


●به اشتراک گذاشتن اين مطلب در سايتهاي توييتر،share in your twitter account،فيس بوک،share in your facebook wall،بالاترین،share in balatarinn،خوشمزه،share in delicious،ياهو،share in Yahoo Buzz،ديگ،share in Digg it،گوگل،share with Google Buzz،کلوب،share in Cloob،ویووو،share in viwio !!!
کلمات کلیدی:
برای تهیه ی سی دی آموزش شیرپوینت اینجا کلیک کنید
عشق؟!...دوستی!؟...اعتماد؟!...قتل؟!...خودکشی
ساعت ٧:٢٠ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۳ آبان ،۱۳۸٢ 
●به اشتراک گذاشتن اين مطلب در سايتهاي توييتر،share in your twitter account،فيس بوک،share in your facebook wall،بالاترین،share in balatarinn،خوشمزه،share in delicious،ياهو،share in Yahoo Buzz،ديگ،share in Digg it،گوگل،share with Google Buzz،کلوب،share in Cloob،ویووو،share in viwio !!!

منبع اين صفحه است

http://www.bluecopse.com/archives/000095.html

عشق؟!...دوستی!؟...اعتماد؟!...قتل؟!...خودکشی!؟...

-سلام...
*سلام!
-تعجب کردی... آره؟!...
*آره...آخه تو هيچ وقت پی.ام نميدی... به هيچکس...!
-آخه شما با بقيه فرق ميکنی...!
*؟! چرا؟! چه فرقی؟!...
-شما معروفی...!!!
*چه دليل احمقانه ای ... مگه فقط من معروفم!؟!!!! تو که خودت همه کاره اینجایی...
-نه ولی گفتم که فرق داری!!! قبلا يه آی.دی ديگه داشتی با اون هم کلی معروف بودی ...چی شد که عوض کردی؟!
*اون آی.دی اسم يه دختر بود...وقتی وارد ميشدم از پی.ام زياد حتی نمی تونستم ايميل چک کنم!!!! ولی این يکی کسی نميدونه دخترم... يکمی راحت تره!!!!
-خوب خوبه ...

و چت همچنان ادامه داشت با حرفهای معمولی که روزهای اول زده ميشه...
حدود يک هفته بعد...پشت تلفن...

*سلام...
-سلام ... شما؟!...
*نمیشناسی؟! شقایقم...
-به به شقایق خانوم ...
*یه سوال کامپیوتری ...
-مثل همیشه... بفرمایید...
*...
-...
*باشه مرسی...
-اول یه جوک بگم بعد قطع کن...
*من از جوک بدم میاد...
-حالا یکی بگم دیگه...

و جوک گفتن ادامه داشت برای دقیقا ۲ ساعت...!

-خوب شقایق میای بریم سینما؟!...
*باشه یه روز با بچه ها قرار میذاریم میریم...
-نه تنهایی بریم... ردیف آخر هم بشینیم!!!!!
*!!!!! باید برم...فعلا خدافظ...

چت:

-شقایق دوستم یه پارتی داره برای آخر هفته میای با هم بریم!؟...
*ممممممم
-فقط هم خودت چون خیلی آدم دعوت کرده...نمیشه کس دیگه ای با خودمون ببریم...!!!!
*ببينم چی ميشه...

حدود يک هفته بعد...من هم به دلايلی به پارتی نرفتم...!!!

*فهميدی ... (يه دختر از اعضای شبکه ) مرد!؟!!!!...
-آره...
*آخی خودکشی کرده بود...معلوم نيست چی توی اون دلش بوده...!
-خودکشی نکرد...
*چرا از پل هوايی خودشو پرت کرده بود پايين ...
-من کشتمش!!!!!...
*چی ميگی تو!؟!!!! حالت خوبه؟!...
-باهاش حرف ميزدم... بهش گفتم آخر هفته پارتی هست اينجا بيا با هم باشيم!!! اونم قبول کرد...اومد...تنها بودم...گفت پس مهمونها کجان... گفتم همه اينجا هستن!!!... گفتم فقط من مهمونم و تو!!! گريه کرد...خواهش کرد...التماس کرد...گفت من دخترم...گفتم خانوم باشی که بهتره!!!... باز گريه کرد...باز التماس کرد... گفت بابام منو ميکشه...اگه نکشه حبسم ميکنه تا آخر عمر ( برای حفظ آبروش!!!!)... ولی من گوش نکردم...بعد از ۵ ساعت از پیشم رفت... گفت خداحافظ برای همیشه...منظورشو نفهمیدم...!!! ولی الان ... خیلی دیره...

این قسمتی از مکالمه های من و دوستم!!! در یکی از معروفترین شبکه های داخلی تهران بود ( که شنیدم دیگه تعطیل شده ) از اون به بعد دیگه هیچ خبری ازش ندارم...

چقدر پستی ها و حماقتها رو باید تحمل کرد؟!


همین دیگه...



شقايق گل هميشه عاشق


●به اشتراک گذاشتن اين مطلب در سايتهاي توييتر،share in your twitter account،فيس بوک،share in your facebook wall،بالاترین،share in balatarinn،خوشمزه،share in delicious،ياهو،share in Yahoo Buzz،ديگ،share in Digg it،گوگل،share with Google Buzz،کلوب،share in Cloob،ویووو،share in viwio !!!
کلمات کلیدی:
برای تهیه ی سی دی آموزش شیرپوینت اینجا کلیک کنید
لينک ها کامژيوتری برنامه نويسی
ساعت ٦:۳٢ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٧ آبان ،۱۳۸٢ 
●به اشتراک گذاشتن اين مطلب در سايتهاي توييتر،share in your twitter account،فيس بوک،share in your facebook wall،بالاترین،share in balatarinn،خوشمزه،share in delicious،ياهو،share in Yahoo Buzz،ديگ،share in Digg it،گوگل،share with Google Buzz،کلوب،share in Cloob،ویووو،share in viwio !!!
●به اشتراک گذاشتن اين مطلب در سايتهاي توييتر،share in your twitter account،فيس بوک،share in your facebook wall،بالاترین،share in balatarinn،خوشمزه،share in delicious،ياهو،share in Yahoo Buzz،ديگ،share in Digg it،گوگل،share with Google Buzz،کلوب،share in Cloob،ویووو،share in viwio !!!
کلمات کلیدی:
برای تهیه ی سی دی آموزش شیرپوینت اینجا کلیک کنید
بر ميگردم
ساعت ٦:۱٥ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٧ آبان ،۱۳۸٢ 
●به اشتراک گذاشتن اين مطلب در سايتهاي توييتر،share in your twitter account،فيس بوک،share in your facebook wall،بالاترین،share in balatarinn،خوشمزه،share in delicious،ياهو،share in Yahoo Buzz،ديگ،share in Digg it،گوگل،share with Google Buzz،کلوب،share in Cloob،ویووو،share in viwio !!!

●به اشتراک گذاشتن اين مطلب در سايتهاي توييتر،share in your twitter account،فيس بوک،share in your facebook wall،بالاترین،share in balatarinn،خوشمزه،share in delicious،ياهو،share in Yahoo Buzz،ديگ،share in Digg it،گوگل،share with Google Buzz،کلوب،share in Cloob،ویووو،share in viwio !!!
کلمات کلیدی:
برای تهیه ی سی دی آموزش شیرپوینت اینجا کلیک کنید
خاطره ای از يک شب بارانی
ساعت ۱۱:٢۳ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٥ آبان ،۱۳۸٢ 
●به اشتراک گذاشتن اين مطلب در سايتهاي توييتر،share in your twitter account،فيس بوک،share in your facebook wall،بالاترین،share in balatarinn،خوشمزه،share in delicious،ياهو،share in Yahoo Buzz،ديگ،share in Digg it،گوگل،share with Google Buzz،کلوب،share in Cloob،ویووو،share in viwio !!!

در جاده هراز تصادف کرديم . من و علی رضا قيافه ها رو ببين ! کليک کنی عکسمون رو می بينی.


●به اشتراک گذاشتن اين مطلب در سايتهاي توييتر،share in your twitter account،فيس بوک،share in your facebook wall،بالاترین،share in balatarinn،خوشمزه،share in delicious،ياهو،share in Yahoo Buzz،ديگ،share in Digg it،گوگل،share with Google Buzz،کلوب،share in Cloob،ویووو،share in viwio !!!
کلمات کلیدی:
برای تهیه ی سی دی آموزش شیرپوینت اینجا کلیک کنید
بازم هش كس نيست!
ساعت ۱۱:٥٢ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٥ آبان ،۱۳۸٢ 
●به اشتراک گذاشتن اين مطلب در سايتهاي توييتر،share in your twitter account،فيس بوک،share in your facebook wall،بالاترین،share in balatarinn،خوشمزه،share in delicious،ياهو،share in Yahoo Buzz،ديگ،share in Digg it،گوگل،share with Google Buzz،کلوب،share in Cloob،ویووو،share in viwio !!!

سلام

می بينم كه بازم هش كس نيست و منم و خودم و خودم و ...

شرمنده خودمم هستم چون وقت كتاب خواندن هم ندارم كه يه چند خط در موردش بنويسم بذارم رو وبلاگ!

اين صابر هم كه روز به روز داره قالب وبلاگ رو خرابتر می كنه (وای اون عكس گل سرخه و كلمه عشق و عكس دختره و بهرام رادان و خلاصه...رنگ بندی و ...) يعنی فكر می كنم می خواد جلف ترين قالب وبلاگ رو به اسم خودش به ثبت برسونه!

خلاصه هر وقت هم يه چيزی می نويسه نظر می ديم می گه نه من اونوقت حالم خوب نبوده اونارو نوشتم و منظورم اون و اين نبوده و ...

علی رضا هم كه مطلب نمی فرسته!

احسان هم كه چند روز اول مشتريم بود قرار بود دلداريمون بده ولی نمی دونم كجا گذاشته رفته!

فندك زيپو هم نيست! اصلا نيست٬ كاملا مفقوده٬ هيچ اثری از آثارش نيست!

امين هم كه گاهی سر می زد ديگه نمی زنه!

به اين معصومه هم می گم می ری به وبلاگ سر بزنی يه نظر هم بده٬ می ره اما باز هم نظر نمی ده!

خلاصه ما مونديم و خودمون!


●به اشتراک گذاشتن اين مطلب در سايتهاي توييتر،share in your twitter account،فيس بوک،share in your facebook wall،بالاترین،share in balatarinn،خوشمزه،share in delicious،ياهو،share in Yahoo Buzz،ديگ،share in Digg it،گوگل،share with Google Buzz،کلوب،share in Cloob،ویووو،share in viwio !!!
کلمات کلیدی:
برای تهیه ی سی دی آموزش شیرپوینت اینجا کلیک کنید
اگه دستات مال من بود جون به دستات می سپردم ولی ...
ساعت ٥:٠۱ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱ آبان ،۱۳۸٢ 
●به اشتراک گذاشتن اين مطلب در سايتهاي توييتر،share in your twitter account،فيس بوک،share in your facebook wall،بالاترین،share in balatarinn،خوشمزه،share in delicious،ياهو،share in Yahoo Buzz،ديگ،share in Digg it،گوگل،share with Google Buzz،کلوب،share in Cloob،ویووو،share in viwio !!!

  می گی: ولی چی ؟ بذار می گم پس گوش بده.

شایدنگم ولی چی؟ولی اگه فهمیدی! که فهمیدی « فبهاالمراد» غیر از اونم بی خیال شو. چراغی در زیرشیروانی رو می خوندم. این کتاب برای سن من و تو نوشته نشده ولی به قول مهناز مث کارتون شرک می مونه که حال و هوای بچگی از دید احساسات یه آدم بزرگه...این کتاب نوشته شل سیلور اشتاین صفحه 56 : عکس یه دختر کوچولوئه که نشسته جلوی یه پیانوی نو و ...نوشته

درس موسیقی

او دلش می خواست پیانو بزند،

اما دستهایش به کلید های پیانو نمی رسید،

بالاخره یه روز دستش به کلید های پیانو رسید،

ولی پایش روی پدال قرار نمی گرفت.

وقتی بالاخره پایش هم به قدر کافی بلند شد،

دیگر علاقه ای به نواختن آن پیانوی کهنه نداشت! ×

نور ســــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــتاره تو رفته از آسمونم


●به اشتراک گذاشتن اين مطلب در سايتهاي توييتر،share in your twitter account،فيس بوک،share in your facebook wall،بالاترین،share in balatarinn،خوشمزه،share in delicious،ياهو،share in Yahoo Buzz،ديگ،share in Digg it،گوگل،share with Google Buzz،کلوب،share in Cloob،ویووو،share in viwio !!!
کلمات کلیدی:
برای تهیه ی سی دی آموزش شیرپوینت اینجا کلیک کنید